چی شده پسرم؟ بیا ببینم چی میگی؟
ماجرای شیمیایی شدن شهید حاج عبدالله نوریان
ما انتقام بستگانمان را نمیخواهیم؛ تقاص خون آقایمان را بگیرید
بشارت دوازدهمین امام شیعیان به احمدبن اسحاق
اعتراف تاریخی لیبرمن به شکست اسرائیل در برابر مقاومت فلسطین
عشق و اطاعت رزمنده ها از حاج قاسم بدلیل اخلاصش بود
آخرین توصیه و آخرین جمله ای که از زبان عبدالله شنیده شد
آنچه در غزه میگذرد صدای کرکننده ی جنایات صهیونیست هاست
در عملیات عاشورای سه چند معبر بود . من و حاج عبدالله سمنانی بودیم با یک دسته از گردان ، قرار شد که از پشت کمین برویم و پل شان را بزنیم و در رودخانه برویم که کمینی ها نتوانند بیرون بیایند و همه را بزنیم . برادر محسن اسدی هم بود . چند شب […]
ما برای شرکت در عملیات کربلای پنج به گردان حضرت علی اکبر مامور شده بودیم . مسئول تیم ما برادر محسن اسدی بود . من بودم و سه تا از بچه های دیگر هم بودند . محسن اسدی به من گفت که شما کنار دست من باشید و منم گفتم باشه . ما منتظر بودیم […]