• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های خاطرات شهدای دفاع مقدس - صفحه 47 از 49 - خالدین

برای دوستان شهیدم اشک بریزید چون اینجا کسی نیست برای آنها گریه کند
چرا اجازه نمی‌دهید به جبهه بروم

برای دوستان شهیدم اشک بریزید چون اینجا کسی نیست برای آنها گریه کند

مهدی سال ۱۳۶۵ خواست که به جبهه برود اما به دلیل سن کم با او مخالفت کردم. عزم مهدی برای رفتن به جبهه بیش از اینها بود. او شناسنامه‌اش را دستکاری کرده بود تا بتواند به منطقه اعزام شود اما این کارش از من مخفی نماند وقتی فهمیدم بسیار ناراحت شدم و گفتم: حال که […]

هیچ قطره‌ای از خونی كه در راه خدا ریخته شود ، بهتر نیست
وصیت نامه شهید حاج عباس کریمی

هیچ قطره‌ای از خونی كه در راه خدا ریخته شود ، بهتر نیست

بسم‌الله القاصم الجبارین چرا در راه خدا جهاد نمی‌كنید در صورتی كه جمعی ناتوان از مرد و زن و كودك شما در چنگال ظلم كافرانند. «و ما لكم لا تقاتلون فی سبیل‌الله و المستضعفین من الرجال و النساء والولدان و قاتلو هم حتی لاتكون فتنه و یكون الدین لله». بكشید كافران را تا بر كنده […]

فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟
بازجویی خودمانی و دوستانه

فکر می‌کنی این مرد چه‌کاره باشد؟

در جریان عملیات والفجر 4 به دنبال تصرف ارتفاع 1866 شیخ تاجر، توسط گردان حبیب بن مظاهر، عباس کریمی، فرمانده تیپ 2 سلمان لشکر 27، بلافاصله در جمع نیروهای این گردان حضور یافت. همزمان با حضور کریمی در لبه جلویی منطقه نبرد، یک فروند هواپیمای میگ عراقی که برای بمباران مواضع رزمندگان لشکر 27 به […]

شایع شد که حکم اعدامش را صادر کرده‌اند
زندگی نامه شهید محمد ابراهیم همت

شایع شد که حکم اعدامش را صادر کرده‌اند

محمد ابراهیم همت در ۱۲ فروردین ۱۳۳۴ در شهرضای اصفهان به دنیا آمد. تحصیلات خود را در همان شهر به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ دیپلم گرفت. در همان سال وارد دانشسرای تربیت معلم اصفهان شد و در سال ۱۳۵۴ مدرک فوق دیپلم خود را اخذ کرد. ۲ سال بعد برای گذراندن خدمت سربازی […]

از سختی های جنگیدن در سوریه
نزدیک بود جانم را از دست بدهم

از سختی های جنگیدن در سوریه

اوایل که به سوریه آمده بودیم ارتباط گیری بسیار سخت بود. بعضی مواقع به دلیل بلد نبودن زبان، نزدیک بود جانمان را از دست بدهیم. یک شب از توی سنگر سوری ها بیرون رفتم. پشتمان باغ زیتون بود و 50 متر جلوتر از سنگر دشمن قرار داشت. آمدم عقب و می خواستم برگردم به سنگر […]

روزی که حاج ابراهیم همّت آسمانی شد
دیدار محبوب در جزیره مجنون

روزی که حاج ابراهیم همّت آسمانی شد

قبل از عملیات خیبر به اتفاق حاج همت و چند نفر دیگر از بچه‌ها وارد منطقه عملیاتی شدیم. نیروهای اطلاعات عملیات مشغول شناسایی بودند و کار برایشان به سبب هور و نیزاری بودن منطقه دشوار بود. از طرف دیگر، افراد بومی نیز در منطقه، وسط هور ساکن بودند و به ماهی گیری و کارهای دیگری […]

سرنوشت نامعلوم شهیدی که سالها ردّی از او پیدا نشد
روز آخر ، شهادت حاج ناصر اربابیان

سرنوشت نامعلوم شهیدی که سالها ردّی از او پیدا نشد

حوالی ساعت ده صبح به پیشنهاد شهید حاج ناصر اربابیان قرار شد خود ایشان و یکی از برادران به نزدیکی های محل استقرار دشمن بروند و اطلاعاتی کسب کنند . برادر مجتبی کوهی مقدم ترک موتوری که شهید حاج ناصر اربابیان روشن کرده بود نشست و این دو برادر برای گشت زنی و جمع آوری […]

شبی که حاج قاسم روی سیم خار دار خوابید
حاج قاسم شب عملیات عاشورای ۳ کاری کرد کارستون

شبی که حاج قاسم روی سیم خار دار خوابید

حاج قاسم شب عملیات عاشورای ۳ کاری کرد کارستون.. حاج قاسم شب عملیات با یک تیم از بچه های تخریب مامور شدند برای بازگشایی معبر گردان علی اصغر علیه السلام. فرمانده گردان حضرت علی اصغر علیه السلام شهید حاج داوود آجرلو بود. شب عملیات پیشاپیش گردان حرکت کردند و وارد معبر شدند. معبر توی شیب […]

یادت هست عراق در عملیات بیت المقدس، چقدر جنگید
حاج قاسم مقاومت جانانه ای در خرمشهر با نیروهای خود کرد  

یادت هست عراق در عملیات بیت المقدس، چقدر جنگید

سوم خرداد ۹۹ مصادف با سالروز آزاد سازی خرمشهر،‌ نخستین سالی است که در این روز فرخنده که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند خرمشهر را خدا آزاد کرد، شهید سردار حاج قاسم سلیمانی در میان مردم ایران و ملت‌های مقاومت منطقه نیست. با توجه به حضور و نقش حاج قاسم سلیمانی در عملیات آزادسازی خرمشهر،‌ رهبر […]

تو با چه انگیزه ای با این شلوار اومدی نشستی جلوی سردار
به قدیر می گفتند: «تو آوینی تیپ مایی»

تو با چه انگیزه ای با این شلوار اومدی نشستی جلوی سردار

کتاب «دلتنگ نباش» روایت زینب فروتن (همسرشهید) از شهید روح الله قربانی است که به قلم زینب مولایی جاری شده. آنچه در ادامه می خوانید، بخشی از این کتاب است. عملیات بعدی، گرفتن روستای سابقیه، در شمال روستای عبطین بود. بعد از سابقیه روستای خلصه بود که نسبتا روستای بزرگی بود و دشمن در آن […]