• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

حاج احمد خسروبابایی

یک جنازه  می بردیم و یک جنازه تحویل می گرفتیم
بعد از پذیرش قطع نامه 598

یک جنازه  می بردیم و یک جنازه تحویل می گرفتیم

بعد از پذیرش قطعنامه ، فرماندهان خط با فرمانده های خطی عراق ارتباط گرفته بودند ، چون جنگ نبود . بچه های خط خودمان با مسئول خط عراقی ها صحبت می کردند . بعضی از آنها می دانستند جنازه های نیروهایشان کجاست و ما هم می دانستیم و می گفتیم فلان جا جنازه بچه های […]

بمباران منطقه عملیاتی کربلای یک به روایت حاج علی اکبر جعفری

بمباران منطقه عملیاتی کربلای یک به روایت حاج علی اکبر جعفری

در منطقه ی عملیاتی کربلای یک ، یک شکاف در محل استقرار ما بود که دهانه اش باز بود و ما در انتهایش چادر زده بودیم. . جای ما تخریب چی ها آن جا بود . یک روز هواپیما های عراق آمد و زاغه مهمات لشگر امام رضا علیه السلام را زد . زاغه مهمات […]

دوربین های نماز جمعه ، خبر جانبازی من رو به مادرم دادند
ماجرای جانبازی حاج محمد غلامعلی

دوربین های نماز جمعه ، خبر جانبازی من رو به مادرم دادند

ما با بچه ها اعزام می شدیم به  بعضی جاها مثل قرار گاه های حمزه سید شهدا در کردستان برای پاکسازی میادین مین . ما میدان مین ها را شناسایی کرده بودیم و تقریبا میشد گفت من سر گروه این بچه ها شده بودم .با بچه ها می رفتیم توی قرار گاه های حمزه ی […]

شهید تابش یا علی گفت و هشت پر ها را از جا درآورد
عملیات والفجر هشت ، منطقه ام الرصاص و هشت پر هایش

شهید تابش یا علی گفت و هشت پر ها را از جا درآورد

در عملیات والفجر هشت ، در منطقه ام الرصاص ، ما چند نفری بودیم که لباس غواصی پوشیده بودیم تا و میخواستیم برویم برای انفجار هشت پر ها که هشت پر ها رو منفجر کنیم و بچه ها بتوانند به خط بروند . ما به محض این که از آب رد شدیم و به هشت […]

رضا استاد شهید شد و من مجروح شدم
نحوه شهادت شهید رضا استاد

رضا استاد شهید شد و من مجروح شدم

ما بعد از شهادت چهارده شهید شیمیایی که قبلا عرض کردم ، در بیاره مانده بودیم تا پانزده نفر از بقیه بچه ها که به مرخصی رفته بودند از مرخصی آمدند . بچه هایی که در عملیات بودند و از قبل آن جا بودند حدود 40 روز الی 2 ماه مانده بودند داشتند به مرخصی […]

چهارده نفر از بچه ها شهید شدند و ما شیمیایی شدیم
بچه ها اکثرا زنده بودند فقط شیمیایی شده بودند

چهارده نفر از بچه ها شهید شدند و ما شیمیایی شدیم

ما در عملیات بیت المقدس چهار ، یک چادری در نزدیکی های خط ، پشت تپه زده بودیم . ما در آن چادر نبودیم اما خبری رسید و گفتند بمباران شده و همه ی بچه ها شهید شدند . ما با حاج مجید مطیعیان و هفت هشت نفر دیگر جمع شدیم و به مقر لب […]

نحوه شهادت شهید حاج ناصر اربابیان به روایت حاج احمد خسرو بابایی
انگار ناصر گیر افتاده است

نحوه شهادت شهید حاج ناصر اربابیان به روایت حاج احمد خسرو بابایی

سال شصت و هفت ، روزهایی بود که عراق دفاع متحرک می کرد و به جلو می آمد ، ما داشتیم انبار زاغه را خالی می کردیم . شهید امیر یشلاقی هم بود . شهید حاج ناصر اربابیان (معاون گردان) گفت ما با موتور به جلو می رویم که از نیروهای عراقی خبر بگیریم . […]

نحوه شهادت شهید کلهر و شهید مهدی ضیائی
یک خمپاره خورده بود وسط بچه ها

نحوه شهادت شهید کلهر و شهید مهدی ضیائی

در عملیات بیت المقدس قبل از شهادت شهید مهدی ضیائی ، ما در ارتفاعات ماووت بودیم . شهید اسدالله الله یاری و شهید ضیائی از بچه های کردان خودمون و شهید کلهر هم که فرماندار کرج بود و یکی دوتا از بچه های اطلاعات و بیسیم چی هم بودند . خلاصه پنج ، شش نفری […]

شهادت فرمانده گردان تخریب ، شهید سید محمد زینال حسینی
وقتی اوضاع تپه دوقلو خراب شد

شهادت فرمانده گردان تخریب ، شهید سید محمد زینال حسینی

رزمنده هایی که در عملیات نصر چهار ، در تپه دوقولو درگیر شدند شب به شهید سید محمد زینال حسینی گفته بودند که اوضاع تپه دوقولو خراب است . سید محمد با تلفن هندلی به من زنگ زد و گفت : یک تویوتا مانده و ما داریم عقب نشینی می کنیم . تو، با تویوتای […]

عملیات عاشورای سه به روایت حاج احمد خسرو بابایی
قرار شد ما پل را منفجر کنیم

عملیات عاشورای سه به روایت حاج احمد خسرو بابایی

در عملیات عاشورای سه چند معبر بود . من و حاج عبدالله سمنانی بودیم با یک دسته از گردان ، قرار شد که از پشت کمین برویم و پل شان را بزنیم و در رودخانه برویم که کمینی ها نتوانند بیرون بیایند و همه را بزنیم . برادر محسن اسدی هم بود . چند شب […]