• امروز : چهارشنبه, ۲۷ تیر , ۱۴۰۳
اشغال ایران و شروع حوادث ناگوار

سوغات انگلیسی ها برای ایرانیان بی طرف

  • کد خبر : 1239
سوغات انگلیسی ها برای ایرانیان بی طرف

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ یک روز پس از شروع جنگ جهانی دوم‌ در پنجم‌ سپتامبر ۱۹۳۹‌م برابر با ۱۳۱۸‌خورشیدی محمود جم نخست‌وزیر ایران طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد:‌ در این موقع که متاسفانه جنگ در اروپا مشتعل شده است، دولت شاهنشاهی ایران به‌ موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم می‌رساند که […]

به گزارش گروه اطلاع رسانی ایرنا؛ یک روز پس از شروع جنگ جهانی دوم‌ در پنجم‌ سپتامبر ۱۹۳۹‌م برابر با ۱۳۱۸‌خورشیدی محمود جم نخست‌وزیر ایران طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد:‌ در این موقع که متاسفانه جنگ در اروپا مشتعل شده است، دولت شاهنشاهی ایران به‌ موجب این بیانیه تصمیم خود را به اطلاع عموم می‌رساند که در این کارزار بی‌طرف مانده و بی‌طرفی خود را محفوظ خواهد داشت(۱). آلمان و انگلیس از این موضع استقبال کردند زیرا انگلیس به‌دلیل درگیری‌ در منطقه دیگر توانایی برقراری امنیت را نداشت. استدلال وزارت امورخارجه آلمان نیز از بی‌طرفی ایران چنین بود: ‌با توجه به پیوند نزدیک ترکیه با انگلیس و فرانسه چنین به‌ نظر می‌آید که آن‌چه از لحاظ سیاسی اهمیت ویژه‌ای یافته آن است که فعلاً به تقویت ایران در بی‌طرفی کاملش ادامه داده شود(۲). البته در همین زمان رضاخان به حمایت از دولت آلمان پرداخت و نیروهای متفقین در این خصوص به دولت مرکزی اولتیماتوم دادند که دست از حمایت نازی ها بردارد در غیراین صورت ایران را اشغال خواهند کرد. در چنین شرایطی علیرغم این اعلام بی طرفی، نیروهای شوروی از شمال و شرق و نیروهای انگلیس از جنوب و غرب با این دستاویز که آلمانی‌های مقیم ایران بر ضد متفقین فعالیت می کنند و رضاخان نیز از آنها حمایت می کند، در سوم شهریور ۱۳۲۰ خورشیدی ایران را اشغال و رضاخان را وادار به استعفا و تبعید از ایران کردند.

اشغال ایران و شروع حوادث ناگوار

اشغال ایران پیامدهای ناگواری در زندگی مردم داشت؛ افت و کاهش تولید در بخش­های اقتصادی، بلافاصله در پی اشغال کشور پدید آمد. اثر فوری کاهش تولید، در تنزل بودجه دولت و سطح زندگی مردم نمودار شد. در این میان به ویژه کاهش تولید محصولات پایه و خوراکی در کشاورزی، در کنار تقاضای مصرفی بالا و تحمیلی قوای اشغالگر، مردم فقیر شدند و به بروز قحطی و گرسنگی شدید انجامید تا جایی که مردم به خوردن براده های چوب اکتفا می کردند و عدم امکان رعایت مسائل بهداشتی به شیوع بیماری های واگیر و عوارض مصیبت بار دیگر انجامید. این بحران ها خصوصاً در استان­ های شمالی کشور از جمله استان های ساحلی دریای خزر و آذربایجان که توسط قوای شوروی اشغال شده بود، به نحو چشمگیری نمود پیدا کرد(۳). محمد قلی مجد درباره بحران جنگ جهانی دوم در کتاب پل پیروزی، سرزمین قحطی نوشته است: روسیه و انگلیس متعاقب اشغال ایران همه کامیون‌ها، اتوبوس‌ها و همچنین خط آهن ایران را تصاحب کرده، قوت لایموت مردم ایران را در هر جایی که بدان دست می‌یافتند، مصادره می‌کردند و ده‌ها هزار آواره لهستانی از روسیه به ایران کوچاندند و همه اینها دست به دست هم داد و موجب بحران شدیدی در زمینه مواد غذایی، حمل و نقل، بهداشت و سلامت عمومی مردم شد.

آغاز کمبود مواد غذایی

قبل از این که دامنه جنگ به ایران کشیده شود، دولت علی منصور مقررات سختگیرانه ای برای منع احتکار وضع کرد اما این تدابیر دیرهنگام و بی فایده بود و اوضاع روزبه روز بدتر می شد. عملاً از طریق دادن رشوه به مأمورین دولتی، گندم به سه برابر قیمت در اختیار محتکران و گران فروشان قرار می گرفت. به همین دلیل بعید به نظر می رسید دولت بتواند برای مهار بحران گندم کاری از پیش ببرد. در همین زمان صدور گندم به آلمان در سال های قبل از جنگ ذخیره غلات کشور را به شدت کاهش داده و به علاوه وضعیت بسیار وخیم تولید گندم در ۱۳۱۹ خورشیدی به این معضل شدت بخشیده است. به این ترتیب دولت برای تأمین آذوقه و خواروبار شهرها با مشکلات فراوانی مواجه شد و طولی نکشید که کمبود خواروبار به بحران عمومی تبدیل شد(۴).

ترور ابزار کار حکومت رضا شاه

آغاز احتکار

یکی از مهمترین اتفاق هایی که در طول جنگ جهانی دوم باعث افزایش بحران و تشدید آن در کشور شد، احتکار بود؛ رفتاری که به نظر می آید به جامعه شناسی مردم ایران مربوط می شود و به عنوان یک مسئله اساسی تا به امروز نیز ادامه پیدا کرده است چراکه در هر زمان که کشور با یک بحران مواجه می شود مسئله احتکار مواد غذایی خودنمایی می کند که نمونه بارز آن در سال های اخیر در قضیه تحریم ها اتفاق افتاد و مردم بسیاری از کالاهای اساسی را احتکار کردند که ضرر آن هم به کشور وارد شد. به هرترتیب گذشته از این صحبت ها احتکار مواد غذایی به خصوص گندم در طول جنگ جهانی دوم به وسیله برخی افراد سودجو و فرصت طلب انجام شد و قحطی را سخت تر کرد زیرا کمبود غله و حضور نیروهای متفقین در ایران باعث شد تا  برخی از کشاورزان و ملاکان به امید فروش اجناس خود  با قیمتی بالاتر، دست به احتکار و انبار کردن کالاهای خود بزنند و در این شرایط تاجران سودجو نیز به صورت گسترده به احتکار غله پرداختند و محتکران و سفته بازان که در میان مقامات دولتی نیز وجود داشتند دست به معاملات غیرمِجازی روی گندم زدند. این چنین بود که ذخیره غله از طرف دولت به خصوص در تهران کم شد و کشاورزان خرده پا نیز مقدار زیادی از محصول خود را سه برابر قیمت خرید دولت به محتکرین بزرگ فروختند(۵). بدین ترتیب دولت نمی توانست گندم کافی ذخیره کند.

متفقین اگرچه می گفتند که علت اصلی بحران محتکران هستند و نخست وزیر انگلیس علت اصلی را محتکران می داند. (۶) اما علت اصلی خود نیروهای متفقین بودند که این چنین شرایطی برای ایران رقم زده بودند. مهدی قلی‌خان هدایت(مخبرالسلطنه) در کتاب خاطرات و خطرات می‌نویسد: در تهران قشون روس یک طرف، ‌ قشون انگلیس یک طرف، ‌ قشون آمریکا بین دو، سی هزار نفر لهستانی، غالب با دست خالی وارد تهران شدند و سرباز زحمت‌های دیگر، ‌اضطراب به جایی رسید که یاران فراموش کردند عشق(۷). در چنین شرایطی و اگرچه در اسفند ۱۳۲۱ خورشیدی مجلس شورای ملی قوانینی برای منع احتکار غلات و مواد غذایی در تهران وضع کرد اما ساز و کارهای عملی برای چنین موضوعی وجود نداشت. از اطراف کشور خبر می رسید عده ای از سودجویان نوعی انحصار بر نان اعمال کرده اند.

بحران نان

یکی از مهمترین پیامدهای حضور متفقین در ایران و احتکاری که در نتیجه این اتفاق پیش آمد، بحران نان بود زیرا متفقین علاوه بر اینکه خـود مـصرف کننـده اصـلی خواربار از جمله نان بودند محـصول غلـه ایـران را نیـز بـه خـارج صـادر می کردند. بنابراین بحران از زمانی آغاز شد که ۷۵ هزار نیروی نظامی متفقین برای تأمین مواد غذایی بر انبارهای غلات ایران دست انداختند و به خصوص اتحاد شوروی که آذربایجان را تحت کنترل خود درآورده بود. در این شرایط از اسفند ۱۳۲۰  خورشیدی از گوشه و کنار کشور خبر می رسید که مردم قادر به تهیه نان نیستند تا اینکه در فروردین ۱۳۲۱ خورشیدی قیمت میوه به اندازه ای بالا رفت که هر عدد پرتقال هشت تا ۱۰ ریال به فروش می رسید و هنوز ماه به نیمه نرسیده بود که این قیمت به۱۶ ریال افزایش یافت(۸).

