• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمد زارعکار
این خاطره ای بود که من در بدو ورودم از حاج عبدالله داشتم

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمد زارعکار

بنده محمد زارعکار هستم . در دوران دفاع مقدس قبل از این که وارد گردان تخریب لشگر ده سیدالشهداء علیه السلام بشوم ، مدتی در گردان تخریب لشگر علی ابن ابیطالب علیه السلام بودم . و همیشه ، آن جا تعریف تخریب سیدالشهدا را میشنیدیم و علی الخصوص ذکر خیر حاج عبدالله نوریان را زیاد […]

نظم ، یکی از ویژگی های بارز شهید ابوالفضل رمضانی بود
تصویری که از شهید ابوالفضل رمضانی در ذهن دارم

نظم ، یکی از ویژگی های بارز شهید ابوالفضل رمضانی بود

شهید ابوالفضل رمضانی را در قلاجه زیارت کردم و مدت کوتاهی توفیق داشتم در محضرشان باشم. فکر می‌کنم در همان زمانی که در قلاجه بودیم ایشان به تخریب آمدند. یک انسان‌دوست داشتنی و بی‌تکلف بود یعنی اگر در بعضی‌ها مصادیقی از کارهای عجیب غریب وجود داشت، من در شهید رمضانی این‌گونه موارد را سراغ ندارم، […]

ابعاد شخصیتی شهید سید محمد زینال حسینی
چند خاطره از شهید سید محمد

ابعاد شخصیتی شهید سید محمد زینال حسینی

قبل از این‌که بخواهم به‌اندازه فهم خودم نه شخصیت واقعی شهید سید محمد زینال حسینی صبحت کنم لازم است مقدمه‌ای را تقدیم کنم. امروز چه تعریفی از شهید سید محمد زینال حسینی داریم؟ سید محمد چه ویژگی‌هایی داشت؟ چرا تا به امروز به انحصارات اکتسابی و انتسابی سید محمد و حاج ناصر که به نظر […]

سومین فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهدا ع ، حاج مجید مطیعیان
به روایت رزمنده دفاع مقدس ، حاج عبادالله قنبری

سومین فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهدا ع ، حاج مجید مطیعیان

حاج مجید مطیعیان (آزاده و استراتژیست) فارغ از جلوه تعبدی ، حاج مجید تفکر و عیار مخصوص خودشان را داشتند، بسیار دقیق و نکته‌سنج، تحلیلگر، آینده‌پژوه و برنامه دار بود، نمی‌دانم ایشان این خصوصیات پس از دوره اسارت تحصیل‌کرده بودند یا اکتسابی بود، به نظرم امروز هم همین ویژگی‌ها را با بلوغ عمیق‌تری دارند، در […]

هر کم و کسری داشتی اول به خودم بگو …
من به‌جای شما بودم برادران حمل‌ونقل را دور قرارگاه پامرغی می‌بردم

هر کم و کسری داشتی اول به خودم بگو …

در مأموریت به اطلاعات و شناسایی منطقه عملیاتی کربلای پنج، دست من مجروح شد و به خاطر محدودیت ناشی از مجروحیتی که از ناحیه دست پیداکرده بودم به این باور رسیدم که وجود من در گردان تخریب مؤثر نیست و نباید برای سایر دوستان مزاحمت ایجاد کنم، بنابراین تصمیم گرفتم به‌جایی بروم که مفید واقع […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج عبادالله قنبری

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج عبادالله قنبری

به گزارش خالدین، عباد الله قنبری همدانی از رزمندگان گردان تخریب لشگر ده سیدالشهدا علیه‌السلام در دوران هشت سال دفاع مقدس بودند و امروز پس از گذشت بیش از سی سال از پذیرش قطع‌نامه، دعوت پژوهشگران گروه خالدین را پذیرفته و در مقابل دوربین، برای شرحی از خاطرات خود حاضرشده‌اند. آنچه مطالعه می‌کنید، بیان ایشان […]

به نظرم آیفا خاطره ای جدا نشدنی از خاطرات گردان تخریب است
خاطره هایی که با آیفای گردان تخریب داشتم

به نظرم آیفا خاطره ای جدا نشدنی از خاطرات گردان تخریب است

دریکی از تک‌های عراق در منطقه فکه که درواقع، عملیات پدافندی آن بر عهده برادران ارتش بود، حسب دستور برای ایجاد موانع گردان وارد شد، بعد از دفع تک عراقی‌ها، یک آیفای عراقی وسط میدان مین بود. پس از کسب اجازه آیفا را به‌عنوان غنیمت آوردیم البته ترکش شیلنگ‌های رادیاتورش پاره کرده بود و خودمان […]

هیچ وقت نگفت که نمی شود و نمی توانم
شهید حاج موسی انصاری خیلی انسان شریف و نجیبی بود

هیچ وقت نگفت که نمی شود و نمی توانم

شهید حاج موسی انصاری خیلی انسان شریف و نجیبی بود. حقیر ایشان را عابد پنهان گردان تخریب می‌دانستم. به جهت جسمانی محدودیت داشتند اما علی‌رغم محدودیت‌های جسمی هیچ‌وقت از زیر هیچ کاری شانه خالی نمی‌کرد. مسئول دسته بود اما از همه دسته بیشتر تلاش می‌کرد هیچ‌وقت نشنیدم بگویند نمی‌شود یا نمی‌توانم توکل و توسل بسیار […]

حسرتی که شهید سید مهدی اعتصامی به دل ما گذاشت
نگاه کردم و دیدم پسر جوانی است که محاسن ندارد

حسرتی که شهید سید مهدی اعتصامی به دل ما گذاشت

ما بعد از عملیات والفجر هشت به مرخصی رفتیم و برگشتیم . در آن فاصله ی ده یا پانزده روزی که ما در مرخصی بودیم ، یک عده نیروی اعزامی جدید به گردان آمدند . وقتی که مجددا به گردان آمدیم فکر می کنم ماه رجب بود ، به حسینیه الوارثین رفتیم و نماز ظهر […]

نحوه آشنایی من با شهید حاج قاسم اصغری
به روایت حاج ذبیح الله کریمی

نحوه آشنایی من با شهید حاج قاسم اصغری

شهید حاج قاسم اصغری بچه محل ما بود و ما ایشان را از قبل انقلاب می شناختیم . شناخت خیلی عمیقی نداشتیم اما آنقدر می دانم که قبل از انقلاب می شناختمش . ایشان یک هیئت داشت و هیئت شان هم متشکل از بچه ها بود . بچه های کوچک را سازماندهی می کرد . […]