• امروز : پنجشنبه, ۳۰ فروردین , ۱۴۰۳
ما سرباز این مملکت هستیم

حاج عبدالله نمی گذاشت بچه ها بیکار باشند

  • کد خبر : 3289
حاج عبدالله نمی گذاشت بچه ها بیکار باشند

شهید حاج عبدالله نوریان ، فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهداء علیه السلام ، نمی گذاشت بچه های گردان بیکار باشند چون وقتی بیکار می شدند شروع می کردند به قصه درست کردن و ماجراهایی از داخل این قصه ها بیرون می آمد . حاج عبدالله می گفت : بیکاری مایه فساد می شود و هرگز […]

شهید حاج عبدالله نوریان ، فرمانده گردان تخریب لشگر سیدالشهداء علیه السلام ، نمی گذاشت بچه های گردان بیکار باشند چون وقتی بیکار می شدند شروع می کردند به قصه درست کردن و ماجراهایی از داخل این قصه ها بیرون می آمد . حاج عبدالله می گفت : بیکاری مایه فساد می شود و هرگز نمی گذاشت کسی بیکار باشد . به هر بهانه ای که می شد برایشان کار درست می کرد .

یک مقطعی برای ثبت میدان مین به مریوان کردستان رفته بودیم بدون آنکه ماموریتی از طرف لشگر به ما ابلاغ شده باشد . در کردستان که بودیم ساعت چهار بعداز ظهر که می شد ، شهر ، دست دشمن بود تا ساعت 8 صبح که تامین می آمد و دوباره تردد میشد .

حاج عبدالله یک شب گفت : ما سرباز این مملکت هستیم ، نباید بخوابیم تا دشمن برای خودش تردد کند . من می خواهم امشب بروم و جلوی این ها را بگیرم . من گفتم یک نفر یا دو نفر که نیست ! چطور می خواهی جلویشان را بگیری؟ گفت من خودم تنها می روم و کسی حق ندارد با من بیاید .

من به آقای سمنانی گفتم و همه ی بچه ها داستان را فهمیدند . همین که بلند شد ، همه پشت سرش بلند شدیم . گفت : مگر قرار نبود به کسی نگویی ؟ گفتم من به کسی نگفتم ، خودشان فهمیدند .

اولین جایی که درگیر شدیم با بچه های خود ارتش بود و هر چی که ما می گفتیم خودی هستیم اجازه تردد بهمان نمیدادند . آخر سر هم تا به آنها ثابت کردیم که ما خودی هستیم صبح شد و هیچ کاری هم نکردیم . حاج عبدالله می خواست سر راه کوموله ها و دکوکرات ها را بگیرد که نشد . از فردا شب هم دیگر نگذاشتیم برود .

وظیفه ما این است که خودمان را برای دفاع از مملکت آماده کنیم

حتی یک مقطعی که میدان مین هم نداشتیم  ، رفت یک دستگاه بلوک آورد با ماسه و سیمان ، بچه ها را وادار کرد که بلوک بزنند برای ساختن زاغه . با همان بلوک ها زاغه مهمات درست کردیم . حاج عبدالله نمی گذاشت بچه ها بیکار باشند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3289
  • نویسنده : حاج ابراهیم قاسمی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه