راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمد زارعکار
مبادا حفظ و صدور انقلاب اسلامی و دستاوردهای آن را فراموش كنيد
فرمانده تخریب لشگر ۴۳ امام علی(ع)، شهید علی ابدی
چند خاطره از فرماندهی شهید سید محمد زینال حسینی به روایت حاج مسعود میسوری
سبک خاص مداحی های شهید امیرمسعود تابش
شهادت حاج قاسم ، حاج رسول و شهید اکبری به روایت حاج اسماعیل گوهری
فکر کن اینجاصحرای کربلا ، امروز عاشوراست و امام حسین(ع) هل من ناصر سر داده
مسئول چایی ، شهید اصغر رحیمی

سردار شهید امیرعلی حاجیزاده این روزها نامی است که زیاد شنیدهایم اما اینکه چقدر او را میشناسیم، فاصله زیادی با شخصیت واقعی او دارد. مردی که بهحق پرچم برافراشته حاج حسن طهرانی مقدم را با عزت بهدست گرفت و اجازه نداد جای خالی این رفیق قدیمی خدشهای بر طرحها و اهدافی که داشتند وارد کند. […]
در روزگاری که ایران اسلامی آماج هجمههای بیرونی و نفوذهای خزنده درونی است، هنوز هستند مردانی که با تمام وجود بر سر عهد خود با خدا و امامشان ایستادهاند. سردار شهید امیرعلی حاجیزاده، از فرماندهان عالیرتبه و خوشنام جبهه مقاومت، با قلبی سرشار از اخلاص، پای در مسیر شهادت نهاد؛ مسیری که پیش از او […]
روزی که مردم به خیابان آمدند و شعار دادند: «انرژی هستهای حق مسلم ماست »، این شعار کابوسی بزرگ برای نظام سلطه بود. بیایید به یاد بیاوریم که پیش از مطرح شدن بحث هستهای، اروپا چه نگاهی به ما داشت و چه مذاکراتی با ایران انجام میداد؟ وقتی پای انرژی هستهای به میان آمد، گفتگوها […]
در اوایل دوران جنگ، یک خودروی نظامی سپاه مورد اصابت قرار گرفت و برای جابجایی آن نیاز به جرثقیل بود. اما سپاه منطقه در آن لحظه، دسترسی به جرثقیل نداشت. بنابراین، به سرعت با رانندهٔ یک جرثقیل خصوصی تماس گرفتند که اسمش محمد دالوندبود. او که نه ظاهری انقلابی داشت و نه در آن […]
بسم الله الرحمن الرحیم من دختر شهیدم. اسمم هلیا خانومه. من خیلی بابامو دلم براش تنگ میشه. بابام موشکا رو زد! دلم براش تنگ میشه. میخوام یبار دیگه بغلش کنم. دلم براش تنگ میشه. همیشه میخوام بخوابم دلم براش تنگ میشه. دورش بگردم همیشه نمازشو میخوند. همیشه به من میگفت هلیا خانوم! برو در اتاقت […]
شهید محمدعلی حسینی از پاسدارهای دوره اولی بود. سال ۵۸ عضو سپاه تهران و پادگان ولیعصر (عج) شد و در قالب گردان ۹ قدر این پادگان، به مناطق عملیاتی اعزام شد و ماهها و سالها در جبهههای مختلف خدمت کرد. شهید علی حسینی از آن دست پاسدارهای پیشکسوتی بود که حتی بعد از بازنشستگی همچنان […]
امروز، کمتر از ۶ سال پس از پاسخ موشکی ایران در عینالاسد، شاهد آن هستیم که ملتهای مظلوم و مستقل جهان یکییکی ترس خود از ایالات متحده را کنار میگذارند.
مقدمه در طول تاریخ، جنگها و رویارویی قدرتها در سطوح مختلف، فرماندهان و دولتها را وادار کرده تا برای پیروزی یا جلوگیری از شکست، از تمامی امکانات و ابزارهای در دسترس خود استفاده کنند. در این میان، جنایات جنگی و اقدامات غیراخلاقی همواره بهعنوان یکی از گزینههای ممکن مطرح بوده است. با این حال، ایالات […]
بازتاب حملات انتقام جویانه و قدرتمندانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی علیه آمریکا و حمله موشکی ایران به مهمترین پایگاههای نظامی آمریکا در عراق در واکنش به ترور سردار سلیمانی امروز در صدر اخبار رسانههای اروپایی قرار داشت. جمهوری اسلامی ایران عملیات انتقام ترور شهید سلیمانی را با شلیک موشکهای بالستیک به پایگاه آمریکایی عین الاسد […]
ایشان درجه سرهنگ دوم داشت، اما در منطقه، برادری که از نظر سن و درجه پایینتر از او بود فرماندهی تیپ را بعهده داشت. ابراهیم با وجود درجه ای که داشت اما هیچگاه از گذشته، علم یا تجربهاش سخن نمیگفت
شهید محمد آژند، روضه های شبهای محرم را بسیار زیبا میخواند، بهویژه شب سوم که متعلق به حضرت رقیه (س) است. او بسیار به حضرت رقیه (س) علاقه داشت و شب سوم را بهسبک استاد حاج منصور ارضی میخواند. در شب عاشورا، وقتی خبر شهادت مصطفی صدرزاده رسید، همه ما شوکه شدیم. همه میدانستند اما […]
شهید محمد آژند مداح هیئت ما بود و بسیار خوشقلب و شاد بود. من در طی بیش از بیست سال رفاقت با او، هیچگاه او را عصبانی ندیدم. او بسیار به بیتالمال حساس بود. ما قرار بود با هم به سوریه اعزام شویم اما اسم من رد شد. محمد گفت: « نگران نباش من اسم […]
از شهداي دیگری که با آنها رفاقت داشتم، شهید محمد معافی بود. او مسئول آموزش تیپ ما بود و بسیار جدی و متعهد بود. او پسر کوچکی داشت و بسیار به او علاقهمند بود. یک روز، محمد به من گفت: «چند سال است که به پسرم قول دادهام دوچرخه بخرم. امروز میخواهم برایش بخرم.» رفت […]
یوسف صباغیان، خواهرزاده شهید محمدعلی رجایی میگوید: «بعد از اجرای این مراسم تاریخی و ماندنی از دایی پرسیدم: ʼآن لحظه که حاج احمد آقا حکم تو را میخواند، شما به جایی خیره شده بودی. پیدا بود که داشتی فکر میکردی. به چه فکر میکردی و در اندیشهات چه میگذشت؟ʻ گفت: ʼیادت هست، وقتی کوچک بودیم […]
یک روز مادرم به اتاق میرود و میبیند که ابراهیم دستش در جیب پدرش است. همین که او را میبیند، فوری دستش را میکشد. ابراهیم جریان را تعریف میکند و میخواهد این ماجرا فاش نشود.
دیدم که نوشته بود: «محمدرضا فرهمند». رفتم و به مسئولان ایثارگران گفتم: «جنازه شهید فرهمند که قبلاً آمده، تشییع شده و دفن شده و در فلان جا است. این چیست؟ قضیه چیست؟»
شهید اردستانی گفت: برادر منشادی، حالا که زنده مانده ای، برگرد عقب و خیالت راحت باشد؛ ما پل را میزنیم. خواهشی که از تو دارم این است که بلند شو و برگرد و روایت کن که ما چه کرده ایم»
به گزارش گروه تحقیقاتی خالدین، حاج سید هادی موسوی یکی از رزمندگان هشت سال دفاع مقدس در لشگر 41 ثارالله بوده اند. گروه تحقیقاتی خالدین برای ثبت و ضبط خاطرات شهدای دفاع مقدس از برادر عزیز حاج سید هادی موسوی دعوت به عمل آورده است تا روایت ها و خاطرات این رزمنده گرامی، ثبت و […]
به یاد دارم هنگام عملیات والفجر سه در مهران و تپههای قلاویزان بودیم. حدود ۱۵ روز قبل از عملیات، ما با بچههای اطلاعات میرفتیم برای شناسایی و میآمدیم. قرار بود لشکر ثارالله از سه محور وارد عملیات شود. در محور یک، مرتضی اقبالی؛ محور دو، حسین محمدآبادی که اهل شهرستان بم بود؛ و محور سه، […]
شهید اردستانی گفت: برادر منشادی، حالا که زنده مانده ای، برگرد عقب و خیالت راحت باشد؛ ما پل را میزنیم. خواهشی که از تو دارم این است که بلند شو و برگرد و روایت کن که ما چه کرده ایم»
من پس از اتمام دوره در سال 1366 به گردان حمزه منتقل شدم و به عنوان معاون فرماندهی منصوب شدم. لشکر ما یعنی تیپ ویژه پاسداران، در عملیاتهای مختلفی مانند فتح یک، فتح چهار، فتح پنج، بیتالمقدس و والفجر شرکت داشت. اما بزرگترین عملیات ما مرصاد بود. در مرداد ۱۳۶۷، سازمان مجاهدین خلق از عراق […]
سال ۱۳۸۲ بود. اگر اشتباه نکنم، مصادف با سیزدهم رجب. من از قم به قصد زیارت امام حسین(ع) و عتبات عالیات راهی شدم. این سفر، چند ماه پس از سقوط صدام و در زمانی بود که عراق زیر سلطهی حکومت آمریکا قرار داشت. رفتم زیارت. حدود شانزده، هفده روز در کربلا ماندم و دو سه […]
عنوان و ماهیت سند نام کامل: Analysis of NFAC’s Performance on Iran’s Domestic Crisis, Mid-1977 – 7 November 1978 منبع مطالعه سند: https://www.cia.gov/readingroom/docs/DOC_0001259322.pdf نوع سند: گزارش داخلی/پستمورتِم (Post-Mortem) از عملکرد «National Foreign Assessment Center» (NFAC) موضوع: بررسی عملکرد NFAC در تحلیل اوضاع داخلی ایران پیش از انقلاب ۱۳۵۷، مشخص کردن نقاط ضعف، اشتباهات تحلیلی و […]
ریشه بسیاری از مسائل بشری و بحرانها و تقابلها در این سیاره زمین، در گذشتههای دور است؛ در اتفاقات و باورهایی که در جایی دور از تاریخ رخ دادهاند اما کُدهای هویتی و ایدئولوژیک ملل و قومها میشوند.
این پست، جناحی نیست؛ فقط نگاهی به مراحل مختلف نقشهی دشمن برای خلع سلاح کردن ایران اسلامی دارد. پس از پیروزی انقلاب، برخی سیاستمداران با انگیزه هایی نامعلوم، در پی فروش جنگندههایی بودند که پیش از انقلاب با پول مردم خریداری شده بود. با بهانهتراشیهای مختلف سعی میکردند جمهوری اسلامی را نسبت به معامله ای […]
ماجرای شروع استقلال بحرین از اواخر سال 1967 یا اوایل 1968 شروع شد. البته تاریخها را آنگونه که در ذهنم مانده ذکر میکنم چون منبع دقیقی روبهرویم نیست. اما به هر حال اواخرِ دههی شصت میلادی بود. گمان میکنم انگلیسیها از طریق ایادیای که داشتند، با شاه صحبت کرده بودند. ممکن است با خود ایشان […]
جان فوران، استاد جامعهشناسی در دانشگاه سانتا باربارا کالیفرنیا، در کتاب «مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از سال ۱۵۰۰ میلادی تا انقلاب» مینویسد:بیتردید رضاشاه تنها معمار اصلاحات دورهی خود نبود؛ خاصه در نیمه نخست سلطنت خویش پشتیبانی مدیران کارآزمودهی درون کابینه را با خود داشت و ایشان در کنار مجلس ارام و گوشبهفرمان، سومین […]
با توجه به قراردادی که همین امروز - نهم اوت 1919 – میان دولتین بریتانیای کبیر و ایران بسته شد، حکومت اعلی حضرت پادشاه انگلستان آماده است در صورت احتیاج به وسیله مقامات سفارت انگلیس در تهران از شما پشتیبانی کند.
عمّار بن ياسر مىگويد:در حالى كه من در خدمت پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم بودم حضرتش فرمود:شيعيان خاص و ناب،از ما اهل بيت هستند. عمر گفت:اى پيامبر خدا! آنها را به ما بشناسان تا ما با آنها آشنا شويم.پيامبر صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم فرمود:من اين سخن را به […]
ابو ايّوب انصارى -مىگويد: از پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله) شنيدم كه به عمّار بن ياسر مىفرمود: گروه سركش تو را مىكشند در حالى كه تو با حقّى و حق با توست. اى عمّار ! هر گاه على را ديدى كه راهى را مىپيمايد و مردم به راه ديگرى مىروند راه على را برو […]
على بن ابراهيم گفت : اسعد بن زراره و ذكوان بن عبد قيس كه از قبيلۀ خزرج بودند، در يكى از مراسم ها به مكه آمده بودند . علت مسافرت شان اين بود كه بين اوس و خزرج مدت زيادى جنگ و خونريزى ادامه داشت و آنان شب و روز اسلحه را زمين نميگذاشتند و […]
حسن بن سليمان با چند واسطه نقل میکند که سلمان فارسى رضى اللّٰه عنه گفت : در نزد پيامبر اكرم صلّى اللّٰه عليه و آله بوديم كه مرد عربى از بنى عامر وارد شد . سلام كرد و گفت يا رسول اللّٰه! از طرف شما پيكى آمد و ما را دعوت به اسلام نمود . […]
ابن عبّاس گويد: يكى از صحرانشينان از قبيلۀ بنى سليم در بيابان سوسمارى ديد و آن را گرفته و در ميان آستين لباس خويش جاى داد . سپس به طرف رسول خدا صلّى اللّٰه عليه و آله و سلّم حركت كرد و هنگامى كه به او رسيد با صداى بلند گفت : اى محمّد! اخلاق […]
اصبغ بن نباته حنظلى گويد: امير المؤمنين عليه السلام را ديدم روزى كه بصره را فتح كرد و بر استر رسول خدا صلى اللّٰه عليه و آله سوار بود. سپس فرمود: اى مردم! بشما خبر ندهم كه بهترين مخلوق در روزى كه خدا آنها را گرد آورد (روز قيامت) كيست؟ ابو ايوب انصارى برخاست و […]
زيد بن وهب گويد : كسانى كه در خلافت ابى بكر مخالفت كردند و پيش افتادن او بر على را انكار نمودند از سران مهاجر و انصار دوازده كس بودند از مهاجرين خالد بن سعيد بن عاص، مقداد بن اسود و ابى بن كعب و عمار بن ياسر و ابوذر غفارى و سلمان فارسى و […]
ابان ابی عیّاش از سليم بن قیس هلالی نقل كند كه گفت : به على عليه السّلام گفتم : اى امير مؤمنان! از سلمان و مقداد و ابوذر چيزى از تفسير قرآن و روايت از پيامبر صلّى اللّٰه عليه و اله و سلّم شنيدم ، سپس آنچه را از آنان شنيده بودم از شما نيز […]
سليم بن قيس هلالی میگويد : با سعد بن ابى وقّاص ملاقات كردم و به او گفتم : من از على عليه السّلام شنيدم كه میفرمود : از پيامبر صلى اللَّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : «از فتنه اخينس بپرهيزيد ، از فتنه سعد بپرهيزيد ، كه او به خوارى حق و اهل […]
ابان بن ابى عيّاش از سليم بن قيس نقل میكند كه گفت : از سلمان فارسى شنيدم كه چنين میگفت : هنگامى كه پيامبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفت و مردم آنچه میخواستند كردند ، ابوبكر و عمر بن خطاب و ابو عبيده جراح نزد مردم آمدند و با انصار به […]
میگویند در داستان تاریخ، «کربلا» سنگ محک آدمهاست. در دل همه روایتهای ریز و درشت این واقعه تا دلتان بخواهد میتوانید شخصیتهایی را پیدا کنید که درست در بزنگاه عاشورا راهی را رفتهاند که شاید هیچ خط و ربطی با گذشته شأن نداشته باشد. چه کسانی که در واپسین ثانیهها در سپاه دشمن ندای «هل […]
در قصه عاشورا کنار همه شهدایی که از کربلا میشناسیم و در ماتم و عزاداریهایمان پای روضهها برایشان اشک ریختهایم؛ میشود آدمهایی را پیدا کرد که قصه نبرد و هم رکابیشان با سیدالشهدا (علیه السلام) کمتر به گوشمان رسیده، آنهایی که صدای هل من ناصر ینصرنی امامشان را شنیدهاند و داستان زندگیشان را با شهادت […]
به گزارش خبرنگار خیمه گاه باشگاه خبرنگاران؛ مادر وى رقيه دختر اميرالمؤمنين (عليه السلام) و مادر رقيه صهباء ام حبيب دخت عباد بن ربيعة بن يحيى العبد بن علقمة بن تغلبى بوده است. گفته شده: صهباء از اسيران يمامه و به گفته اى: از اسراى عين التمر براى اميرالمؤمنين (عليه السلام) خريدارى شده. حضرت از […]
عون، پسر عبدالله جعفر بن طيار و مادرش زينب كبري عليهاالسلام، دختر اميرمومنان عليه السلام است. سيرهنويسان نوشتهاند كه وقتي امام حسين (عليه السلام) از مكه خارج شد، عبدالله بن جعفر نامهاي را براي امام ارسال داشت كه در آن از امام درخواست كرده بود كه از عزم خود باز گردد. عبدالله بن جعفر نامه […]
نامه امام به كوفيان پس از نزول در سرزمين كربلا بسم اللَّه الرحمن الرحيم از حسين بن على بسوى سليمان بن صرد، مسيب بن نجبه، رفاعة بن شداد عبد اللَّه بن وائل و گروهى از مؤمنين. اما بعد؛ شما ميدانيد كه پيامبر اسلام صلّى اللَّه عليه و آله در زمان زندگى خود فرمود: كسى كه […]
شهيد ثانى رحمة اللّه عليه از عبد الله بن سليمان نوفلى نقل ميكند كه گفت خدمت حضرت صادق(عليه السّلام)بودم كه غلام عبد الله نجاشى وارد شد و سلام كرد و نامه عبد الله را تقديم نمود.امام نامه را گشود و قرائت كرد ابتداى نامه چنين بود: بِسْمِ اَللّٰهِ اَلرَّحْمٰنِ اَلرَّحِيمِ ،خدا عمر آقايم را طولانى […]
زمانى كه علىّ بن موسى الرّضا عليهما السّلام بر مأمون (خلیفه وقت) وارد شدند ، مأمون به فضل بن سهل دستور داد تا علماى أديان و متكلّمين مثل جاثليق (عالم بزرگ نصارى) ، رأس الجالوت (عالم بزرگ يهود) ، رؤساى صابئين (منكرين دين و شريعت و خدا و پيامبر) ، هربذ بزرگ (عالم بزرگ زردشتيان) […]
كسانى كه حضور داشتند از لبخند حضرت رضا ناراحت شدند بعضى گفتند خنده او از روى سرزنش براى عمويش است . امام عليه السّلام خارج شد تا در مسجد نماز بخواند عرض كرديم آقا فدايت شويم در باره شما كسانى كه حضور داشتند
امام حسن مجتبي(ع) پسري به نام زيد داشت. از اين زيد پسري به دنيا آمد به نام حسن. مادر اين حسن لبابه نام داشت و لبابه پيش از اين همسر حضرت ابوالفضل(ع) بود و پس از به شهادت رسيدن حضرت ابوالفضل، زيد او را به همسري گرفت و از او يك پسر و يك دختر […]
اى احمد بن اسحق! بدرستى كه خداى تبارك و تعالى از آنگاه كه آدم را آفريده زمين را از حجت خدا بر خلق خالى نگذاشته و نگذارد تا قيام ساعت...