• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های دفاع مقدس - صفحه 34 از 70 - خالدین

ماجرای خرید دوربین عکاسی برای گردان تخریب
عکس های بچه های گردان تخریب

ماجرای خرید دوربین عکاسی برای گردان تخریب

بچه های گردان تخریب همشون بی حاشیه بودن و سرشون توی کار خودشون بود . بخاطر همین از بچه های تخریب عکس های زیادی نیست . من یادمه با شهید حاج عبدالله نوریان صحبت کردم و با هزار زحمت راضی اش کردم که یه دوربین بگیریم . یه بنده خدایی تو گردان داشتیم به نام […]

روزی که به خانه ی شهید سیامک معمارزاده رفتیم
خونه پدریش توی محله تجریش تهران بود

روزی که به خانه ی شهید سیامک معمارزاده رفتیم

شهید سیامک (حسین) معمارزاده بچه ی بالاشهر بود . خونه پدریش توی محله تجریش تهران بود . خانواده اش از نظر مالی مرفه بودن . البته مرفه از دیدگاه من . فکر میکنم تنها پسر خانواده بود . درس خونده هم بود چون یه روز رفتیم خونشون ، پدرش خیلی اصرار میکرد که این پسر […]

عملیات والفجر هشت به روایت حاج علی اکبر جعفری
ما مامور شدیم که انتهای هر پد رو مینگذاری کنیم

عملیات والفجر هشت به روایت حاج علی اکبر جعفری

من قبل از عملیات والفجر هشت ، دو تا عملیات شرکت کرده بودم ، یکی عاشورای سه و یکی هم عملیات ام الرصاص . در جریان عملیات والفجر هشت ، یه ماموریت به لشکر سید الشهداء علیه السلام دادن که طبق اون ماموریت قرار شد لشکر سید الشهداء بیاد حرکت کنه به سمت فاو . […]

یه تعداد افراد بودیم که بهمون میگفتن : حمّله و قطّره
ما همیشه قبل از اینکه گران به جایی بره ، میرفتیم اونجا

یه تعداد افراد بودیم که بهمون میگفتن : حمّله و قطّره

ما قبل از عملیات یه تعداد افراد بودیم که بهمون گفتن : حمّله و قطّره . از صرف فعل عربی میاد : قَطَّرَ یقطّر قاطر ، حَمَلَ یُحَمِّل حمال  . ما همیشه قبل از اینکه گران به جایی بره ، میرفتیم اونجا توالت و سنگر درست میکردیم . بعد از ما گردان ها و بچه […]

عملیات ام الرصاص به روایت حاج علی اکبر جعفری
ما سه نفری اعزام شدیم به گردان المهدی گروهان جهاد

عملیات ام الرصاص به روایت حاج علی اکبر جعفری

بعد از عملیات عاشورای ۳ از منطقه ی عملیاتی عاشورای سه اومدیم و رفتیم مقر گردان که یه جاده ای بود که می رفت پشت کرخه .  اسمش رو بعدها گذاشتن موقعیت السابقون که زاغه ی ما اونجا بود . یکم بالاتر از زاغه ، شیاری بود که اونجا مقر گردان بود . برای خواب شبمون […]

عملیات عاشورای سه به روایت حاج علی اکبر جعفری
ماموریت حاج علی اکبر جعفری ، هادی کسکنی و شهید سید اسماعیل موسوی

عملیات عاشورای سه به روایت حاج علی اکبر جعفری

اولین  عملیاتی که ما شرکت کردیم توی تیپ سید الشهدا ، مصادف شد با  مانورهای عاشورای ۳ . آقای حاج علی فضلی که تازگی شده بود فرمانده تیپ سیدالشهداء علیه السلام روحیه ای که داشت این بود که فرمانده جنگی و شجاع بود . توی عملیات عاشورای ۳ ، یا شاید توی مانور های عملیات عاشورا ی سه […]

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج محمد غلامعلی
توی رمپ بود و همش باید توی رمپ کار میکردیم

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج محمد غلامعلی

عملیات والفجر مقدماتی عملیات خیلی سختی بود . توی رمپ بود و همش باید توی رمپ کار میکردیم . نیروها خیلی زود آماده میشدن و زمان زیادی برای آمادگی نداشتن . ساعت ها پیاده روی داشت و موانعی که درست کرده بودن ، خیلی موانعی سختی بود . اولین باری بود که عراق موانعی با […]

بواسطه ی رفاقت با شهید توحید ملازمی به گردان تخریب لشگر ده رفتیم
شهید توحید ملازمی رفیق صمیمی داداشم بود

بواسطه ی رفاقت با شهید توحید ملازمی به گردان تخریب لشگر ده رفتیم

بعد از اینکه اعزام اولم به کردستان طی مدت سه ماه تموم شد ، اومدم تهران . مدت زیادی نگذشت که اومدم برای اعزام مجدد و به جنوب اعزام شدم و رفتم توپخونه ۶۰ خاتم انبیا . خدا رحمت کنه شهید حاج حسن طهرانی مقدم ، فرمانده تیپ توپ خونه ی ۶۰ خاتم بود.  اعزامم از […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج علی اکبر جعفری
اولین اعزام به جبهه ی کردستان

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج علی اکبر جعفری

خدمت شما عرض کنم که علی اکبر جعفری هستم . اواخر جنگ اسممو  گذاشتن مقداد . یکی از شهدا به اسم شهید رسول فیروزبخت اسمم رو گذاشت مقداد و این اسم دیگه رو من موند . بچه ها من رو هم به اسم مقداد میشناسن و هم به اسم علی اکبر جعفری . اواخر سال ۱۳۶۲ […]

وقتی شهید محسن چهاردولی خودش را ثابت کرد
سرش را پایین انداخت و رفت

وقتی شهید محسن چهاردولی خودش را ثابت کرد

در دهه اول اسفند سال 64 من و شهید محسن چهاردولی و چند نفر دیگر که بعدا به شهادت رسیدند از جمله شهید سعید منتظری ، شهید غلامرضا زند و شهید سید مهدی اعتصامی وارد گردان تخریب لشکر سید الشهدا شدیم. قبل از اینکه وارد شویم به یک موقعیتی رفتیم به نام  کوثر که آن […]