• امروز : شنبه, ۲۶ خرداد , ۱۴۰۳
سلطانعلی معصومی با اکثر بچه های گردان رفیق بود

چه کسی شبانه لباس های رزمنده ها را میشوید و پهن میکند ؟

  • کد خبر : 5238
چه کسی شبانه لباس های رزمنده ها را میشوید و پهن میکند ؟

سلطانعلی معصومی با اکثر بچه های گردان رفیق بود . سلطانعلی روحیات عجیبی داشت . شما حساب کن در منطقه هوا گرم بود . هر روز یا یک روز درمیان باید لباس ها را درمی آوریم و عوض می کردیم و برای شست وشو بیرون می گذاشتیم . شما لباس ها را در می آوردی […]

سلطانعلی معصومی با اکثر بچه های گردان رفیق بود . سلطانعلی روحیات عجیبی داشت . شما حساب کن در منطقه هوا گرم بود . هر روز یا یک روز درمیان باید لباس ها را درمی آوریم و عوض می کردیم و برای شست وشو بیرون می گذاشتیم . شما لباس ها را در می آوردی و بیرون می گذاشتی که فردا بشوری ، صبح می آمدی و می دیدی که لباس ها را بردند شستد و روی طناب ها پهن کردند .
من با خودم میگفتم که : خدایا کی این کار را کرد ؟ جای سوال برایم بود . یک شب گفتم باید پیدا کنم که کی این کار را کرده ست و تشکر کنم و بگویم چرا لباس های من را برده و شسته ای و خجالت به من داده ای ؟
یک شبی بود من لباس هایم را عوض کردم و لباس ها را بغل چادر گذاشتم که صبح ببرم و بشورم . آن شب هم نخوابیدم ، دیدم که یک بنده خدایی آمد و لباس من و بچه های دیگر را برداشت و برای شست و شو برد . که من رفتم و خودم را آن شب بهشان نشان ندادم که دیدم شهید سلطان علی هست . فردا صبحش پیششان رفتم و تشکر کردم . گفتم این چه کاری است که شما کردید و چرا به ما خجالت می دهید ؟ که بنده خدا گفت من عشق می کنم از این کارهایی که برای بچه ها انجام می دهم .

گروه سه نفره ی شهید پیام پوررازقی و شهید محمد مرادی و من
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5238
  • نویسنده : حاج محمد زارعکار
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه