انگار یک فرشته ای است که بر روی زمین نازل شده
خاطره بچه های پشتیبانی لشگر از شهید حاج عبدالله نوریان
چرا آمریکایی ها نتوانستند سقوط پهلوی را پیش بینی کنند؟
خاطرات حاج مسعود میسوری از شهید حاج امیر یشلاقی
اشکهای چشمانش میگفت او نیامده که برگردد
حاج قاسم در عین ادب از جذبه و جدیت فرماندهیاش کوتاه نمی آمد
معرکه گیری به سبک شهید حاج رسول فیروزبخت
حماسه ساز روز های سرد
یادم هست محمودرضا در کلاس دوم دبیرستان؛ یک روز دفترچهای را که برای ثبت خاطرات شهدا بود و از بنیاد شهید گرفته بود، به خانه آورد. دو شهید را انتخاب کرده بود برای کار جمع آوری خاطرات؛ یکی شهید «عبدالمجید شریف زاده» که دانش آموز و هم محلهای بود و دیگری شهید «احد مقیمی» بیسیمچی […]
در نامهای که شهید بیضایی در شب شهادت امیرالمؤمنین (ع) در ماه مبارک رمضان در در فضای ملکوتی بینالحرمین دو مظلومه، دو شهیده، خانم زینب کبری (س) و خانم رقیه (س) در سوریه خطاب به همسر گرامیاش نگاشته، آمده است: «باید به خودمان بقبولانیم که در این زمان به دنیا آمدهایم و شیعه هم به […]
محمودرضا شکسته بود خودش را و به راحتی می شکست خودش را . در این خصوصیت اخلاقی در اوج بود! بدون اغراق می گویم که به جز مقابل دشمن و آدم های زورگو ، مقابل همه ی بندگان خدا این جور بود؛ افتاده و متواضع و بی ادعا. آن قدر تمرین کرده بود که خودشکنی […]