• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های خاطرات شهدای دفاع مقدس - خالدین

روزی که همه فرماندهان دست مهدی زین الدین را بوسیدند
خاطره ی حاج باقر قالیباف از فرماندهان دفاع مقدس

روزی که همه فرماندهان دست مهدی زین الدین را بوسیدند

روزی آقا محسن رضایی ما را صدا کرد و فرمود میخواهیم یک عملیات در شمال غرب انجام بدهیم. من، حاج قاسم سلیمانی، مهدی زین الدین، شهید خرازی، شهید باکری و شهید کاظمی، هفت نفری رفتیم. همه ما مقداری پول در جیبمان گذاشته بودیم. به مریوان رسیدیم. به گفته احمد کاظمی ماشین جیپ آورده شده بود […]

وصیت نامه ی شهید غلامحسین افشردی ( حسن باقری )
دریاها خروش را از او یاد بگیرند

وصیت نامه ی شهید غلامحسین افشردی ( حسن باقری )

بسم رب الشهداء والصدیقین ….. مردانی در عهد و پیمان خویش با خدا راستگو و وفادارند آن کسانی که به عهد خویش وفا کردند و دیگران نیز در انتظار لحظه(شهادت) بسر می برند و تو هرگز در اراده و تصمیم آنان خللی یا ….. (بنام الله یعنی آن کسی که به عشق او در این […]

شهیدی که لوله ی سرخ تیربار را با دست گرفت و بالا برد تا جان همرزمانش را نجات دهد
نجات یک گردان با دست خالی

شهیدی که لوله ی سرخ تیربار را با دست گرفت و بالا برد تا جان همرزمانش را نجات دهد

شهید اکبر جزی در عملیات فتح المبین از فرماند‌هان لشگر مقدس امام حسین علیه السلام بود . برای رسیدن به محوری که به تیپ امام حسین واگذار کرده بودند باید حتماً از کوهستان عبور می کردیم و خودمان را به خطوط دشمن می رساندیم و با دشمن درگیر می شدیم . بعد از درگیری باید […]

وقتی غنیمتی های عراق به دست حاج حسن طهرانی مقدم افتاد

وقتی غنیمتی های عراق به دست حاج حسن طهرانی مقدم افتاد

بعد از فتح المبین این شهید بزرگوار(شهید حسن طهرانی مقدم)، توپخانه سپاه را راه اندازی کرد. منظور اينكه یک جوانی نوزده بیست ساله، اول سال 1360 به جبهه آمده و اول سال 1361توپخانه سپاه را راه اندازي کرده؛ شهید حسن طهرانی مقدم بنیانگذار توپخانه سپاه است. یکی از کارهای ظریف ایشان با تجهیزاتی که از […]

گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم!

گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم!

بی خبر از همه جا رفتم چون فرمانده لشکر منتظر بود. حین تحویل گرفتن هدیه گفتم: حاج آقا به خدا من کاری نکردم! نمی دونم اسمم چرا اینجا ست! حاجی فرمودند: مبارکت باشه...

وقتی شهید شد تازه فهمیدم منظورش چی بود

وقتی شهید شد تازه فهمیدم منظورش چی بود

به حالت قهر بهش گفتم برو بابا تو هم رفیق نشدی.دستمو گرفت تو دستش و شروع کردیم قدم زدن. خنده و اشکش قاطی شده بود. دقایقی همین طور فقط راه می رفتیم. پرسیدم آخرش می گی چته یا نه؟ گفت: من رفتنی شدم.

مقام والای شهید ابراهیم فرهمند
نگویید ابراهیم چه کرده

مقام والای شهید ابراهیم فرهمند

یک روز مادرم به اتاق می‌رود و می‌بیند که ابراهیم دستش در جیب پدرش است. همین که او را می‌بیند، فوری دستش را می‌کشد. ابراهیم جریان را تعریف میکند و میخواهد این ماجرا فاش نشود.

شهید محمدرضا فرهمند، شهیدی که دوبار به خاک سپرده شد
این خواب نیست، رویایی صادق است

شهید محمدرضا فرهمند، شهیدی که دوبار به خاک سپرده شد

دیدم که نوشته بود: «محمدرضا فرهمند». رفتم و به مسئولان ایثارگران گفتم: «جنازه شهید فرهمند که قبلاً آمده، تشییع شده و دفن شده و در فلان جا است. این چیست؟ قضیه چیست؟»

عملیات بیت المقدس به روایت حاج دهقان منشادی
این ده نفر بدانند که برگشت در کارشان نیست

عملیات بیت المقدس به روایت حاج دهقان منشادی

شهید اردستانی گفت: برادر منشادی، حالا که زنده مانده ای، برگرد عقب و خیالت راحت باشد؛ ما پل را می‌زنیم. خواهشی که از تو دارم این است که بلند شو و برگرد و روایت کن که ما چه کرده ایم»

شهید علائمی دارد که قبل از شهادتش بروز پیدا میکند
اصغر سیامکی شهیدی بود که شهید شد

شهید علائمی دارد که قبل از شهادتش بروز پیدا میکند

این مفهوم را امروزه شهید سلیمانی نیز در پیامی بیان کرده‌اند: «کسی که شهید می‌شود، قبلاً شهید بوده است.» شهید سیامکی از این شهدای بزرگوار بود که همه ما خیلی دوستش داشتیم.