احمدشاه پیشنهاد انگلیس را نپذیرفت ، رضاشاه پذیرفت

در ۱۳۲۱ خورشیدی مشاهده صفوف طولانی مردم پریشان و لرزانی که برای دریافت جیره نانِ سیاهِ غیرِمأکول ساعت ها پشت سر یکدیگر می ایستادند بسیار عادی بود و در همان حال در گوشه و کنار شهر نانوایی هایی وجود داشت که نان هایی با کیفیت بالا به مشتریانی که قادر بودند با بهای گران آن را بخرند عرضه می کردند(۹).

اوضاع ناگوار شهرهای مختلف

شرایطی که در نتیجه بحران نان بر ایران مستولی شد باعث شد تا شهرهای مختلف از شمال تا جنوب وضعیت اسف باری تجربه کنند؛ وضعیتی که بخشی زیادی از آن در نتیجه عملکرد متفقین در ایران حاکم شد و بخشی دیگر در نتیجه رفتار جامعه بروز پیدا کرد. در چنین وضعیتی در ۲۴ اسفند ۱۳۲۱ خورشیدی مردم تبریز به علت کمبود نان و غله شورش کردند و خواستار رفع این معضل شدند(۱۰) روزنامه فریاد تحت عنوان رخداد بیستم تیر در تبریز نوشت: مردم گرسنه از سه چهار محله شهر که عمده خیابان و نوبر بود کم‌ کم [مقابل] اداره شهرداری جمع شدند، زن و بچه، جوان و پیر، عور و گرسنه، فریاد ما گرسنه‌ایم، به ما نان نداده‌اند، نمی‌خواهیم بمیریم، نان می‌خواهیم به آسمان بلند کردند. اطلاعات  نوشت: وضعیت مراغه از جهت نان روزبه روز بدتر و باعث نگرانی اهالی شده، جلوی دکاکین نانوایی ازدحام عجیبی است…  مع التاسف روزبه روز بهای نان بالا می رود(۱۱).

همین روزنامه در گزارشی دیگر در مورد وضعیت در تهران می نویـسد: در روز چهارشـنبه ۲۸ آبـان در دکـان یکی از نانوایی ها در تجریش، نزاعی بین محمدنقی نانگیر و محمد نام تجریشی بـه وجـود آمده است که به فوت محمد نام تجریـشی منجر شـده اسـت. از قـرار معلـوم، تـاکنون در تجریش ۲ باب دکان سنگکی دائر بوده و اکنون منحصر به همین دکان مـی باشـد و بـرای  گرفتن نان در دکان مزبور ازدحام زیادی می شود(۱۲). در شهرهایی مثل قوچان وضع بسیار بحرانی این شهرستان که در گذشته خمیرخانه خراسان نامیده می شد و حتی در سال های قحطی هم کمی آذوقه هیچ وقت محسوس نشده بود به بدترین وضعی دچار شد تا آنجا که گندم خرواری ۱۰۵۰ ریال، جو ۶۰۰ ریال، سیب زمینی ۷۰۰ ریال، گوشت هر یک من بیش از ۳۰ ریال به فروش رسید(۱۳). در تهران بعضی از نانوایی ها از آرد نامرغوب استفاده می کردند تا آنجا که بیشتر کودکان بیگناه تهران در اثر تغذیه با این نان های خراب به بیماری اسهال مبتلا شدند(۱۴).

وضعیت کشور به گونه ای شده بود که مسافرینی که از بوشهر و سایر نقاط جنوبی شیراز می آمدند به حال گرسنگی و برهنگی مردم آن منطقه گریه می کردند و می گفتند که در بعضی از قراء جنوب، زن و مرد و اطفال از شدت گرسنگی مانند حشره به زمین می چسبند و ناله می زنند، طبیعت هم از آنها رو برگردانده بر اثر خشکسالی بعضی نقاط، علف صحرا هم در دسترس این بیچارگان نیست(۱۵). در شهری مثل سیرجان مردم برای تهیه نان با مشکلاتی مواجه شدند. در کاشان نوعی قحطی بروز کرد، مردم به دکان های نانوایی حمله ور شدند تا مگر تکه نانی به دست آورند(۱۶).

روزی که صدام به تعداد شهدای کربلا نذری داد ...

ناتوانی دولت در حل بحران احتکار و قحطی

شرایط ایران در جنگ جهانی دوم به گونه ای پیش رفت که احمد قوام در مصاحبه ای مطبوعاتی در حالی که تکه نانی به دست داشت اشاره کرد برنامه دولت او حل مشکل نان است. قوام گفت که اگر بتواند نان با کیفیت مرغوب به مردم برساند مشکلات دیگر به سادگی حل می شود.

بنابراین و بنابه نوشته محمدعلی کاتوزیان در کتاب اقتصاد سیاسی ایران: از مشروطیت تا پایان سلسله پهلوی، پیامدهای اقتصادی اشغال ایران ویران‌کننده بود. در چنین شرایطی ملت گرفتار تنگی و گرانی نرخ‌ها، … دولت را مجبور به چاپ کاغذ کردند و خریدهای خودشان را به پول مملکت برگزار کردند و گفتند در مقابل، طلا ذخیره کرده آخر سر قرض خودمان را می‌پردازیم. مقداری هم طلا به بانک رساندند. مبالغ گزاف طلبکار ماندیم که روسیه در مقابل تا امروز که دهم فروردین ۱۳۲۷ است کُراوغلی می‌خواند و آمریکا جنس می‌پردازد غالب بی‌مصرف. هنوز نرخ‌ها بالاست؛ مردم در زحمت و نگرانی(۱۷).

با توجه به این شرایط پیش آمده قوام از نانوایی ها بازدید کرد و نانوایی هایی که خمیر داشتند و از پخت و پز اجتناب می کردند، تحت تعقیب قرار داد. متخلفان را مجازات کرد و افرادی که غله در اختیار دولت قرار می دادند، تشویق کرد و حتی وضعیت به گونه ای شد که دولت دستور داد نان به صورت شبانه پخت شود تا مردم صبحگاه در مقابل نانوایی ها تجمع نکنند اما این سیاست ها هم راهی از پیش نبرد و حتی یکی از نمایندگان مجلس گفت: مردم جلوی نانوایی ها می میرند و ما به طور عادی این جا می آییم و چند دقیقه می نشینیم و چند ماده تصویب می کنیم و می رویم. وضعیت به گونه ای شد که دولت قوام هم نتوانست بحران را مدیریت کند و سقوط کرد چراکه انگلیس هم موافق سقوط این دولت بود و بحران را تشدید می کرد.

منابع

۱- ذوقی، ایرج(۱۳۶۷)ایران و قدرت‌های بزرگ در جنگ جهانی دوم، تهران، پاژنگ، ۱۳۶۷، ص ۱۱

۲- همان، ص ۳۶

۳- فوران، جان (١٣٨٢). مقاومت شکننده: تاریخ تحولات اجتماعی ایران از صفویه تا سالهای پس از انقلاب اسلامی. (احمد تدین، مترجم.) تهران: موسسه خدمات فرهنگی رسا، صص، ٣٩٧-٣٩۵

۴- شوکت، حمید(۱۳۸۶). در تیررس حادثه: زندگی سیاسی قوام السلطنه، تهران: اختران، ص ۱۸

۵- مجد، محمدقلی(۱۳۸۹). رضا شاه و بریتانیا براساس اسناد وزارت خارجه آمریکا، ترجمه: مصطفی امیری، تهران: موسسه مطالعات و پژوهش های سیاسی، ص ۴۵۶

۶- سعاد بشر، ش ۹۶، شهریور ۱۳۲۱، ص۲

۷- خاطرات و خطرات، صفحه ۴۲۸

۸- اطلاعات، ش ۴۸۳۵

۹- اسکرین، کلارامونت پریسیوال(۱۳۶۳). جنگ جهانی در ایران، ترجمه: غلامحسین صالحیار، تهران: سلسله، ص ۲۱۸

۱۰- اتابکی، تورج(۱۳۷۱). آذربایجان در ایران معاصر، ترجمه: محمد کریم اشراق، تهران: توس، ص ۹۷

۱۱- اطلاعات ۵۰۴۸

۱۲- اطلاعات، ش ۴۷۲۲

۱۳- اطلاعات، ش ۴۸۳۸

۱۴- اطلاعات، ۴۸۳۷

۱۵- اطلاعات، ش ۴۸۹۲

۱۶- اطلاعات، ش ۴۹۶۱

۱۷- هدایت، مهدی قلی (مخبرالسلطنه) (۱۳۶۱). خاطرات و خطرات(توشه ای از شش پادشاه و گوشه ای از دوره زندگی من)، چاپ سوم، تهران: زوار، ص ۴۲۶

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1239
  • منبع : خبرگزاری ایرنا

برچسب ها

خاطرات مشابه

ثبت دیدگاه