عکس های بچه های گردان تخریب

ماجرای خرید دوربین عکاسی برای گردان تخریب

  • کد خبر : 3406
ماجرای خرید دوربین عکاسی برای گردان تخریب

بچه های گردان تخریب همشون بی حاشیه بودن و سرشون توی کار خودشون بود . بخاطر همین از بچه های تخریب عکس های زیادی نیست . من یادمه با شهید حاج عبدالله نوریان صحبت کردم و با هزار زحمت راضی اش کردم که یه دوربین بگیریم . یه بنده خدایی تو گردان داشتیم به نام […]

بچه های گردان تخریب همشون بی حاشیه بودن و سرشون توی کار خودشون بود . بخاطر همین از بچه های تخریب عکس های زیادی نیست . من یادمه با شهید حاج عبدالله نوریان صحبت کردم و با هزار زحمت راضی اش کردم که یه دوربین بگیریم . یه بنده خدایی تو گردان داشتیم به نام آقای مقصودی . دو تا برادر بودن که توی تهران طلا فروش بودن . توی خیابون جمهوری طلافروشی داشتن اما مغازه هاشون رو تعطیل کرده بودن و اومده بودن گردان  تخریب . ما بحث دوربین رو با حاج عبدالله مطرح کردیم و گفتیم که ما میخوایم بریم از میدون مین عکس بگیریم اما با این دوربین های ضعیف نمیشه .ما یه دوربین میخوایم که لنز قوی داشته باشه . من یادمه اون موقع همین بنده خدا گفت که شما برو خیابان جمهوری ، فلان مغازه رو پیدا کن ، برو به صاحب مغازه بگو من از طرف فلانی اومدم . هرچی پول خواستی بهشون بگو ، اونا جمع میکنن از بازاری ها و بهت میدن .

عبدالله موافقت کرد ، ما هم اومدیم جمهوری و هنوز یک ساعت نگذشته بود که یک رقم قابل توجهی جمع شد و من یه دوربین گرفتم . یه دوربین کنون گرفتم یا یک لنز x2 و یک تبدیل که بتونیم از دور عکس با کیفیت بگیریم از میدون و هم از بچه ها عکس بگیریم . اما باز هم با این وجود عکس های زیادی از اون دوران نداریم .

نحوه آشنایی من با شهید حاج قاسم اصغری
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3406
  • نویسنده : حاج محمد غلامعلی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه