جنازه افسر بعثی عراقی که خاک هم قبولش نمیکرد
من بچه ای که ناصالح باشد را نمی خواهم
عملیات کربلای پنج به روایت حاج مسعود تاج آبادی
وقتی کاشانی با سوء استفاده از هنر خانهنشین شد
من نوه ی پسری حاج شیخ فضل الله نوری هستم (قسمت پنجم)
گردان تخریب ، بعد از عملیات خیبر ، منطقه عمومی جفیر
اینگونه به گردان رفتم و تخریبچی شدم
بعد از هر عملیات ، سر زدن به خانواده شهدا اجباری بود
حاج مجید مطیعیان (آزاده و استراتژیست) فارغ از جلوه تعبدی ، حاج مجید تفکر و عیار مخصوص خودشان را داشتند، بسیار دقیق و نکتهسنج، تحلیلگر، آیندهپژوه و برنامه دار بود، نمیدانم ایشان این خصوصیات پس از دوره اسارت تحصیلکرده بودند یا اکتسابی بود، به نظرم امروز هم همین ویژگیها را با بلوغ عمیقتری دارند، در […]
شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان) و شهید سید محمد زینال حسینی (معاون گردان) مکمل همدیگه بودن . یک مقدار ممکن بود گاهی اختلاف داشته باشن با همدیگه ولی حاج عبدالله مدیر بود و مدبر بود که از لحاظ روحی و معنوی خیلی تاثیر گذار بود توی گردان . آقا سید محمد خیلی شجاع بود […]
در جریان شناسایی منطقه فکه ، قبل از عملیات عاشورای سه ، آقای علی روح افزا از گردان تخریب و آقای محمد محافظت کار که سر تیم اطلاعات عملیات و سرگروه اطلاعات بود و چند نفر از بچه های اطلاعات با هم ، هم مسیر بودند . از خط اول تا لجمن (لبه ی جلوی […]
من فکر میکنم ویژگی های منحصر بفردی که شهید حاج عبدالله نوریان داشت ، بیشتر لطف الهی به ایشان بود به خاطر اخلاصی که داشت . به نظرم نمی شود بعضی از آن ها را به پای علم یا تجربه او گذاشت چون آن زمان ،شرایط و سن و سال ایشان با خیلی های دیگر […]
همونطور که حاج آقا تاج آبادی فرمودند ، اصطلاح اسطوره ها رو ، برادر حاج علی بهجانی ممقانی مُد کرد . بین بچه های گردان تخریب ، دو مدل رفتاری بوجود اومده بود . غیر از یک عده که نیروهای عادی بودند ، یک سری از بچه ها بودند که اینا خیلی شعائر مذهبی و […]
قبل از عملیات والفجردو، هنگامی که هنوز شهید محلاتی، نماینده حضرت امام ، در قید حیات بودند ؛ فرماندهان تعدادی از تیپ و لشگرهای سپاه ، به اقدامات و تدابیر، فرمانده وقت سپاه ، که آقای محسن رضایی بودند ؛ اعتراض داشتند و به کمیت و کیفیت عملیات هایی که انجام می گرفت ، منتقد […]
ببین من یه مطالبی گفتم خدمت شما و یه صحبتهایی بود که آیا داستانهایی که میگن در مورد جبهه و جنگ و شهدا و اینا ، واقعیته ؟ میگن که خیلیا شاید باورشون نشه و میگن باور کردنی نیست ! من یه مقدار از جنبههای دیگه هم گفتم ، مثلا از جرم خودم عرض کردم […]
بچه های جنگ اوایل انقلاب بچه مکتبی می گفتند. خیلی چیزی بلد نبودند. شور حماسی انقلابی داشتند که شاه باید برود و مرگ بر شاه می گفتند. یک مقداری که گذشت بچه مکتبی ها تبدیل شدندبه بچه های متشرع که نماز بخوانند و درست وضو بگیرند و احکامشان را درست انجام دهند. بعضی از بچه […]
یک روند کلی در گردان تخریب از زمان شهید حاج عبدالله نوریان در گردان شکل گرفت و بچه ها دیگه بعد از شهادت حاج عبدالله ، خیلی ها شون سابقه دارهای گردان بودند و اون حس و حال واحوالات را دیده بودند . بنابراین بعد از شهادت حاج عبدالله امکان تغییر این روند و رویه […]