نخستین جهاد شما : ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید
فریب مال دنیا را نخورید که فناپذیر است
میگفت در آشپزخانه ی جبهه فعالیت دارم
از روزی که مردم شیخ شهید را تنها گذاشتند تا حماسه ی نهم دیماه
ماجرای اعزام شهید سلطان علی معصومی به گردان تخریب
اگر حقّ با قلب پیوند خورده باشد، شهادت از عسل شیرین تر است
خداوندا روزي شهادت مي خواهم كه از همه چيز خبري هست الا شهادت
سپاه اسلام رزمنده میپذیرد
یک روز آقای نوری، فرمانده لشکر، به مقر ما آمد. مقر ما در یک مدرسه بود. آقای نوری گفت که آقای چمران سلام رساندهاند و گفتهاند: “ده پانزده نفر از این بچههای چریکتان را به من بدهید.” ما حدود ۲۰ نفر بودیم؛ ترکیبی از بچههای تبریز، تهران، و شهرهای دیگر. اینطور نبود که از هم […]