از سختی های جنگیدن در سوریه
اینجانب محمدرضا دهقان امیری فرزند علی شهادت میدهم
حاج قاسم گفت پیکر شهید بادپا بخاطر من برنمیگردد
شهیدی که از ترس آلوده شدن به گناه به مرخصی نمیرفت
روحیه ی بچه های گردان تخریب به روایت حاج حسن نسیمی
عملیات والفجر یک به روایت حاج مهدی قدیمی
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج عباس عرب
گنجشک هایی که از لب برکه آب میخوردند
اواخر سال ۱۳۵۹ بود که با حکم برادر محمد بروجردی، مسئولیت فرماندهی عملیات ستاد غرب سپاه به غلام علی پیچک محول شده بود و من معاون شهید پیچک بودم. عملیات آزادسازی ارتفاعات بازی دراز شروع شده بود. ستونی از نیروهای دشمن روی یال کوه، بین ارتفاع ۱۱۰۰و۱۰۵۰ عبور میکرد و قصد حمله به مواضع […]
من در عملیات بیت المقدس هم بودم . در این عملیات خاطرات خیلی خوبی هم یادم هست. در آن زمان به عنوان نیروی پشتیبانی رفتیم که عمل کنیم . ما دیر تر از نیرو های رزمی با قایق به آن طرف کارون رفتیم و در جایی دپو شدیم . دم غروب بود ، نماز خواندیم […]