• امروز : دوشنبه, ۲۷ فروردین , ۱۴۰۳
توی رمپ بود و همش باید توی رمپ کار میکردیم

عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج محمد غلامعلی

  • کد خبر : 3367
عملیات والفجر مقدماتی به روایت حاج محمد غلامعلی

عملیات والفجر مقدماتی عملیات خیلی سختی بود . توی رمپ بود و همش باید توی رمپ کار میکردیم . نیروها خیلی زود آماده میشدن و زمان زیادی برای آمادگی نداشتن . ساعت ها پیاده روی داشت و موانعی که درست کرده بودن ، خیلی موانعی سختی بود . اولین باری بود که عراق موانعی با […]

عملیات والفجر مقدماتی عملیات خیلی سختی بود . توی رمپ بود و همش باید توی رمپ کار میکردیم . نیروها خیلی زود آماده میشدن و زمان زیادی برای آمادگی نداشتن . ساعت ها پیاده روی داشت و موانعی که درست کرده بودن ، خیلی موانعی سختی بود . اولین باری بود که عراق موانعی با این تراکم گذاشته بود .

طول میدون مین ها زیاد بود ، طول سیم خاردارها زیاد بود و در کل این بار خیلی سخت کار کرده بودن . با این حساب بچه ها به آمادگی خیلی زیادی احتیاج داشتن . حتی مثلاً یه راه پیمایی داشتیم با تجهیزات کامل توی رمپ که خیلی سخت بود . تا مچ پا میرفتیم توی رمپ ، پامونو که با سختی در میوردیم باید پای دیگه رو با همین سختی میگذاشتیم توی رمپ تا یک قدم برداریم .

حتی یادمه که یه جا گم شدیم که تا راه رو پیدا کردیم و رسیدیم نزدیک به ساعت های غروب شد . اصلاً اینقدر رفته بودیم توی دل کویر که پیدا کردن راه خیلی سخت شده بود . از نقطه رهایی تا خط مقدم هیچ نیرویی راه رو گم نمیکرد بخاطر اینکه رزمنده های دیگه بخاطر سختی راه ، کلاه هاشون و بعضا کوله پشتی هاشون رو توی راه انداخته بودن .

یه چیزهایی داشتیم به اسم اژدربنگال که مینداختیم توی میدون مین و منفجر میشد و مین ها رو منفجر میکرد . تی ان تی هم وزن سنگینی داشت . توی کوله ی رزمنده ها تعدادی اژدر بنگال و تی ان تی گذاشته بودن . یک خاطره هم از بچه های لشگر 31 عاشورا که وقتی بهشون گفته بودن اژدربنگال ها رو تحویل بدید ، گفته بودن لوله ها رو توی راه انداختیم و نیاوردیم .

شهید حاج قاسم اصغری اینگونه خاطره تعریف میکرد

میخوام بگم اینقدر سخت بود … . البته لشگر سیدالشهداء ع در این عملیات وارد عمل نشد و قبل از شروع عملیات دستور لغو عملیات صادر شد .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3367
  • نویسنده : حاج محمد غلامعلی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه