• امروز : شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۳
والمرمنفجر شده پس دیگه یعنی شهید شدم

وقتی مین والمر عمل کرد و من مجروح شدم

  • کد خبر : 3344
وقتی مین والمر عمل کرد و من مجروح شدم

معمولاً عادت داشتیم وقتی مجروح می شدیم دربیمارستان میماندیم تا به سلامتی کامل برسیم و بعد به خانه می رفتیم تا خانواده از مجروح شدن ما مطلع نشوند . در عملیات فجر۴ یک قسمت پدافندی داشتیم که در آنجا یک شیاری بود و باید آن شیار مین گذاری می شد . بچه ها مین گذاری […]

معمولاً عادت داشتیم وقتی مجروح می شدیم دربیمارستان میماندیم تا به سلامتی کامل برسیم و بعد به خانه می رفتیم تا خانواده از مجروح شدن ما مطلع نشوند .

در عملیات فجر۴ یک قسمت پدافندی داشتیم که در آنجا یک شیاری بود و باید آن شیار مین گذاری می شد . بچه ها مین گذاری کرده بودند ولی خب آن قسمتی که باید پایین و بالا می شد یک خورده در مین گذاری اشتباه کرده بودند .

یکی دو شب بعد رفتیم سر بزنیم  به آن میدان مین که فکر می کنم حاج احمد خسروبابایی و حاج ناصر اسماعیل یزدی هم بودند .

من گفتم بایستید تا من برم ببینم چه خبر است . من همین که وارد میدان مین شدم ، یک مقدار رفتم جلو و داشتم به قول معروف مسائلی که باید انجام میدادیم را انجام میدادم که پام گرفت به سیم تله و در همین انفجار خوردم زمین و مجروح شدم . ترکش به بدنم خورده بود و پایم تقریباً کنده شده بود ولی نه اینکه قطع شده باشد .

قاعدتا وقتی مین والمر عمل میکنه بدجوری عمل می کنه و من آنجا پیش خودم گفتم چون والمرمنفجر شده پس دیگه یعنی شهید شدم . یک خورده خودم رو اینور اونور کردم و دیدم نه !

به خودم گفتم انگار هنوز آدم نشدی . درست نشدی …

بعد از صدای انفجار ، چند ثانیه که گذشت ، داد زدم که داخل میدان نیاید و فقط یه نفر بیاد . فکر کنم یا حاج ناصر اسماعیل یزدی آمد یا حاج احمد خسروبابایی .

میدان مین را پاک کردند و آمدند جلو و من را از میدان آوردند بیرون . در آن جاده وحشتناک من عقب وانت بودم و خیلی اذیت شدم چون پایم خیلی درد می کرد . خلاصه ما رو آوردند بیمارستان پشت خط  و بعد اعزام شدم به تهران . فکر کنم  چند ماهی تو بیمارستان دوسه تا عمل روی پایم انجام شد و پایم خوب شد و الحمد الله برگشتم منطقه .

شهید مصطفی مبینی ، یک اسطوره ی واقعی
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3344
  • نویسنده : حاج محمد غلامعلی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه