• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های خاطرات شهدای دفاع مقدس - صفحه 19 از 49 - خالدین

شهدایی که در آتش میدان مین سوختند و قرآنی که نسوخت
شناسایی میدان مین اطراف هویزه

شهدایی که در آتش میدان مین سوختند و قرآنی که نسوخت

منطقه خوزستان از لحاظ جغرافیایی و پوشش گیاهی ، عمدتا مسطح و گندم زار بود . در خلال جنگ ، شاید برای یکی دو سال ، گندمی که آنجا کاشته بودند ، درو نشده بود و به همین دلیل ما با منطقه ای وسیع به شکل علفزار مواجه بودیم . این در شرایطی بود که […]

مانوری که معروف شد به عسر بعد از یسر
ماجرای کمک به شهید طحانی

مانوری که معروف شد به عسر بعد از یسر

یکی از شهدای مخلص گردان ما که همیشه سعی داشت ، محفیانه به بقیه خدمتی کرده باشد ؛ شهید علی اکبر طحانی بود . شهید طحانی آن زمان خبرنگار روزنامه جمهوری بوده  و با آن ها ارتباط کاری داشت . با وجودی که سن و سالش از بیشتر بچه های گردان بالاتر بود  اما بسیار […]

مرکز تحقیقات گردان تخریب و شهید سید امین صدرنژاد
آن زمان ، تازه فهمیدیم ایشان چه کاری کرده است

مرکز تحقیقات گردان تخریب و شهید سید امین صدرنژاد

شهید سید امین صدرنژاد یکی از پاسدارهایی بود که در جبهه لباس پاسداری می پوشید . جالب است بدانید کمتر کسی در گردان بود این مسئله را رعایت می کرد و لباس پاسداری بپوشد . پاسدار ها تواضعی داشتند که کمتر لباس پاسداری می پوشیدند . ایشان جزو کسانی بودند که لباس پاسداری می پوشید […]

واجب تر از نماز شب ، محافظت کردن از اموال بیت المال است
شهید حاج عبدالله نوریان فرمانده گردان تخریب

واجب تر از نماز شب ، محافظت کردن از اموال بیت المال است

شهید حاج عبدالله نوریان چادر اختصاصی ندشت . یک چادر فرماندهی زده بود اما این چنین نبود که بخواهد فقط در آن چادر بخوابد . آن چادر را برای کار ، مشورت کردن و جلسه گذاشتن با معاون گردان و… برپا کرده بودند ولی چون معمولا می رفتند کارهای هماهنگی را انجام می دادند ، […]

خاطراتی که پدر شهید سیامک معمارزاده برای ما تعریف کرد
بعد از شهادت شهید معماز زاده ایشان را شناختیم

خاطراتی که پدر شهید سیامک معمارزاده برای ما تعریف کرد

معمولا رسم بود که بعد از عملیات ها ، قرار می گذاشتیم که وقتی برای مرخصی به تهران آمدیم ، برویم و به خانواده های شهدا سر بزنیم . بعد از شهادت شهید سیامک معماز زاده هم همینطور شد . قرار گذاشتیم و در دو راهی دزاشیب جمع شدیم . من بودم و حاج عبدالله […]

نحوه شهادت شهید محمدرضا بسطام خانی و شهید محمدرضا دوقوز
شهید بسطام خانی یک یا حسین گفت و شهید شد

نحوه شهادت شهید محمدرضا بسطام خانی و شهید محمدرضا دوقوز

چند وقتی که از حضور ما در مقر گردان تخریب گذشت ، یک روز بلند شدیم برای پاک سازی میدان مین ، به منطقه ی گیلان غرب رفتیم . صبح زود حرکت کردیم و به سمت سپاه گیلان غرب رفتیم . ماشین را پارک کردیم ، نمیدانم غذا خوردیم یا نه اما یادم هست که […]

لباس رزم و لباس طلبگی شهید مهدی ضیائی
طلبه و تخریبچی شهید مهدی (همایون) ضیائی

لباس رزم و لباس طلبگی شهید مهدی ضیائی

شهید مهدی ضیائی نسبت به بچه های گردان ، یک حس و حال و هوای دیگری داشت . میتوان گفت در فضای جنگ و جبهه ، از یک سنخ دیگری پرورش یافته بود . یک تعدادی از بچه ها را بین بچه ها داشتیم که اینها عمیق تر و تودار تر بودند و دنبال درک […]

بچه های شر و شیطون گردان به روایت حاج علی اکبر جعفری
شهید مجید رضایی ، شهید غلامرضا زند و محسن حدادی

بچه های شر و شیطون گردان به روایت حاج علی اکبر جعفری

در گردان تخریب ، سیگار کشیدن ممنوع بود و سیگاری ها رو جذب نمیکردن . شهید مجید رضایی ، تنها کسی بود که آزاد بود در گردان سیگار بکشد . البته نه جلوی جمع ، بلکه می رفت بیابان ، سیگارش را می کشید و بعد می آمد . شهید حاج عبدالله نوریان هم مجید […]

نحوه ی خواندن کتاب جامع المقدمات به روایت شهید حسین مسیبی
شهید حسین مسیبی مراغه ای

نحوه ی خواندن کتاب جامع المقدمات به روایت شهید حسین مسیبی

شهید حسین مسیبی طلبه ی حوزه علمیه بود . بچه مراغه بود و خیلی بچه ی محجوبی بود . یک رفیق داشت به نام حاج آقا سیفی که ایشان هم در کردستان با ما  بود ، با بچه های تخریب آشنا شده بود و به دلیل همین آشنایی با بچه های تخریب آمد به گردان […]

عملیات کربلای یک به روایت حاج علی اکبر جعفری
نحوه شهادت شهید پیام پوررزاقی و شهید غلامحسین رضایی

عملیات کربلای یک به روایت حاج علی اکبر جعفری

عملیات کربلای یک در منطقه مهران انجام شد و لشکر سیدالشهدا رفت در منطقه ی مهران مستقر شد . بعد از ایلام یک درّه ی شیار مانندی بود که درآن شیار ، گردان تخریب سه چهار تا چادر زده بود . حدود سی چهل متر جلوتر هم رودخانه ای بود و ما می رفتیم و […]