از خودت بپرس تو برای انقلاب چیکار کردی ؟
زخم زبان های مردم و اقوام را چه طور تحمل کنم؟
بمباران منطقه عملیاتی کربلای یک به روایت حاج علی اکبر جعفری
آخرین رزمنده ای که بر سر سفره ی غذا حاضر شد
کلبه عمو تام؛ کتابی که شمال و جنوب آمریکا را به جنگ کشانید
روایت آزاده ی سرافراز ارتشی از اسارت سربازان ارتش در جبهه دهلران
رسول میگفت : بگو من فرمانده تان هستم …
خون شهدا نمیگذاشت شهید سید محمد به مرخصی برود
لباس پلنگی نو و بسیار زیبایی پوشیده بود . موتورش را تمیز کرد . گفتم : هادی جان کجا ؟ مگه میخوای بری عملیات ؟ یکی دیگه از بچه ها گفت : این لباس کماندویی رو از کجا آوردی ؟ نکنه خبرایی هست و ما نمیدونیم ؟ خندید و گفت : امروز میخوان جلوی دانشگاه […]