اگر عکس فرزندم مانع شهادت من شود آن را پاره میکنم و در آب میاندازم
جنگ رجيع در ماه صفر و در سى و ششمين ماه هجرت
آن روز فهمیدم ما اسرائیلی ها جنایتکاریم
اگر آب گرم نباشد رنگ ما ميپرد و تو فكر ميكنی ترسيده ایم
هادی را شهدا انتخاب کرده بودند برای برگزاری یادواره شهدا
از خدمت به رزمندگان تا بدرقه زائران کربلا
در مشهد بود اما نامه هایش را از جبهه برای ما میفرستاد
وقتی شهید شد تازه فهمیدم منظورش چی بود
شهید منصور احدی در فاو همراه ما بود. بچه ی خیلی ساکتی بود و اهل مراقبه بود. با ما زیاد می چرخید و گاهی حدیثی برایش می خواندم. خیلی خالصانه و مخفی و پنهان دنبال معنویات بود. ایشان هم با آن هفت نفر به شهادت رسیدند.