• امروز : دوشنبه, ۲۷ فروردین , ۱۴۰۳

به روایت حاج اسماعیل گوهری

از شهادت شهید پیام شریفی تا مخابره خبر شهادت من
ادامه ی عملیات کربلای هشت

از شهادت شهید پیام شریفی تا مخابره خبر شهادت من

ما یک گروه بیست نفری بودیم و برای ادامه ی عملیات کربلای هشت یا کربلای پنج به سمت خط رفتیم . قرار بود بنا به دستور ، مأمورتی را انجام بدهیم . به خط دوم رسیدیم که سنگری آن جا بود و داخل آن سنگر رفتیم که یک شب استراحت بکنیم یا آماده عملیات شویم […]

وقتی سند موقعیت شهید کهن به نام گردان تخریب خورد
گروه هایی که به قرارگاه ثارالله مامور شده بودند

وقتی سند موقعیت شهید کهن به نام گردان تخریب خورد

تا آن جا که در خاطرم هست ، قرار بود در سال شصت و سه عملیاتی شکل بگیرد که ما از زمان دقیق و مکان آن خبر نداشتیم ولی فرماندهان سپاه به این نتیجه رسیده بودند که برای انجام این عملیات باید یک قرارگاهی تشکیل بشود . این قرارگاه را تشکیل دادند و نام آن […]

گنجشک هایی که از لب برکه آب میخوردند
خاطره هایی از روحیه ی مهربان شهید نوریان

گنجشک هایی که از لب برکه آب میخوردند

بعضی از بچه های گردان تخریب نماز شب خوان بودند و تا صبح بیدار بودند و بعضی هم تا اذان صبح میخوابیدند . اما در هر صورت ، بعد نماز صبح کسی حق خوابیدن نداشت . بعد از نماز صبح برای ورزش و نرمش و دعای صبحگاهی میرفتیم بیرون محوطه تا بعد از طلوع آفتاب […]

شهادت حاج قاسم ، حاج رسول و شهید اکبری به روایت حاج اسماعیل گوهری
ماموریت گردان تخریب در سردشت ، سال 1366

شهادت حاج قاسم ، حاج رسول و شهید اکبری به روایت حاج اسماعیل گوهری

لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام در منطقه ی سردشت یک خط پدافندی داشت که قبلا خط عراقی ها بود و ظاهرا به تازگی تصرف شده بود . یکی دو تا از گردان های لشگر آن جا مستقر بودند . عراقی ها آن جا یک سری میدان مین داشتند که قبل از شکستن خط شان کاشته […]

عملیات کربلای پنج به روایت حاج اسماعیل گوهری
دست شفاعت و اخوت با شهید سید محمد زینال حسینی

عملیات کربلای پنج به روایت حاج اسماعیل گوهری

عملیات کربلای پنج درواقع یک عملیات تعجیلی برای غافل گیری دشمن بود . عملیات کربلای چهار، تقریبا پانزده روز قبل از عملیات کربلای پنج اتفاق افتاد . به خاطر لو رفتن عملیات و عدم الفتحی که شکل گرفت ، دشمن جشن و شادی به پا کرد و در همه ی رسانه های دنیا اعلام کرد […]

خوابی که برای حاج عبدالله نوریان دیدم
میخواستیم حاجی را در همان قرارگاه دفن کنیم

خوابی که برای حاج عبدالله نوریان دیدم

قبل از عملیات والفجر هشت ، چند بار از شهید حاج عبدالله نوریان شنیده بودم که میگفت : اگر کسی خواب شهادت من را دید ، به من بگوید . در اردوگاه ام النوشه ، کنار رودخانه کارون مستقر بودیم که یک شب در عالم رویا یک خوابی را درباره ی شهادت حاج عبدالله دیدیم […]

عملیات والفجر هشت به روایت حاج اسماعیل گوهری
ماموریت گردان تخریب در والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج اسماعیل گوهری

عملیات والفجر هشت ، یک عملیات منحصر به فرد در کل دفاع مقدس بود . مدتی پیش از آن ، به واسطه ی نفوذ عناصر دشمن و منافقین ، عملیات ها بعضاً لو می رفت ،  مختل می شد و یا  با عدم الفتح مواجه می شد. به همین خاطر ، کار وسیعی روی عملیات […]

خاطره بچه های پشتیبانی لشگر از شهید حاج عبدالله نوریان
امانت داری و اخلاص و رفتارشان با نیروها

خاطره بچه های پشتیبانی لشگر از شهید حاج عبدالله نوریان

من قبل از ورود به گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء ، در گردان تخریب جای دیگری بودم ، رفقایی بودند که قبلا با حاج عبدالله کار کرده بودند . زمانی که ما در کردستان ، با بچه های تیپ بیست و یک رمضان بودیم ، بین بچه ها صحبت از حاج عبدالله بود . صحبت […]

راوی و رزمنده گردان تخریب حاج اسماعیل گوهری
آشنایی با گردان تخریب

راوی و رزمنده گردان تخریب حاج اسماعیل گوهری

یاد رفقای شهیدمان بخیر . چه عاشقانه، چه عارفانه ، چه صادقانه، چه مخلصانه رفتند یاران تخریب. آنان که در طریق حق جان شیرین خود را، به عشق اسلام، به عشق ولایت، به عشق ملت و به عشق این وطن نثار رکردند. تا اسلام عزیز سرافراز و ایران عزیز سربلند باقی بماند. شهدا دوستتان داریم. […]