• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های دفاع مقدس - صفحه 58 از 70 - خالدین

راننده کامیونی که پاگیر جبهه های جنگ شد…
شهید علیرضا جلیلوند

راننده کامیونی که پاگیر جبهه های جنگ شد…

خاطراتی که با بچه های گردان تخریب در موقعیت چنانه داشتم به قدری متفاوت و خاص است که من در تصورم آنجا را حرم امام حسین (ع) میدیدم . صبح که چراغ های حسینه روشن می شد ، اگر بیرون از چادر میرفتید ، میدیدید که بچه ها در اطراف چادرها از قبر بلند می […]

بازی شاه دزد وزیر به سبک شهید امیرمسعود تابش
برو پسر ! حالشو ببر

بازی شاه دزد وزیر به سبک شهید امیرمسعود تابش

یک بار از تهران با قطار می رفتیم به منطقه. در کوپه ها 6 نفر منطقی است. اما 24 نفر منطقی نیست و ولی ما  24 نفر در یک کوپه می خوابیدیم تا به مقصد برسیم. شلوغ بازی های خودمان را داشتیم. شاه ، دزد،وزیر بازی می کردیم. و حکم های خنده دار می دادیم. […]

آخرین سلام شهید بسطام خانی به اباعبدالله علیه السلام
السلام علیک یا اباعبدالله الحسین

آخرین سلام شهید بسطام خانی به اباعبدالله علیه السلام

یک هفته بعد از گذراندن دوره ی آموزشی در گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام ، برای خنثی سازی به میدان مین رفتیم . شهید بسطام خانی در نوار بالاتر از من بود. طبق آموزش هایی که داوود پاداشی به من داده بود  با دقت و حوصله شروع کردم به معبر زدن . یک […]

شما کجا و اینجا کجا ؟
شهید ولی الله چترایی

شما کجا و اینجا کجا ؟

بسم الله الرحمن الرحیم علی حق شناس هستم  از رزمندگان لشکر امام حسین (ع)  در دوران جنگ تکمیلی . عملیات بیت المقدس بود ،مرحله ی دوم . مدتی قبل در دوره ی آموزشی پادگان غدیر با شهید چترایی با هم بودیم . صبح از درب سپاه سوار اتوبوس ها شدیم  و به پادگان رفتیم . […]

شبی که شهید حاج قاسم اصغری روی سیم خاردار خوابید
عملیات عاشورای سه

شبی که شهید حاج قاسم اصغری روی سیم خاردار خوابید

در عملیات عاشورای 3 خانه مان کرج بود. من هم رفتم سپاه کرج در انجا به من گفتند گردان حضرت علی اصغر برو خیلی نیرو احتیاج دارند. ما هم 12 نفر از بچه ها ی کرج رفتیم بیشترشان الان زنده هستند. با همدیگر به گردان حضرت علی اصغر رفتیم. از تیپ حضرت سید الشهدا (ع) […]

شهیدی که آرامش را از چشمان دشمن ربوده بود
شهید عبدالرسول زرین

شهیدی که آرامش را از چشمان دشمن ربوده بود

بسم الله الرحمن الرحیم بنده یوسف کشفی هستم  در زمان جنگ اعزامی از بندر عباس بودم و مسیرمان به دارخوین خورد که  نیروهای اصفهان آنجا مستقر بودند. یک پاسگاهی بود که ژاندارمری آنجا را تخلیه کرده بود و بچه های اصفهان به فرماندهی و سرپرستی آقا رحیم صفوی مستقر بودند و ما هم به عنوان […]

روزی که موی سر شهید علی حجابی رو تراشیدم
این رفتنیه بزن موهاشو

روزی که موی سر شهید علی حجابی رو تراشیدم

شهید علی حجابی بچه محل ما بود . بچه ی خیابان 13ابان بود . علی حجابی یکی از بچه های خیلی مخلص بود.تقریبا میشه با سید محمود موسوی مقایسش کرد . یکی از کسایی بود که با اینکه خودش نوجوان بود اما بقیه رو هم تربیت کرده بود. خیلی بچه ساکت و مظلومی بود.خیلی سرش […]

پشت پرده ی ضبط خاطرات شهدا به روایت رزمنده دفاع مقدس
دست های پشت پرده

پشت پرده ی ضبط خاطرات شهدا به روایت رزمنده دفاع مقدس

این مقدمه واجبه شاید وقت شما رو بگیرم اما تقاضا میکنیم این رو از تدوین در نیار از این واضح تر و شفاف تر نداریم که در این کاری که شما داری انجام میدی به ظاهر شما نشستی و حقیر اما به جده ام صدیقه طاهره یقین دارم پشت این ماجرا دستی وجود داره و […]

امام فرمود شما هجمه کنید آنها عقب میروند …
جمله ی محبوب برای حاج احمد کاظمی

امام فرمود شما هجمه کنید آنها عقب میروند …

بسم الله الرحمن الرحیم محمد رئیسی هستم  از لشکر نجف اشرف به فرماندهی حاج احمد کاظمی آن روز به ایشان می گفتیم احمد و یا به قول نجفی ها می گفتیم احمِد . در جبهه فیاضی یک مسئول خط بود وقتی به هتل بین المللی رسیدیم  گفتند الان احمِد میاد . دیدیم یک نفر از […]

شهیدی که از ترس آلوده شدن به گناه به مرخصی نمیرفت
به من گفتند که آقای مرادی به مرخصی نمی رود

شهیدی که از ترس آلوده شدن به گناه به مرخصی نمیرفت

خاطره ای که از فضای معنوی جبهه دارم مربوط به شهید محمد رضا مرادی است. بعد از عملیات کربلای چهار بچه ها به مرخصی می رفتند . آقای سلیمان آقایی نزدیکی های عملیات کربلای پنج و بعد از عملیات کربلای چهار به من گفتند که آقای مرادی به مرخصی نمی رود . منم گفتم با […]