• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های دفاع مقدس - صفحه 31 از 70 - خالدین

اگر من کنارتان باشم کسی شهید نمیشود …

اگر من کنارتان باشم کسی شهید نمیشود …

شهید حاج رسول فیروزبخت بسیار انسان شوخ طبعی بود . یک خاطره ای که من از ایشان یادم هست و قشنگ در ذهنم مانده مربوط به چند روز قبل از اعزام به منطقه سردشت و شهادت ایشان است . بعد از این که ایشان شهید شدند ، این خاطره را برای خودم مرور می کردم […]

راوی و رزمنده گردان تخریب حاج اسماعیل گوهری
آشنایی با گردان تخریب

راوی و رزمنده گردان تخریب حاج اسماعیل گوهری

یاد رفقای شهیدمان بخیر . چه عاشقانه، چه عارفانه ، چه صادقانه، چه مخلصانه رفتند یاران تخریب. آنان که در طریق حق جان شیرین خود را، به عشق اسلام، به عشق ولایت، به عشق ملت و به عشق این وطن نثار رکردند. تا اسلام عزیز سرافراز و ایران عزیز سربلند باقی بماند. شهدا دوستتان داریم. […]

من میروم آن طرف اما نگران اجناس تدارکات هستم
آخرین برخورد با شهید حاج عبدالله نوریان

من میروم آن طرف اما نگران اجناس تدارکات هستم

من زمانی که برای اولین بار رفتم به گردان تخریب ، بیشتر شیفته ی اخلاق شهید حاج عبدالله نوریان شدم . به برادر میررضی (خدا بیامرز) هم گفتم که گفت چطور جای دیگه نرفی !؟ گفتم من مرید اخلاق حاج عبدالله هستم و از اخلاقشان خوشم می آید ، بخاطر همین آمدم گردان و هیچ […]

شهدایی که در کردستان شهید میشوند ، بچه های مظلومی اند
آرزویی که محقق شد

شهدایی که در کردستان شهید میشوند ، بچه های مظلومی اند

سال 1366 ، وقتی داشتیم به سمت منطقه سردشت برای پاک سازی میادین مین می رفتیم ، من و حاج رسول فیروزبخت بغل دست همدیگر در مینی بوس نشسته بودیم . رسول گفت: من دوست دارم که در کردستان شهید بشوم . گفتم چطور رسول ؟ گفت بچه هایی که در کردستان شهید می شوند […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج اسدالله سلیمانی
اولین دیدار با شهید حاج عبدالله نوریان

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج اسدالله سلیمانی

اولین دیدار من با شهید حاج عبدالله نوریان ، بعد از عملیات خیبر بود که من تازه اعزام گرفته بودم و به جبهه اومدم . اعزام های قبل از آن اعزامی که به گردان تخریب لشگرسیدالشهداء علیه السام اومدم ، اعزام به لشگر بیست و هفت محمد رسول الله (ص) بود . قبل از عملیات […]

چادر و دسته ی کودکستان به روایت حاج اسدالله سلیمانی
ماجرای اعزام بچه های کم سن و سال

چادر و دسته ی کودکستان به روایت حاج اسدالله سلیمانی

در یکی از اعزام ها تعداد زیادی نیروهای بچه سال به گردان آمده بودند . تعداد زیادی از بچه هایی که آمده بودند سن و جثه هایشان کوچک بود . بچه های دبیرستانی و کوچک بودند ، نسبت به بچه های قدیمی که ته ریشی داشتند و سنشون کمی بالاتر بود . این ها در […]

رفاقت و صمیمیت شهید اصغر رحیمی و شهید پیام پوررازقی
دقت پیام و سفارش حاج عبدالله

رفاقت و صمیمیت شهید اصغر رحیمی و شهید پیام پوررازقی

شهید اصغر رحیمی یک پسر نوجوان با جثه ی بسیار کوچک بود که مو هم در صورتش اصلا نبود . شهید پیام پوررازقی که از قدیمی های گردان تخریب بود ، با اینطور بچه ها که در گردان تازه وارد بودند خیلی صمیمیت پیدا می کرد . شاید یک ایجاد صمیمیت یک مأموریتی بود که […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمدصادق دانشی
آشنایی با گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج محمدصادق دانشی

محمد صادق دانشی هستم ، از اعضای سابق سپاه پاسداران و از جمعی نیروهای تخریب قرارگاه کربلا و خاتم الانبیاء که توفیق همکاری تقریباً یک سال و خورده ای الی دو سال را با شهید حاج عبدالله نوریان داشتم . شروع آشنایی من با شهید نوریان به سال های شصت و یک به بعد برمی […]

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج علی بهجانی ممقانی
آشنایی با گردان تخریب

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج علی بهجانی ممقانی

بعد از اتمام دوره ی آموزشی ، اعزام شدیم به منطقه اهواز . رفتیم و در اهواز بودیم . آن موقع این طور بود که بچه ها بصورت تیم تیم می شدند ، دسته دسته می شدند . در مدارس اهواز به ما جا داده بودند . اهواز آن زمان چون تازه جنگ شده بود […]

بچه هایی که روحیه ی خدمت گذاری بیشتری داشتند
شهید اصغر رحیمی ، صبرعلی کلانتر و نصرتخواه

بچه هایی که روحیه ی خدمت گذاری بیشتری داشتند

یکی از جلوه های قشنگی که در جنگ و جبهه وجود داشت جلوه ی بچه هایی بودکه روحیه ی خدمت گذاری بیشتری نسبت به بقیه داشتند. با ذوق و شوق و علاقه ، عاشقانه به مجموعه ی بچه ها خدمت می کردند و انگار خادم بچه ها هستند . این بچه ها مسئولیت هایی مثل […]