بسم الله الرحمن الرحیم
همسر شهید روح الله گیاهدوست هستم. امروز (1404.12.29) روز عید فطر و اولین عید شهید گیاهدوست بود. سر مزار ایشان خانمی را دیدم که گفتند: من خوابی از شهیدتان دیدم و میخواهم برای شما تعریف کنم.
ایشان گفتند که:
من به تازگی عمل انجام داده بودم، اصلا نمیتوانستم در تجمعات شرکت کنم و در وضعیت استراحت مطلق بودم. اما نیت کرده بودم که در تجمعات شرکت کنم و هر شب شرکت میکردم. البته پوشینه میزدم تا کسی مرا نشناسد که نگویند: واجب نبود با این حال در تجمعات شرکت کنی.
آمدم سر مزار شهید گیاهدوست و گفتم: آیا به نظر شما تجمعاتی که من هر شب شرکت میکنم فایده ای هم دارد؟
همان شب خواب دیدم که روبروی بیمارستان سیدالشهداء علیه السلام، نزدیک داروخانه اخباری، اتوبوسی هست که بصورت رایگان افرادی که در تجمعات شرکت کرده بودند را سوار میکند و به کربلا میبرد.
با خودم گفتم اگر بخواهیم برویم باید حداقل یک میلیون و پانصد هزار تومان پول بدهیم. اینها چطور رایگان میبرند؟
مرتب اتوبوس پر و خالی میشد. با خودم میگفتم کجا میروند که اینقدر با سرعت خالی میشود.
وقتی از خواب بیدار شدم دیدم که با این خواب به من فهماندند که ثواب شرکت در این تجمعات با زیارت کربلا برابری میکند.
من از این به بعد مصمم تر در این مراسم شرکت میکنم.


























































































