• امروز : دوشنبه, ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های انقلاب اسلامی ایران - صفحه 46 از 99 - خالدین

چادر اسطوره های گردان تخریب
من اسم این چادر را چادر اسطوره ها گذاشتم

چادر اسطوره های گردان تخریب

در موقعیت گردان تخریب یکی از چادر ها چادری بود که من مسئول آن چادر بودم . داخل این چادر شهید محمد بهشتی و شهید عنایت الله رزاقی و شهید سید اسماعیل موسوی می آمدند و حاج آقا مسعود تاج آبادی هم بودند . این چادر نسبت به چادر های دیگر یک حالت خاصی داشت […]

عملیات والفجر یک به روایت حاج علی بهجانی ممقانی
عملیات لو رفته بود و ناتمام ماند

عملیات والفجر یک به روایت حاج علی بهجانی ممقانی

در عملیات والفجر یک ، ما مأمور شدیم به واحد مهندسی رزمی برویم . عراق به قدری آتش میریخت که امکان انجام ماموریت وجود نداشت . یک لودر بزرگ آنجا بود که بیلش را بلند کرد و ما رفتیم زیر بیلش تا از گزند ترکش مصون بمانیم . صبح شده بود و ماموریت ما انجام […]

چند خاطره از موقعیت چنانه به روایت حاج علی بهجانی
می گفتیم دریغ از بچه های چنانه

چند خاطره از موقعیت چنانه به روایت حاج علی بهجانی

تنها تصویری که از شهید حافظ خدایاری در ذهن دارم مربوط به زمانیست که تازه رفته بودیم به منطقه چنانه و آنجا مستقر شده بودیم . یک شلوارهایی به ما داده بودند که معروف بود به شلوارهای استتار جنگلی . بعدا جزء لباس های خاکی شد . معمولا به کسانی که تازه اعزام می شدند […]

معبر حاج قاسم اصغری در عملیات عاشورای سه به روایت حاج حسن نسیمی
می خواهم برای شما شرایط حاکم بر منطقه را تشریح و ارزیابی کنم

معبر حاج قاسم اصغری در عملیات عاشورای سه به روایت حاج حسن نسیمی

در جریان شناسایی منطقه فکه ، قبل از عملیات عاشورای سه ، آقای علی روح افزا از گردان تخریب و آقای محمد محافظت کار که سر تیم اطلاعات عملیات و سرگروه اطلاعات بود و چند نفر از بچه های اطلاعات با هم ، هم مسیر بودند . از خط اول تا لجمن (لبه ی جلوی […]

خاطره ای از حاج قاسم اصغری که مرحوم یشلاقی تعریف میکرد
مرحوم حاج امیر یشلاقی می خندید و تعریف می کرد

خاطره ای از حاج قاسم اصغری که مرحوم یشلاقی تعریف میکرد

مرحوم شهید حاج امیر یحیوی تبار یشلاقی برای من خاطره ای تعریف می کرد که این خاطره را من به نقل از ایشان برای شما تعریف میکنم ؛ ما یک دژبانی در کرخه داشتیم . رودخانه ی کرخه یک پلی داشت شبیه پل های عابر پیاده . کنارش را میله بندی کرده بودند که مثل […]

تیر به پهلوی مصطفی خورده بود اما بجای ناله میگفت یا فاطمه الزهراء س
روح بزرگ مومن عصیان نمیپذیرد

تیر به پهلوی مصطفی خورده بود اما بجای ناله میگفت یا فاطمه الزهراء س

شهید مصطفی مبینی در عملیات بدر شهید شد . می گفتند شهید مبینی یکی از شهدایی بود که بسیار بچه ی آرامی بود و دائم ذکر می گفت . در گردان چنین افرادی داشتیم و یکی از کسانی که دائم الذکر بودند ایشان بود . یک شعری هم داشت که همیشه می خواند و ما […]

عملیات بدر به روایت حاج حبیب فرخی
گفتند دستور عقب نشینی صادر شده

عملیات بدر به روایت حاج حبیب فرخی

ما در عملیات بدر تیم دوازده یا سیزده نفره بودیم و خود شهید آقا سید محمد زینال حسینی خدابیامرز هم همراه ما بود . ما با قایق رفتیم و وقتی در راه داشتیم می رفتیم دیدیم همه ی نیروها در حال برگشتن هستند . پرسیدیم چرا برمیگردید که گفتند دستور عقب نشینی صادر شده و […]

عملیات عاشورای سه به روایت حاج حبیب فرخی
نحوه شهادت شهید محمد بهرامی

عملیات عاشورای سه به روایت حاج حبیب فرخی

قبل از عملیات عاشورای سه ، لشگر سیدالشهداء علیه السلام ، تیپ سیدالشهدا بود و هنوز به لشگر ارتقاء پیدا نکرده بود . حاج علی فضلی که فرمانده لشگر شد ، تیپ تبدیل به لشگر . اولین عملیاتی که در زمان فرماندهی حاج علی فضلی انجام شد به نظرم عملیات عاشورای سه بود . عملیات […]

بیان ماموریت یک نیروی تخریبچی در عملیات به روایت حاج حبیب فرخی
وظیفه ی تخریبچی این بود که ...

بیان ماموریت یک نیروی تخریبچی در عملیات به روایت حاج حبیب فرخی

معمولا عملکرد گردان تخریب در زمان عملیات به این شکل بود که ابتدا باید بچه های واحد اطلاعات عملیات می رفتند و منطقه عملیات را شناسایی می کردند . زمانی که یک تیم اطلاعات عملیات می رفت حداکثر چهار یا پنج نفر بودند و حتما از این چهار یا پنج نفر ، یک نفرشان نیروی […]

دوره آموزشی گردان تخریب به روایت حاج حبیب فرخی
همین اخلاق و رفتار بود که افراد را جذب می کرد

دوره آموزشی گردان تخریب به روایت حاج حبیب فرخی

روزهای اول که ما شهید حاج عبدالله را می دیدیم برایمان خیلی عجیب بود که ایشان در همه چیز پیشرو بودند . مثلا وقتی برای نماز صبح بیدار می شدیم ، می دیدیم ایشان از قبل برای نماز آماده شده است و دارند نماز می خوانند در حالی که هنوز اذان صبح گفته نشده بود […]