اولین برخورد با شهید حاج عبدالله نوریان
سومین فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهدا ع ، حاج مجید مطیعیان
هرگز مپندار کسانى که در راه خدا کشته شدند، مردگاناند
برای نیرو هایش مانند مادری دلسوز لقمه میگرفت …
روایت جانباز قطع نخاع حاج علی کمیجانی از ماجرای مجروح شدنش
من بچه ای که ناصالح باشد را نمی خواهم
سوغات انگلیسی ها برای ایرانیان بی طرف
اگر میخواهید شهید شوید با اخلاص کار کنید
بسم الله الرحمن الرحیم؛ با عرض سلام و درود به شهدا و امام شهدا؛ بنده سعی میکنم خلاصه بگویم تا هم وقت شما را نگیرم و هم به نقطهی مد نظر گفتگو برسیم. بنده مرتضی رنجبرفرماندهی گردان تخریب لشکر ۵۷ هستم. سال ۱۳۴۸ از شهرستان الیگودرز به تهران آمدم و تا پایان حکومت پهلوی آنجا […]
من و شهید صاحب علی نباتی در یک چادر بودیم . فکر می کنم شهید نباتی مسئول دسته ی ما بود . ایشان یک چهره ی بخصوصی داشت . یعنی تیپش ، ظاهرش و میمیک صورتش و موهایش یک تیپ ظاهری متفاوتی از همه داشت . اخلاق بخصوصی هم داشت . در عین حال که […]
این حقیر زهرا مهرخاوران گیلانی هستم که البته در محله مان به فامیلی همسرم شهرت به ابراهیمی دارم . برای پسرم (شهید داوود ابراهیمی) در اصل اسم محمد را انتخاب کرده بودیم اما از آنجایی که اقوام ما به اتفاق پدرشهید قصد زیارت امامزاده داوود کرده بودند و زیارت امامزاده داوود و برای سلامتی من […]