• امروز : چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳
اسماعیل ضعف بدنی دارد ...

مهربان مثل شهید پیام پوررازقی

  • کد خبر : 2481
مهربان مثل شهید پیام پوررازقی

قرار بود به دزفول برویم و 4 الی 5 نفری بودن که می خواستند تلفن بزنند. پیام پوررازقی یک مقدار به من پول داد گفت با این پول یک مقدار جگر برای اسماعیل بخر. گفت خیلی ضعف بدنی دارد و من خبر دارم. گفتم چشم. خیلی روح لطیفی داشت.  بهش گفتم این ها را پیام […]

قرار بود به دزفول برویم و 4 الی 5 نفری بودن که می خواستند تلفن بزنند. پیام پوررازقی یک مقدار به من پول داد گفت با این پول یک مقدار جگر برای اسماعیل بخر. گفت خیلی ضعف بدنی دارد و من خبر دارم. گفتم چشم. خیلی روح لطیفی داشت.  بهش گفتم این ها را پیام داده و سفارشت را کرده است. گاهی هم بعد از عملیات بچه ها را یک سفر زیارتی می بردند. عطر یا انگشتر می خرید و به بچه ها هدیه می داد. من هم یک عطر یادگاری از ایشان دارم.

فرمانده لشکر ده هزار نفری به من گفت می‌توانی یک دسته نیرو به من قرض بدهی؟
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2481
  • نویسنده : حاج سید مجید کمالی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه