• امروز : پنجشنبه, ۳۰ فروردین , ۱۴۰۳
بند سه اجرا شده مبینی

شهید مصطفی مبینی ، یک اسطوره ی واقعی

  • کد خبر : 2352
شهید مصطفی مبینی ، یک اسطوره ی واقعی

من بعد از خیبر که آمدم گردان، در جاده اهواز خرمشهر رفتیم و 50 کیلومتر بعد از آن  یک مقری را زدیم به نام حاج علی موحد  و چادر ها را با بچه ها برپا کردیم و مستقر شدیم در آن جا به بچه ها تداوم آموزش دادند. ما با حاج ناصر اسماعیل یزدی احمد […]

من بعد از خیبر که آمدم گردان، در جاده اهواز خرمشهر رفتیم و 50 کیلومتر بعد از آن  یک مقری را زدیم به نام حاج علی موحد  و چادر ها را با بچه ها برپا کردیم و مستقر شدیم در آن جا به بچه ها تداوم آموزش دادند. ما با حاج ناصر اسماعیل یزدی احمد خسروبابایی و من در یک دسته افتادیم. فرمانده دسته خدا رحمت کند ناصر اربابیان بود.  در یک چادر بودیم . شهید مبینی هم در دسته ما بود. تدارکات چادر من بودم. بعد از نماز به چادر تدارکات می رفتم و  و چیزهایی که لازم بود از جمله غذا ، تنقلات و چیزهای دیگر را می گرفتم . بعد از نماز مغرب و عشاء هم می رفتم به چادر تدارکات و این عادت هر روزه بود. سفره می انداختیم و هر کسی ظرف خودش را داشت. شهید مبینی همیشه بعد از نماز در حسینیه می نشست.دعا می کرد و با خدا مناجات می کرد. ما شروع می کردیم به خوردن و تقریباً وسط های غذا شهید مبینی می آمد. و ما برایش شعر می خواندیم که (بند 3 اجرا شده مبینی) و همه یک صدا می گفتند مــــــبــــینی. ما می خواندیم و مبینی هم توی سرش می زد. بند 3 یعنی ما غذایت را خوردیم و شما بدون غذا ماندید. البته غذایش را نگه می داشتیم. ایشان یک خصلت بسیار خوبی داشت که ما غبطه می خوردیم. وقتی آخر همه می رسید ، غذاهایی را می خورد که ته بشقاب ها مانده و یا خورده نان هایی که در سفره بود را استفاده می کرد.نمی گذاشت که ذره ای نان و غذا اسراف شود . خیلی  زرنگ ، باهوش ، حرف گوش کن و مومن و متدین بود. نماز شب خوان بود. ما خیلی شوخی می کردیم اما ایشان مثل ما نبود و ما به افرادی که خاص بودند اسطوره می گفتیم. به ایشان نیز اسطوره می گفتیم. شهید مصطفی مبینی جزء طیف شلوغ کار نبود.

پیراهنی که هنگام شهادت ، بر تن شهید حاج رسول بود

 

 

 

تابستان ۶۳-موقعیت شهید موحد- نفر دوم ایستاده از سمت چپ شهید مصطفی مبین

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2352
  • نویسنده : حاج اصغر معصومی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه