شهید سلطانعلی معصومی

گروهی که میرفتند و تاسیسات اولیه را ایجاد میکردند

  • کد خبر : 3978
گروهی که میرفتند و تاسیسات اولیه را ایجاد میکردند

شهید سلطانعلی معصومی پسر کوچک خانواده ی گران قدر معصومی بود که با پنج شش تا از برادرهای دیگرش و پدرشان، همگی در گردان بودند . او یکی از بچه های شاداب ، پر جنب و جوش و رزمی گردان بود . منظور از رزمی ،  ورزش های رزمی نیست ، منظور نیروی آماده و […]

شهید سلطانعلی معصومی پسر کوچک خانواده ی گران قدر معصومی بود که با پنج شش تا از برادرهای دیگرش و پدرشان، همگی در گردان بودند . او یکی از بچه های شاداب ، پر جنب و جوش و رزمی گردان بود . منظور از رزمی ،  ورزش های رزمی نیست ، منظور نیروی آماده و کاربلد برای انجام کارهای رزمندگی گردان است .

خب آن زمان به خاطر ملاحظات امنیتی ، لو نرفتن موقعیت و خطر حملات دشمن ،  ما مکررا جا عوض می کردیم و جا به جا می شدیم . به همین خاطر گروهی تشکیل شده بود که قبل از انتقال کل  نیروها به موقعیت جدید، به آن جا می رفتند . این ها مسئول بودند تا در آن موقعیت تازه تأسیسات اولیه را ایجاد کنند مثل دستشویی ها ، محل قرار گرفتن تانکرهای آب ، حمام ، محل تدارکات ، محل تبلیغات، محل نماز خانه و بقیه چیزها . مسلما این کارها نیاز به افراد توانمند ، فعال و با تجربه داشت که سلطانعلی هم یکی از آن ها بود . این افراد هم زمان ، هم در کارهای رزمی شرکت می کردند و هم کارهای تخصصی خودشان را انجام می دادند . یادم هست که آن زمان سلطانعلی مسئول حمام بود . همیشه  با نشاط و شاد بود.برای بقیه جوک می  گفت . وقتی می خندید تا دو سه چادر آن طرف تر، همه می شنیدند و کل اردوگاه می فهمیدند که با بودن سلطانعلی آنجا بزمی برپاست .

شاهرخِ کوکاکولا چطور حر انقلاب شد؟
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3978
  • نویسنده : حاج اسدالله سلیمانی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

17آذر
مسئول چای گردان تخریب ، شهید اصغر رحیمی
دفاع مقدس سراسر درس و آموزه بود

مسئول چای گردان تخریب ، شهید اصغر رحیمی

23آبان
من حلال کنم ؟ خدا حلالتان کند …
ماجرای یک بگومگو بین شهید حاج رسول و شهید سید محمد

من حلال کنم ؟ خدا حلالتان کند …

23آبان
تقویت همزمان توانمندی های نظامی و روحیه معنوی
اعتکاف در غار ارتفاعات بازی دراز

تقویت همزمان توانمندی های نظامی و روحیه معنوی