تاریخچه گردان تخریب لشگر شش ویژه پاسداران به روایت حاج عبدالله فرازنده
آنها کودتاچی و قلدرهایی بودند که تصادفاً شیعه بودند
علامه امینی حکومت را از آن ولی فقیه میدانست
سیاستمداران آمریکا فهرست مشتریان فاسد ترین مرد آمریکایی را مخفی کردند
شواهدی از “شهادت” سید مصطفی خمینی
نحوه ی خواندن کتاب جامع المقدمات به روایت شهید حسین مسیبی
ماجرای لبخند زدن امام رضا ع به مردی که در حال احتضار بود
دست و پایش را گرفتیم و در آب انداختیمش
یکی از شهدایی که برای من بسیار شاخص بود، شهید معمارزاده بود. تا جایی که من به خاطر دارم، او را به نام حسین میشناختیم، اما بعدها که با دوستانم صحبت میکردیم، فهمیدم که نام اصلیاش سیامک بوده است. شهید معماریان دانشجوی انگلستان بود و فردی تحصیلکرده و بافضیلت محسوب میشد. محاسن او تازه درآمده […]
معمولا رسم بود که بعد از عملیات ها ، قرار می گذاشتیم که وقتی برای مرخصی به تهران آمدیم ، برویم و به خانواده های شهدا سر بزنیم . بعد از شهادت شهید سیامک معماز زاده هم همینطور شد . قرار گذاشتیم و در دو راهی دزاشیب جمع شدیم . من بودم و حاج عبدالله […]
شهید سیامک (حسین) معمارزاده بچه ی بالاشهر بود . خونه پدریش توی محله تجریش تهران بود . خانواده اش از نظر مالی مرفه بودن . البته مرفه از دیدگاه من . فکر میکنم تنها پسر خانواده بود . درس خونده هم بود چون یه روز رفتیم خونشون ، پدرش خیلی اصرار میکرد که این پسر […]