• امروز : چهارشنبه, ۲۷ تیر , ۱۴۰۳
میخواست سهمیه حج تمتعش را به من بدهد

ماجرای سهمیه سفر حج شهید حاج عبدالله نوریان

  • کد خبر : 5129
ماجرای سهمیه سفر حج شهید حاج عبدالله نوریان

یک خاطره ی دیگر که از آن موقع ها یادم هست مربوط به سفر حج حاج عبدالله است . در آن زمان ، به هر یگانی یک سهمیه را برای سفر حج تمتع مشخص می کردند . در همان سال ۶۴ در تیپ سیدالشهداء علیه السلام ، برای دو نفر سهمیه معین کردند که دو […]

یک خاطره ی دیگر که از آن موقع ها یادم هست مربوط به سفر حج حاج عبدالله است . در آن زمان ، به هر یگانی یک سهمیه را برای سفر حج تمتع مشخص می کردند . در همان سال ۶۴ در تیپ سیدالشهداء علیه السلام ، برای دو نفر سهمیه معین کردند که دو نفر بروند و ثبت نام کنند و بعد از اقدام به انجام فرایند های اداری ، به حج مشرف بشوند . در لشگر سیدالشهداء علیه السلام ، یکی از این بزرگواران که بنا شده بود به حج تمتع برود ، حاج عبدالله نوریان بود . اسامی دو نفری که سهمیه ی حج به ایشان تعلق میگرفت از طریق قرعه کشی مشخص شده بود و یکی از آنها حاج عبدالله بود . قبل از عاشورای سه بود که حاج عبدالله آمد و از من سوال کرد که مکه می روی ؟ گفتم من ؟ مکه ؟! نه بابا من کجا مکه کجا؟ من نه استطاعت مالی دارم و نه شایستگی این کار را . گفت چیزی نمی شود و هزینه سفر مبلغی حدود ۲۰ هزار تومان هست . آن زمان هم البته بیست هزار تومان برای خودش عدد قابل توجهی بود . گفتم نه . یک بار هم حاج احمد خسروبابایی را فرستاد و اصرار کرد که شما به برو . ولی این خاطره برای همیشه در ذهنم میماند که حاج عبدالله قبل از سفرش به من گفت و می خواست این سهمیه اش را به من بدهد . میخواست سهمیه حج تمتعش را به من بدهد . این اولین بار است که این حرف را میزنم . بعد از آنکه گفتم که نه ، من شایستگی و شرایطش را ندارم و امتناع کردم ، سفر حج روزی حاج عبدالله شد و به هرجهت نوش جونشون . خلاصه رفت به آنجا و به قول ما عشق و حالش را کرد و بلاخره آن چیزی که باید می گرفت را هم حتما همانجا گرفت و بعدش ، در راه شهادت قدم گذاشت و به عملیات والفجر هشت امد و به شهادت رسید .

گنجشک هایی که از لب برکه آب میخوردند
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5129
  • نویسنده : حاج حسن نسیمی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

20تیر
ماموریت دونفره با شهید حاج عبدالله نوریان
شیوه ی فرماندهی فرمانده گردان تخریب اینگونه بود

ماموریت دونفره با شهید حاج عبدالله نوریان

17تیر
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج مجید بختیاری
این خاطره ای بود که من در بدو ورودم از حاج عبدالله داشتم

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج مجید بختیاری

ثبت دیدگاه