حاج عبدالله اینگونه با طلاب حوزه علیمه برخورد میکرد
قلب انسان هم مثل این سنگ ها سیاه و کدر میشود
گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم!
به عزیزانی که برای خدا کار و تفکر میکنند افتخار میکنم
بدانید که هیچ چیز جز او نیست ، امر امام را اطاعت کنید و دنبال کسی جزامام نروید
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج ذبیح الله ملکی
آن قدر تمرین کرده بود که خودشکنی برایش آسان شده بود
این سه شهید آخرین امید صدام را ناامید کردند
بعد از این که دوران نقاهت شیمیایی را در بیمارستان لقمان قزوین گذراندم و به منطقه برگشتم ، دوستان در غرب بودند و در شهر ماووت عملیات شده بود . لشکر آن جا کار می کرد. وقتی من رسیدم دوستان می خواستند به جنوب بروند . عملیاتی که عراق انجام داده بود باعث شد عراق […]
سال شصت و هفت ، روزهایی بود که عراق دفاع متحرک می کرد و به جلو می آمد ، ما داشتیم انبار زاغه را خالی می کردیم . شهید امیر یشلاقی هم بود . شهید حاج ناصر اربابیان (معاون گردان) گفت ما با موتور به جلو می رویم که از نیروهای عراقی خبر بگیریم . […]