• امروز : یکشنبه, ۳ تیر , ۱۴۰۳
اولین دیدار با شهید حاج عبدالله نوریان

راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج اسدالله سلیمانی

  • کد خبر : 3532
راوی و رزمنده دفاع مقدس حاج اسدالله سلیمانی

اولین دیدار من با شهید حاج عبدالله نوریان ، بعد از عملیات خیبر بود که من تازه اعزام گرفته بودم و به جبهه اومدم . اعزام های قبل از آن اعزامی که به گردان تخریب لشگرسیدالشهداء علیه السام اومدم ، اعزام به لشگر بیست و هفت محمد رسول الله (ص) بود . قبل از عملیات […]

اولین دیدار من با شهید حاج عبدالله نوریان ، بعد از عملیات خیبر بود که من تازه اعزام گرفته بودم و به جبهه اومدم . اعزام های قبل از آن اعزامی که به گردان تخریب لشگرسیدالشهداء علیه السام اومدم ، اعزام به لشگر بیست و هفت محمد رسول الله (ص) بود . قبل از عملیات خیبر در مناطق تهران یک تقسیم بندی جدیدی کرده بودند و خانه ی محل سکونت ما افتاده بود به لشگر ده و دیگر اعزام ما به لشگر بیست و هفت امکان نداشت . به همین دلیل ما آمدیم لشگر ده . آمدیم به لشگر سیدالشهداء علیه السلام و در همان زمان عملیات خیبر داشت انجام می شد و من تازه به گردان آمده بودم . خیلی دوست داشتم اتفاقی بیافتد که من بتوانم به خط مقدم بروم .

شهید حاج عبدالله نوریان ، آقا سید محمد زینال حسینی و یک نفر سومی که به یاد ندارم حاج آقا قاسمی بود یا حاج احمد خسروآبادی بود ، سه نفری آمدند و من درخواست کردم که صحبتی با این سه نفر بکنم . سلام و احوالپرسی کردیم و خودم را معرفی کردم و گفتم اعزامم بصورت پاسدار وظیفه هست حدودا دو سال یا دو سال و خرده ای باید در گردان می ماندم . خیلی از گردان ها از پاسدار وظیفه ای که باید مدت طولانی بماند خوششان می آمد . با علم به این موضوع ، با حاج عبدالله صحبت کردم و گفتم یا ما را ببرید جلو یا اینکه اجازه بدهید من به جای دیگه بروم . گفتم من اینجا بیکار نمیتوانم بمانم ، طاقت ندارم .

گفتم: جوجه ! تو آمدی ما را بگیری؟

حاج عبدالله این حرف را که شنید و گفت شما هیچ جایی نمی روید . همین جا می مانید ، آن هایی هم که رفتند به عقب برمی گردند .

حاج عبدالله این را گفت و بعد هم رفتند .

پیش خودم گفتم من که گفتم از اینجا میروم ، چطور ایشان گفت شما از اینجا نمی روید؟ همینطور مانده بودم که یک دفعه دیدم بچه ها برگشتند و شرایط گردان عادی شد . این اولین دیدار ما بود.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3532
  • نویسنده : حاج اسدالله سلیمانی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه