نظم ، یکی از ویژگی های بارز شهید ابوالفضل رمضانی بود
آن روز فهمیدیم که خاک هم پذیرای جنازه افسر بعثی نیست
ما انتقام بستگانمان را نمیخواهیم؛ تقاص خون آقایمان را بگیرید
یه تعداد افراد بودیم که بهمون میگفتن : حمّله و قطّره
من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت هشتم)
نامه درخواست تسلیم و پایان دادن به بازی از میرحسین موسوی به رهبر شهید انقلاب
بزرگ مردی که در راه تبلیغ دین تلاش های بسزایی کرد
انگار خداوند، سگ ها را مامور کرده بود تا ما را نجات دهند
بعد از عملیات فکه قرار شد برای مین گذاری یگ گروه به فاو برود. حدود 20 نفر بودیم که هفت تن آل صفا آن جا شهید شدند. آن زمان حاج عبدالله تازه شهید شده بود و سید محمد زینال حسینی فرمانده بود . شهید سید محمد به من گفت شما هم با بچه ها برو.. […]
در فاو سمت دریاچه نمک یک پدافند داشتیم و یکی از گردان های رزمی آن جا بود . دوستان برای مین گذاری ، جلوی گردان رفتند که عراق از آن جا حرکت می کرد . محوری بود در فاو سمت دریاچه نمک که لشکر آن جا گردان پدافندی داشت . بچه های تخریب هم جهت […]
شهید رحمان میرزازاده سپاهی بود. آن موقع که برای ثبت میدان مین به مریوان رفتیم و ثبت که تمام شد ، قرار شد که یک سری از میدان مین هایی که در منطقه بود را پاکسازی کنیم. تعداد زیادی از بچه های گردان بودیم و در میدان، مین ها را یک جا جمع می کردیم […]