• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های خاطرات شهدای دفاع مقدس - صفحه 3 از 49 - خالدین

فرمانده تخریب لشگر ۴۳ امام علی(ع)، شهید علی ابدی
ماموریت در کردستان

فرمانده تخریب لشگر ۴۳ امام علی(ع)، شهید علی ابدی

پس از اتمام دوره ی آموزشی ما در سال 1362، آمدند و به ما گفتند از قرار گاه نجف اشرف قرار است برای سخنرانی بیایند و گفتند چند تن از نیرو ها به انتخاب خوشان بروند. شهید علی ابدی که در آن زمان فرمانده مهندسی منطقه بود و سردار محسن بحرینی آمدند و درباره تخریب […]

موسس و فرمانده تخریب در شمال کشور؛ شهید محمد رحیم بردبار
من می‌خواهم گروه تخریب تشکیل دهم

موسس و فرمانده تخریب در شمال کشور؛ شهید محمد رحیم بردبار

همیشه فکر میکردم که فرمانده، حداقل پنج یا شش سال از من بزرگ‌تر است. اما پس از شهادت شهید بردبار، فهمیدم که جوان‌تر بوده و فقط 4 ماه بزرگتر بوده است و به دلیل ابهت بالایی که داشت من متوجه تفاوت سنی اندکمان نشده بودم . این فرمانده، آدمی بسیار جدی، منظم، در عین حال […]

غسل شهادت شهید مالک خسّافی
حالا چه وقتی برای این کاره؟

غسل شهادت شهید مالک خسّافی

از دیگر شهدا و چهره‌های شاخص گردان ما، مالک خسّافی را باید نام برد. ایشان سرباز بودند و در عملیات بدر شرکت داشتند. در جریان عقب‌نشینی، ما چند نفر را فرستادیم تا دکل‌ها و مقر ها را تخریب کنند. هدف این بودکه عراق نتواند آن‌ها را تسخیر کند و پل‌های ما را منهدم نماید تا […]

آخرین وداع شهید خیاط ویس با خانواده
خاطره ای از شهید علیرضا خیاط فیض دارم

آخرین وداع شهید خیاط ویس با خانواده

خاطره ای از شهید علیرضا خیاط فیض دارم که مربوط به یک یا دو روز قبل از شهادتش است. ایشان خطاب به من گفت: «ذبیح! یه کاری بکن. نمی‌خوای بری اهواز؟ چیزی کم نیست؟» گفتم: «بله، من اتفاقاً مشکل چاشنی دارم؛ چاشنی‌ها رطوبت زده‌اند و باید برم اهواز.» پیشنهاد داد: «بیا با هم بریم. من […]

من چگونه بخوابم وقتی شما برای جنگ آمده اید اینجا؟!
یکی از خاطرات تأثیرگذار من

من چگونه بخوابم وقتی شما برای جنگ آمده اید اینجا؟!

یکی از خاطرات برجسته من، همکاری با همرزمانی مانند شهید علیرضا خیاط ویس است. ما بچه های گردان تخریب، بیشتر در نساجی مستقر بودیم. شب‌ها، اگر در منطقه مأموریتی نداشتیم، به نساجی برمی‌گشتیم و چند نفری در یک اتاق می‌خوابیدیم. یکی از خاطرات تأثیرگذار من از شهید علیرضا خیاط ویس، مربوط به همین آقای خیاط […]

نحوه شهادت شهید علیرضا خیاط ویس
در حالی که می‌خواست وضو بگیرد و سجده شکر بجا آورد

نحوه شهادت شهید علیرضا خیاط ویس

بین فرمانده لشکر کاشان و آقای خیاط ویس، اختلافی پیش آمد. این اختلاف در رابطه با عقب‌نشینی از فاو بود. در آن زمان، عراق توانسته بود چهار پل را تسخیر کند و منطقه را از دست ما بگیرد. فرمانده لشکر، نامه‌ای به آقای خیاط ویس داد که مضمون آن این بود: «از این تاریخ به […]

طرحی که مانع سقوط مجدد خرمشهر شد
اولین تانک عراقی، روی پل قرار گرفت تا از آن عبور کند اما...

طرحی که مانع سقوط مجدد خرمشهر شد

در اواخر جنگ، عراق توانسته بود بخشی از مناطق اشغالی از جمله شلمچه را بازپس بگیرد. دشمن، برای کسب امتیاز در قبال پذیرش قطعنامه توسط ایران، فشار زیادی وارد کرده بود. ما در منطقه‌ای نزدیک به نهر خیّن مستقر بودیم. جایی که فاصله ما با نیروهای عراقی، حداکثر ۱۰۰ متر بود. جاده اهواز–خرمشهر (که امروزه […]

شهید عبدالعظیم خلیل‌زاده، کوچک‌ترین رزمنده گردان ما…
امامزاده‌ای برای بچه‌های تخریب

شهید عبدالعظیم خلیل‌زاده، کوچک‌ترین رزمنده گردان ما…

شهید عبدالعظیم خلیل‌زاده، یکی از کوچک‌ترین رزمنده ی گردان ما بود.  شاید تنها ۱۳ سال داشت. ایشان با یک زجرات (کامیون کوچک) به جبهه آمدند. در ابتدا، به دلیل سن کم، نمی‌خواستند او را در کار تخریب بگیرند و قصد داشتند در بخش تبلیغات استفاده کنند. اما چون همه‌مان هم‌کوچه و هم‌خیابان بودیم، او را […]

وقتی شهید محمدی خودش را از بیمارستان به خط مقدم رساند
در حالی که ما برای مأموریت آماده می‌شدیم

وقتی شهید محمدی خودش را از بیمارستان به خط مقدم رساند

در پاسگاه‌ زید، ما خط پدافندی داشتیم. من به‌همراه شهید حمیدرضا محمدی، برای بازدید و شناسایی منطقه رفته بودیم. قرار بود مانعی جلوی خط پدافندی ایجاد کنیم تا امکاناتی را به آنجا منتقل کنیم. در آن شب، شهید محمدی مسموم شد  یعنی مریض شد  و مجبور شدیم مأموریت را به تعویق بیندازیم. من همراهش به […]

خاطرات حاج مسعود میسوری از شهید حاج امیر یشلاقی
شجاعت و نبوغ در عملیات‌های دفاع مقدس

خاطرات حاج مسعود میسوری از شهید حاج امیر یشلاقی

مرحوم حاج امیر یشلاقی، شیفته‌ی شهیدحاج قاسم اصغری بود. او مجذوب نبوغ نظامی، اخلاص و شخصیت بی نظیر شهید حاج قاسم اصغری بود و او را فردی استثنایی می‌دانست. عشق و ارادت ایشان به حاج قاسم اصغری به حدی بود که اکنون باید دید، آنکه چنین دل به حاج قاسم اصغری بسته بود، خود چه […]