• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

لشگر ده سید الشهداء

با دست خالی سیم خاردار ها را جمع میکرد و انگار درد را نمیفهمید
هرچه صدایش کردم جواب نداد ...

با دست خالی سیم خاردار ها را جمع میکرد و انگار درد را نمیفهمید

شهید تابش بچه ی شلوغ و پر سر و صدایی بود. بچه ها را دست می انداخت و تیکه می انداخت. تکیه کلامش هپلی بود. کسی را که می خواست اذیت کند صدایش می کرد هَپَلی. شهید تابش در منطقه ی ام الرصاص و در عملیات والفجر 8 یکی از غواص ها بود که به […]

من همه ی موانع شهادتم را برطرف کرده ام
شهید حاج عبدالله نوریان

من همه ی موانع شهادتم را برطرف کرده ام

در مقرّ ام النوشه بودیم که حاج عبداله به من سربسته چیزهایی درباره ی شهادتش گفت ، اما تصریح نکرد. آن موقع جلساتشان را با سید محمد و سید اسماعیل در چادر تدارکات می گذاشتند. یک پستویی درست می کردند و آن جا جلسه می گذاشتند. یک روز من از آن جا عبور می کردم […]

نمی گذاشت ناتوانی جسمی اش او را عقب بیاندازد
شهید حاج موسی انصاری

نمی گذاشت ناتوانی جسمی اش او را عقب بیاندازد

در چادر شب ها که نماز می خوانیم سخنرانی هم می کردیم. شهید حاج موسی انصاری در پشت گردنش قوز بزرگی داشت. گردنش همیشه خم بود . بسیار ساکت و آرام و متین بود اما پرکار بود . و نمی گذاشت ناتوانی جسمی اش او را عقب بیاندازد. وقتی سخنرانی می کردیم یک پتو روی […]

اولین برخورد با شهید حاج عبدالله نوریان
شما باعث شدید نماز شب من قضا شود

اولین برخورد با شهید حاج عبدالله نوریان

پاییز بود که بارندگی هم زیاد بود. رودخانه کارون طغیان کرده بود و آب چادرها را با خود برده بود و پتوها همه خیس بود و ساک ها و وسیله ها را خیس کرده بود. بدو ورود من همان موقع بود. همه داشتند چادرها را تمیز و خشک می کردند که شب شد و چادر […]

اولین برخورد با شهید سید محمد زینال حسینی
والعصر ، ان الانسان لفی خسر

اولین برخورد با شهید سید محمد زینال حسینی

فکر میکنم از روز اعزام به گردان تخریب حدود بیست روز در گردان مانده بودم  و ماموریتم تمام شده بود و می خواستیم که برگردیم و باید ما را به تبلیغات لشکر می بردند. به ما گفتند سید محمد شما را می برد . البته بعداً فهمیدم که ایشان معاون گردان هستند . سید محمد […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج سیدمحمود سیدمرتضی
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج سیدمحمود سیدمرتضی

سید محمود سید مرتضی هستم از گردان تخریب تیپ 10 سید الشهدا . نحوه ورود به این صورت بود که حاج عبداله امد و از تخریب گفت و کسانی هم داوطلب شدند. من هم به این صورت به گردان تخریب رفتم.ما زمان کمی در خدمت  شهید بهرامی بودیم. زمان خدمتمان کنار هم بود که ایشان […]

تحلیلی از شخصیت شهید عبدالعلی روشنی
صورت عمل مهم نیست ،سیرت عمل مهم است

تحلیلی از شخصیت شهید عبدالعلی روشنی

از آقای روشنی یک خاطره دارم. البته خاطره نیست یک چیزی می توانم از ایشان بگویم.  در جبهه شعار این بود که صورت عمل مهم نیست ،سیرت عمل مهم است . آقای روشنی مصداق این جمله ی حاج  مجید مطیعیان بود. من از حاج مجید شنیده بودم که صورت عمل مهم نیست و سیرت عمل […]

نحوه شهادت شهید حاج قاسم اصغری و شهید حاج رسول فیروزبخت
شرح یک حادثه عجیب

نحوه شهادت شهید حاج قاسم اصغری و شهید حاج رسول فیروزبخت

دقیقاً حضور ذهن ندارم که استارت کار و  مجموع بچه هایی که آنجا بودند چه کسانی بودند. ما آن جا برای برداشت رفته بودیم.شهید اکبری را به یاد دارم که یک مین والمر زد و ایشان شهید شد. اما خاطره ای از ایشان به یاد ندارم. فقط می دانم سردشت بود.دو خاطره دارم که اصیل […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس، حاج حبیب ستوده
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس، حاج حبیب ستوده

من قبل از عملیات خیبر به تخریب رفتم آن موقع مقر گردان در پادگان دو کوهه بود پشت بهداری لشکر 27 بود. چند ماهی ماندم در چم امام حسن پاییز 63 آنجا توسط شهید ناصر اربابیان آموزش دیدیم . عملیات خیبر که من تازه آمدم بودم ولی در منطقه عمومی جفیر رفتیم اما در عملیات […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس، حجت الاسلام حاج احمدرضا حسینخانی
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس، حجت الاسلام حاج احمدرضا حسینخانی

به گزارش گروه تحقیقاتی خالدین، حجت‌الاسلام احمد رضا حسین‌خانی یکی از رزمندگان دوران دفاع مقدس است که در عملیات‌های مختلف جنگ تحمیلی، از جمله عملیات فتح‌المبین، به خدمت پرداخت. ما امروز برای ثبت خاطرات رزمندگان و شهدای دفاع مقدس، سراغ ایشان رفتیم و آنچه می‌خوانید متن مصاحبه ایشان در پاسخ به این سوال است که […]