• امروز : دوشنبه, ۲۳ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های انقلاب اسلامی ایران - صفحه 34 از 99 - خالدین

اینجوری جذب پایگاه بسیج کهنز شدیم
ما بسیجی های این مسجد هستیم. همین مسجدی که نیمه کاره است.

اینجوری جذب پایگاه بسیج کهنز شدیم

اولین باری که شهید صدر زاده را دیدم در باغ آقا نصرت الله بود . آن روز شهید صدر زاده به من گفت : ما بسیجی های این مسجد هستیم. همین مسجدی نیمه کاره است. گفتم خب؟! گفت ما بسیجی های این جا هستیم . اگه دوست داشتید ما جمعه صبح ها کلی مراسم مفرح […]

خدا من را سر راه شما قرار داده تا از حرام نجات پیدا کنید
روایت اولین دیدار و شروع رفاقت با شهید مصطفی صدرزاده

خدا من را سر راه شما قرار داده تا از حرام نجات پیدا کنید

یک روز ما برای خوردن میوه به باغ یک بنده خدایی رفته بودیم که الان فوت شده است. خدا رحمتشان کند، نامشان آقا نصرالله بود. رفته بودیم به باغ همین آقا نصرالله تا خلاصه با رفیقمان میوه دزدی و میوه چینی کنیم. البته واقعا نمی دانستیم این کار میوه دزدی هست. با خودمان می گفتیم […]

نحوه شهادت شهید حسن قاسمی دانا
عملیات پاکسازی در حلب

نحوه شهادت شهید حسن قاسمی دانا

در استان حلب بودیم و ماموریتمان پاکسازی چند ساختمان بود . شش نفر بلند شدند که برویم به ساختمان شماره سه . با بنده و حسن شدیم هشت نفر . وقتی حرکت کردیم به سمت ساختمان شماره سه ، آقای حسن قاسمی دانا – شهید مدافع حرم – با یک لحنی که انگار میخواست مطلب […]

باید میرفتید جنوب لبنان را میدیدید
شهید شاطری یک مدل بود . مدل رفتاری ، مدل اخلاقی ، یک الگو بود

باید میرفتید جنوب لبنان را میدیدید

شهید شاطری یک مدل بود . مدل رفتاری ، مدل اخلاقی ، یک الگو بود . لذا وقتی این فکر توی لبنان رفت ، آنچنان این چهره غم گرفته در اثر این خرابه های وسیع را با رفتار خودش عوض کرد که من فکر نمیکنم هیچ کس به این اندازه توانسته تبلیغ مذهب کند . […]

انتحاری داعشی ، قصد ورود به حرم امام هادی و امام حسن عسگری علیهم السلام را داشت
این دفعه نزدیک بود شهید بشم، اما خدا نخواست

انتحاری داعشی ، قصد ورود به حرم امام هادی و امام حسن عسگری علیهم السلام را داشت

هادی سه بار برای مبارزه با داعش راهی منطقه سامراء شد. او با نیروهای حشدالشعبی همکاری نزدیکی داشت. دفعه اول حدود بیست روز طول کشید و کسی خبر نداشت. چند بار به او زنگ زدم اما حرف خاصی نمی زد. نمی گفت که کجا رفته، تا اینکه برگشت و تعریف کرد که در مناطق نبرد […]

فرماندهان ما در میدان جنگ تربیت شدند
شاید اعتراف خوبی نباشد ولی ...

فرماندهان ما در میدان جنگ تربیت شدند

فرماندهان عزیزی چون باکری ، همت ، زنگی آبادی ، کازرونی ، میرحسینی و دیگران در دانشکده ها درس نخواندند . بلکه در میدان عملی جنگ پرورش یافتند . لذا کسی که فرمانده گردان بود و مسئولیت یک محور را بر عهده داشت ، انتخاب او کاملا دقیق بود . بعضی از برادران در اواخر […]

تور کربلا به سبک شهید مرتضی عطایی
اَجر برای تحمل سختی است

تور کربلا به سبک شهید مرتضی عطایی

در کربلا رفتن‌ها گاهی بعضی اذیتش می‌کردند، غر می‌زدند. یک روز بهش گفتم: داداش! این‌هایی را که اذیتت می‌کنند خب با خودت نبر، بگو جا ندارم، یک بهانه‌ای بیاور. به من گفت: آن‌ها را من دعوت نکردم که من بگویم نیایید. به آسانی که به آدم اجر نمی‌دهند، اجر مال سختی‌اش است. من اگر پیر‌ها […]

می خواد منم یکی لنگه خودش باشم
نون زحمتکشی ،نون پاک و حلالیه

می خواد منم یکی لنگه خودش باشم

خیلی سخت است به اش گفتم:«این لبنیاتیه که کارش خوب بود، مزد هم زیاد داد که!» سرش را این طرف و آن طرف تکان داد گفت:« این یکی باز از او سبزی فروشه بدتره.» «چطور؟» کم فروشی می کنه تو کارش غش داره، جنس بد رو قاطی جنس خوب می کنه و به قیمت بالاتر […]

دستگیری قاچاقچی ها در ایام اوجگیری فتنه 88
ساعات پایانی شب بود که کار ما آغاز شد

دستگیری قاچاقچی ها در ایام اوجگیری فتنه 88

ایام فتنه بود و هر روز اتفاقات عجیبی در این کشور رخ می داد. دستور رسیده بود که بسیجی ها برنامه ایست و بازرسی را فعال کنند. بچه های بسیج مسجد، در حوالی میدان شهید محلاتی برنامه ایست و بازرسی را آغاز کردند. هادی با یکی دیگر از بسیجی ها که مسلح بود با یک […]

نمیدانم من بیشتر احمد را دوست داشتم یا او
همیشه میگفتم احمد الهی دورت بگردم

نمیدانم من بیشتر احمد را دوست داشتم یا او

من باورم این بود که وقتی خبر شهادت حاج احمد گفته می‌شود، حداقل تیتر همه روزنامه‌های ما این جمله باشد که: «فاتح خرمشهر شهید شد.» همان طوری که بزرگی از ما در ادبیات، در هنر، در هر چیزی از بین می‌رود یا فوت می‌کند، ما بلافاصله برای او تیتری داریم. مثلاً پدر علم ریاضی ایران […]