• امروز : جمعه, ۲۲ تیر , ۱۴۰۳
اَجر برای تحمل سختی است

تور کربلا به سبک شهید مرتضی عطایی

  • کد خبر : 5503
تور کربلا به سبک شهید مرتضی عطایی

در کربلا رفتن‌ها گاهی بعضی اذیتش می‌کردند، غر می‌زدند. یک روز بهش گفتم: داداش! این‌هایی را که اذیتت می‌کنند خب با خودت نبر، بگو جا ندارم، یک بهانه‌ای بیاور. به من گفت: آن‌ها را من دعوت نکردم که من بگویم نیایید. به آسانی که به آدم اجر نمی‌دهند، اجر مال سختی‌اش است. من اگر پیر‌ها […]

در کربلا رفتن‌ها گاهی بعضی اذیتش می‌کردند، غر می‌زدند. یک روز بهش گفتم: داداش! این‌هایی را که اذیتت می‌کنند خب با خودت نبر، بگو جا ندارم، یک بهانه‌ای بیاور. به من گفت: آن‌ها را من دعوت نکردم که من بگویم نیایید. به آسانی که به آدم اجر نمی‌دهند، اجر مال سختی‌اش است. من اگر پیر‌ها را ببرم، اگر آن‌هایی که غر می‌زنند را ببرم، به من اجر می‌دهند. بعضی وقت‌ها پیر‌ها را که در پیاده‌روی‌ها خسته می‌شدند، با اینکه خودش جثه درشتی نداشت، کول می‌کرد. خیلی وقت‌ها می‌شد که با هزینه خودش می‌بردشان کربلا. حتی اگر دستشان تنگ بود، خودش پول می‌داد و سوغاتی برای بچه‌هایشان می‌گرفت که دست خالی برنگردند. ماجرای سوریه رفتنش هم، از یکی از همین سفر‌های کربلا شروع شد.

بابا من سعی می‌کنم مثل عمو برایت رفیق خوبی باشم
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5503
  • نویسنده : خواهر شهید
  • منبع : معبرنور

خاطرات مشابه

03تیر
شیفته ی سیدابراهیم شدم ، طوری که حاضر بودم جانم را فدایش کنم …
خاطرات خودگفته ی شهید مرتضی عطایی (قسمت سوم)

شیفته ی سیدابراهیم شدم ، طوری که حاضر بودم جانم را فدایش کنم …

02تیر
اولین دیدار و آشنایی من با شهید مصطفی صدرزاده
خاطرات خودگفته ی شهید مرتضی عطایی (قسمت دوم)

اولین دیدار و آشنایی من با شهید مصطفی صدرزاده

ثبت دیدگاه