• امروز : یکشنبه, ۲۲ شهریور , ۱۴۰۵

بایگانی‌های مدافعان حرم حضرت زینب (س) - صفحه 8 از 9 - خالدین

حیف است چنین روحانی با اخلاصی را از دست بدهیم
نامه ی شهید سلیمانی برای حمایت از شهید تمام زاده

حیف است چنین روحانی با اخلاصی را از دست بدهیم

ایشان روحانی شوخ طبعی بود و مثل همه، عزیزانش را دوست داشت. من و فرزندانم  نمی خواستیم او را از دست بدهیم به همسرم می گفتم شما طلبه هستید و مجاهدت دینی می کنید و همیشه به ایشان روایتی از پیامبر(ص) را می گفتم که قلم علما افضل و برتر از خون شهداست اما ایشان […]

نقطه قوتی دارم که قیافه‌ام شبیه برادران افغانستانی‌ است
مشکلش این بود که ایرانی بود

نقطه قوتی دارم که قیافه‌ام شبیه برادران افغانستانی‌ است

شهید تمام زاده چندین مرتبه تلاش کرده بود از مسیر های مختلفی وارد سوریه شود و از حرم حضرت زینب(س) دفاع کند. شرایط خاص این منطقه طی ماه های اخیر به نحوی رقم می خورد که ورود به سوریه بسیار سخت شده بود. یکی از مشکلات پیش روی علی این بود که ایرانی بود و […]

فرزندانم را ولایتمدار تربیت کنید
روایت خواندنی از زندگی شهید مدافع حرم علی زاده اکبر

فرزندانم را ولایتمدار تربیت کنید

همسر شهید مدافع حرم ، علی زاده اکبر روایت می‌کند : من و علی قبل از ازدواج هیچ گونه آشنایی با هم نداشتیم و جالب است که واسطه وصلت بین ما هم شهدا شدند. همسرم قبل از ازدواج با بخش فرهنگی بنیاد شهید همکاری می‌کرد و از طریق کارمند بنیاد به خانواده ما معرفی شد. […]

جلوی اکثر گردانها تو تیپ یه باغچه هست که معمولا سبزی توش میکارن
گفت پس تو هستی میای سبزی های ما رو میبری؟

جلوی اکثر گردانها تو تیپ یه باغچه هست که معمولا سبزی توش میکارن

خاطره یک سرباز … تابستون بود و من سرباز بودم. تو تیپ ۲۱ امام رضا (ع). جلوی اکثر گردانها تو تیپ یه باغچه هست که معمولا سبزی توش میکارن. سبزی های جلوی گردان تخریب خیلی تازه و خوب بود. قبل نهار رفتم که یه پاتکی بزنم! مشغول جمع کردن سبزی بودم که یه دفه یکی […]

فکر کن اینجاصحرای کربلا ، امروز عاشوراست و امام حسین(ع) هل من ناصر سر داده
مانع رفتنش نشدم

فکر کن اینجاصحرای کربلا ، امروز عاشوراست و امام حسین(ع) هل من ناصر سر داده

خاطره ای از زبان همسر شهید مدافع حرم علیرضا بریری: اولین باری که حرف از رفتن و مدافع حرم شدن به میان آمد زمانی بود که بعد از 9 ماه اسمش برای اعزام در آمده بود. علیرضا 9 ماه قبل برای رفتن به سوریه ثبت‌نام کرده بود و کاملاً داوطلبانه برای دفاع از حرم رفت. […]

پسرک فلافل فروش
شهید محمد هادی ذوالفقاری

پسرک فلافل فروش

شهید محمد هادی ذوالفقاری، معروف به هادی ذوالفقاری در سال 1367 ، همزمان با سالروز شهادت امام هادی (ع) متولد شد و از همین رو نام او را هادی گذاشتند. او به حدی به امام هادی (ع) علاقه داشت که در شهر امام هادی (ع) یعنی سامراء به شهادت رسید. شهید محمد عادی ذوالفقاری به […]

جوان پرتحرکه, نشاط داره, انرژی داره, منتقد, الگو پذیره
نامه ای را به امین

جوان پرتحرکه, نشاط داره, انرژی داره, منتقد, الگو پذیره

شهید دانشگر نامه ای را به امین از دوستانش نوشته است که در آن توصیه هایی به او و هم نسلانش می‌کند. او در این نامه می‌گوید: به نام آنکه ما را از مادرمان بیشتر دوست دارد و از خودمان به خودمان نزدیک تر است… سلام امین جان, نامه ای که می‌نویسم و تو خواهی […]

عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است
وصیت نامه شهید عباس دانشگر

عادت به سکون بلای بزرگ پیروان حق است

بسم الله الرحمن الرحیم آخر من کجا و شهدا کجا خجالت میکشم بخواهم مثل شهدا وصیت کنم من ریزه خوار سفره ی آنان هم نیستم,  شهید شهادت را به چنگ می آورد راه درازی را طی میکند تا به آن مقام می رسد اما من چه! سیاهی گناه چهره ام را پوشانده و تنم را […]

باید با هم تلاش کنیم تا عاشق بشیم
نامه‌های عاشقانه عباس برای همسرش

باید با هم تلاش کنیم تا عاشق بشیم

نامه‌های عاشقانه عباس برای همسرش نامه اول بسم‌الله‌الرحمان‌الرحیم همسر عزیزم! این نامه را می‌نویسم بیشتر برای تنگی دل خودم. شنیدی می‌گویند سخن که از دل برآید بر دل نشیند، صداقتم را به حرمت صدای لرزانم بپذیر. زندگی روح دارد و جسم، مثل انسان. جسمش دیدنی‌های آن است، روحش که به جسمش جان می‌دهد عشق است. […]

مصطفی را از سه سالگی نذر حضرت عباس کرده بودم
موتوری زد بچه تان را کشت

مصطفی را از سه سالگی نذر حضرت عباس کرده بودم

حالم زیر و رو شد طوری که نشستم و نتوانستم تا دم در بروم همین که چشمم به کتیبه یا ابوالفضل العباس خورد گفتم یا حضرت عباس مصطفی من را نگاه دار او را سربازت می‌کنم این اتفاق دقیقا یک ربع قبل از ظهر تاسوعا افتاد این نذر چیزی بود بین خودم و خدای خودم حتی به پدرش هم نگفته بودم