• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های دفاع مقدس - صفحه 42 از 70 - خالدین

شوخی به سبک شهید امیرمسعود تابش
همه لباس هایم خیس شد

شوخی به سبک شهید امیرمسعود تابش

شهید تابش هم آدم مَشتی و باحالی بود . آن شبی که برای عملیات والفجر 8 به منطقه ام الرصاص آمدیم ، با چند نفر از بچه ها در قایق بودیم و شهید امیرمسعود تابش با غواص های دیگر جلوتر از قایق می رفتند . شهید تابش همان طور که در آب بود به من […]

یک هفته این راز را نگهداشتم که رسول شهید شده
وقتی خبر شهادت حاج رسول رو شنیدم

یک هفته این راز را نگهداشتم که رسول شهید شده

برادرم شهید حاج رسول فیروزبخت در چند تا از عملیات ها هم مجروح شده بودند . ایشان  مدت خیلی طولانی در جبهه حضور داشتند و کمتر به مرخصی می آمد !  بعد از چهار ، پنج ماه  حدود ده روز می آمد . مادرم خیلی دلتنگی می کرد و همان ده روز را هم بیشتر […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج داوود پاداشی
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج داوود پاداشی

فکرکنم سال 60 بود .در سومار، که اون موقع تیپ سیدالشهدا درست شده بود ، برای گردان تخریبش نیرو میخواستند که ماهم داوطلبانه اومدیم سومار، خدمت شهید حاج عبدالله نوریان روزی که میخواستیم اعزام بشیم .من اون موقع کمیته ای بودم .اجازه نمیدادن بریم جبهه .پیچوندیم اومدم پادگان امام حسن .اون موقع من دوره دیده […]

عملیات والفجر یک به روایت حاج داوود پاداشی
عملیاتی که با شکست و عقب نشینی تمام شد

عملیات والفجر یک به روایت حاج داوود پاداشی

در رابطه با والفجر یک من همیشه وقتی خاطراتش رو یادم میومد حالم گرفته میشد بخاطر بچه هایی که شهید شدن و اتفاقایی که افتاد . من لشکربیست و هفت و لشکر عاشورا و لشکر سیدالشهدا رو دیدم که تلفاتمون وحشت ناک بود . منطقه عملیاتی به دو قسمت تقسیم میشد : تپه هایی که […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج ابراهیم قاسمی
نحوه آشنایی و ورود به گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج ابراهیم قاسمی

بنده ابراهیم قاسمی هستم سال 61 برج 9  من وارد لشکر سید الشهدا شدم که آن موقع تیپ بود. آن زمان ابتدا که وارد لشکر شدم به خاطر اعزام مجدد بودنم ، تأکید داشتند آنهایی که رانندگی بلد هستند به ترابری بروند . چون راننده نیاز داریم و اعزام مجدد باشد تا بتواند در خط […]

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج داوود پاداشی
سپاه سیدالشهداء ع وارد عمل نشد

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج داوود پاداشی

قبل از عملیات والفجر مقدماتی یکی دو بار برای شناسایی رفتیم . شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان تخریب) گفت : داوود ! برای این عملیات خیلی راه پیمایی داریم ، پس روی نیرو ها کار کنید . ماهم نیرو ها رو بردیم از صبح نزدیک منطقه با یک قمقمه آب و چند تا نخودچی […]

روزی که پاسدار وظیفه شهید حاج قاسم اصغری به گردان تخریب آمد
گفت مادرم مریض شده و دلم پیش مادرمه

روزی که پاسدار وظیفه شهید حاج قاسم اصغری به گردان تخریب آمد

همونطور که میدونید در رابطه با شهید حاج قاسم اصغری خیلی حرف ها زده شده . از شجاعتش ، از روی سیم خاردار خوابیدنش و از اخلاقیاتش خیلی صحبت ها شده. مقر گردان تخریب اون زمان یعنی قبل از عملیات والفجر 2 ، توی کوه دشت بود . شهید حاج عبدالله نوریان (فرمانده گردان) و […]

عملیات بیت المقدس دو به روایت حاج احمد حسین خانی
خیلی هنر بود که بتوانی آن پل را وسط دره بزنی

عملیات بیت المقدس دو به روایت حاج احمد حسین خانی

ما هنگام عملیات بیت المقدس 2 در سنندج بودیم . حاج مجید مطیعیان (فرمانده گردان) با بچه ها رفتند ارومیه و از بچه های قدیمی هم کسی نبود . حاج مجید با من تماس گرفت و به من گفت بچه ها را جمع کن بیا . ما هم دو تا اتوبوس گرفتیم و بچه ها […]

عملیات کربلای پنج به روایت حاج احمد حسین خانی
به فرماندهی شهید سید محمد زینال حسینی

عملیات کربلای پنج به روایت حاج احمد حسین خانی

در زمان عملیات کربلای چهار و پنج ، شهید حاج سید محمد زینال حسینی فرمانده گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام بود . ایشان یک روز غروب آمد و ده نفر از تخریب چی ها از جمله رفیق من ، آقای اخلاص مند را جمع کرد . آقای محمد اخلاص مند که از بچه […]

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج احمد حسین خانی
ای از سفر برگشتگان ، کو شهیدان ما ! کو عزیزان ما!

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج احمد حسین خانی

عملیاتی که بعد از عملیات بیت المقدس در آن شرکت کردم عملیات والفجر مقدماتی بود . خیلی عملیات بدی بود. من در عملیات والفجر مقدماتی تیپ محمد رسول اله (ص)  گردان شهادت بودم. فرمانده تیپ ما این طور که یادم است حاج همت بود و فرمانده گردان ما یعنی گردان عمار ، حاجی بابایی بود […]