• امروز : پنجشنبه, ۱۰ خرداد , ۱۴۰۳

حاج جعفر طهماسبی

نحوه شهادت چهارده شهید شیمیایی به روایت حاج ابراهیم قاسمی
عملیات بیت المقدس چهار

نحوه شهادت چهارده شهید شیمیایی به روایت حاج ابراهیم قاسمی

تقریباً آخرهای جنگ ، سال 66 بود و ما قرار بود با بچه هایی که قبلاً در منطقه بیاره ی عراق مستقر شده بودند جایگزین شویم . عراق آن جا را شیمیایی زد . مقر قبلی را زده بود و تعدادی تا از بچه ها آنجا شهید شدند . بچه ها اکثر جنازه ها را […]

رضا استاد شهید شد و من مجروح شدم
نحوه شهادت شهید رضا استاد

رضا استاد شهید شد و من مجروح شدم

ما بعد از شهادت چهارده شهید شیمیایی که قبلا عرض کردم ، در بیاره مانده بودیم تا پانزده نفر از بقیه بچه ها که به مرخصی رفته بودند از مرخصی آمدند . بچه هایی که در عملیات بودند و از قبل آن جا بودند حدود 40 روز الی 2 ماه مانده بودند داشتند به مرخصی […]

نحوه شهادت چهارده شهید شیمیایی به روایت حاج مسعود تاج آبادی
عملیات بیت المقدس چهار

نحوه شهادت چهارده شهید شیمیایی به روایت حاج مسعود تاج آبادی

برای عملیات بیت المقدس چهار به شهر بیاره رفتیم . قبل از اینکه به سنگر برویم  در مقر کاری انجام می دادیم حاج احمد بود و چند تا از بچه های دیگر. گذرمان به شهر حلبچه افتاد. دیدیم که جنازه در کوچه و خیابان ریخته است. زن و مرد همه در کوچه مرده بودند. گشتیم […]

چهارده نفر از بچه ها شهید شدند و ما شیمیایی شدیم
بچه ها اکثرا زنده بودند فقط شیمیایی شده بودند

چهارده نفر از بچه ها شهید شدند و ما شیمیایی شدیم

ما در عملیات بیت المقدس چهار ، یک چادری در نزدیکی های خط ، پشت تپه زده بودیم . ما در آن چادر نبودیم اما خبری رسید و گفتند بمباران شده و همه ی بچه ها شهید شدند . ما با حاج مجید مطیعیان و هفت هشت نفر دیگر جمع شدیم و به مقر لب […]

عملیات والفجر هشت به روایت حاج مسعود میسوری (قسمت اول)
موانعی که برای عملیات داشتیم

عملیات والفجر هشت به روایت حاج مسعود میسوری (قسمت اول)

در عملیات والفجر هشت از سه محور عملیات شد که فاو و ام الرصاص را همزمان شروع کردند . قرار بود هر کدام که موفق شد ، همان را بعنوان عملیات اصلی ادامه دهیم . عراق تصورش این بود که عملیات اصلی در ام  الرصاص است و ام الرصاص واقعاً مهم بود . ما در […]

اولین دیدار و آشنایی با شهید حاج عبدالله نوریان
فصل بهار بود ، زمین سبز بود و آلاله های قرمز و لاله های وحشی ...

اولین دیدار و آشنایی با شهید حاج عبدالله نوریان

شهید حاج عبدالله نوریان فرمانده گردان تخریب بود و معاونش شهید حاج آقا سید محمد زینال حسینی بود. وقتی من در فروردین سال شصت و سه وارد گردان شدم حاج عبدالله در گردان نبود و ما سوال می کردیم برادر عبدالله کیه و کجاست ؟ می گفتند که در عملیات مجروح شده یا اینکه از […]

بعد از هر عملیات ، سر زدن به خانواده شهدا اجباری بود
با لباس نظامی و پرچم و پلاکارد

بعد از هر عملیات ، سر زدن به خانواده شهدا اجباری بود

بعد از هر عملیات حاج عبدالله کل بچه ها را اجبار می کرد که با لباس نظامی به تهران برویم در لانه جاسوسی ما را می خواباند  و ناهار و شام  تهیه می کرد . البته در تهران تهیه ناهار و شام خیلی سخت بود.  حاج عبدالله ما را  می برد تا به  تمام خانواده […]

حاج جعفر طهماسبی
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

حاج جعفر طهماسبی

جعفر طهماسبی هستم رزمنده گردان تخریب لشکر سید الشهدا علیه السلام من در فروردین سال 1363 رسماً وارد تخریب شدم اما قبل از فروردین 1363 یعنی از زمان والفجر دو به بعد ارتباط با گردان داشتم سید الشهدا نبودم قرار کربلا بودم به جهت اینکه حاج ابراهیم برادرم در گردان بود به گردان سر می […]

قهر و آشتی با شهید سید محمد زینال حسینی
آقا سید تکلیف کرده بود که باید برگردید

قهر و آشتی با شهید سید محمد زینال حسینی

من با آقا سید محمد یک علاقه خاصی دارم ، هم به جهت اینکه از بچه های شهید حاج عبدالله نوریان بودیم و هم زیر دست حاج عبدالله بزرگ شده بودیم و حالا یک خورده شر آشوب هم بودیم  تو گردان . حالا سید محمد می خواست هم ما رو کنترل کنه هم مجموعه را […]

مداحان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام
شهید حسنی و شهید خدیور ، شهید خلج و شهید علی سلمانی

مداحان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام

قبل از من شهید حسنی و شهید خدیور ، شهید خلج و شهید علی سلمانی در گردان مداحی میکردند اما نه اونطوری که توقع بود من بخونم . بیشتر در حد یک سینه زنی و مراسم نوحه صبحگاهی بود . آنها هم حماسی می خوندند و سینه می زدند نه که  مداحی غزل مصیبت و […]

وقتی تویوتای حاج احمد چپ کرد
اعزام مجدد بعد از مجروحیت

وقتی تویوتای حاج احمد چپ کرد

من بعد از عملیات کربلای چهار ، در کربلای پنج مجروح شدم و تا بیست و شش اسفند در بیمارستان بودم . پایم را گچ گرفتند و بیست و پنج روز پایم در گچ بود . همرزم ما آقا جعفر طهماسبی برای ملاقات به منزل ما آمد . گفت : من می خواهم به جبهه […]

مسئول چایی ، شهید اصغر رحیمی
شهید مظلوم گردان تخریب

مسئول چایی ، شهید اصغر رحیمی

یک شهیدی بود درگردان بنام شهید بزرگوار اصغر رحیمی . از شهدای خیلی خوب و زحمت کش گردان ما بود بچه کرج بود وقتی به گردان آمد 16 الی 17 سال داشت بعد از عملیات کربلای یک بود که وارد گردان شد .  از روز اول کسی بود که در گردان هر کاری نیاز بود […]

اگر لازم شد من میدوم توی میدون مین ، شماها با فاصله دنبالم بیاین
طلبه شهید ، اسدالله الله یاری

اگر لازم شد من میدوم توی میدون مین ، شماها با فاصله دنبالم بیاین

شهید اللهیاری از قدیمی های تخریب لشگر۱۰ بود به جهت لهجه ترکی فارسی که داشت خیلی شیرین حرف میزد و توی هر جمعی که وارد میشد کمپوت روحیه بود. البته خیلی آدم با جنبه وباظرفیتی بود. فرمانده ما شهید حاج عبدالله که به جدی بودن ووقار معروف بود وبه ندرت با کسی شوخی میکرد با […]

عملیات کربلای چهار به روایت حاج جعفر طهماسبی
حتی فرمانده هایمان نیز اعتراف می کنند

عملیات کربلای چهار به روایت حاج جعفر طهماسبی

عملیات کربلای 4  هم ماها خودمون که تو عملیات بودیم ، یعنی درسته که ما ماموریتمان انجام نشد اما ماموریت داشتیم برای عملیات . در این فلشی که برای انجام عملیات در حضرت سید الشهدا گذاشته اند یکی از سخت ترین و حیاتی ترین کاری که باید انجام می شد کاری بود که لشکر حضرت […]

بررسی دویدن در میدان مین به روایت حاج جعفر طهماسبی
اعتقادم این است که مطلقا دویدن در میدان مین را رد می کنم

بررسی دویدن در میدان مین به روایت حاج جعفر طهماسبی

امروز در نقل خاطرات و روایت ها به دویدن در میدان مین خیلی تأکید می کنند و همچنین خاطراتی با موضوع خوابیدن و غلط زدن رزمنده ها در میدان مین . بنده ادعائی ندارم اما به عوان کسی که حداقل نزدیک 5 الی 6 سال در مجموعه گردان تخریب لشکر حضرت سید الشهدا ، رزمندگی […]