من یادم است که حاج عبدالله به نماز خیلی اهمیت می داد. یک بار جاده اندیمشک به اهواز بود نزدیکی های اذان بود. ناگهان اشاره به دور کرد و گفت نگه دار این جا مسجد است. گفتم : این جا مسجد ندارد . گفت یک بلند گو دیدم حتما مسجد هست .خلاصه دور زدیم رفتیم و پیاده شدیم و دیدیم که بله این جا یک حسینیه است. نماز را خواندیم. من نمازم را زودتر تمام کردم. یک نفر که نمی دانم چه کسی بود برایمان یک سینی غذا آورد. گفت شما مهمان امام حسین هستید و باید غذا بخورید. من گفتم نه اما حاج عبدالله که نمازش تمام شد گفت حالا که میهمان امام حسینیم از غذای این میهمانی میخوریم . از این خاطرات زیاد داشتیم.
نماز اول وقت با شهید حاج عبدالله نوریان
من یادم است که حاج عبدالله به نماز خیلی اهمیت می داد. یک بار جاده اندیمشک به اهواز بود نزدیکی های اذان بود. ناگهان اشاره به دور کرد و گفت نگه دار این جا مسجد است. گفتم : این جا مسجد ندارد . گفت یک بلند گو دیدم حتما مسجد هست .خلاصه دور زدیم رفتیم […]
- نویسنده : حاج احمد خسروبابایی
- ارسال توسط : tahoor_110
- منبع : خالدین
- 491 بازدید
- بدون دیدگاه




























































