عملیات کربلای چهار به روایت حاج جعفر طهماسبی
تلنگری که برای همه ما از آب گوارا، حیاتی تره
شبی که فرمانده سپاه کردستان ، شهید حاج داوود کریمی سینه خیز رفت
دستاورد های جمهوری اسلامی ایران در چهل سالگی
خدایا ممنونم ازت که چنین فرزندی به من اعطا فرمودی
شهید غلامحسین رضایی ، جوان خوش خنده ، شوخ طبع و با صفا
شهید عبدالعظیم خلیلزاده، کوچکترین رزمنده گردان ما…
بیدار شو ! یک صلوات بفرست و بگیر بخواب
در استان حلب بودیم و ماموریتمان پاکسازی چند ساختمان بود . شش نفر بلند شدند که برویم به ساختمان شماره سه . با بنده و حسن شدیم هشت نفر . وقتی حرکت کردیم به سمت ساختمان شماره سه ، آقای حسن قاسمی دانا – شهید مدافع حرم – با یک لحنی که انگار میخواست مطلب […]
بخشی از خاطرات شهید مصطفی صدرزاده : حسن کار همه را راه میانداخت. از صبح تا شب برنامههاش يک چيز بود، آن هم خدمت به رزمندگان. همه بچهها میگفتند: «حسن آخر معرفت هست». همه را میخنداند. همه به یک طریقی عاشقش شده بودند. يک روز که میخواستيم غذا به دست بچهها برسانيم با موتور راه […]