• امروز : چهارشنبه, ۲۴ تیر , ۱۴۰۵

وقتی به حضرت آقا گفتم حال مناسبی ندارم

وقتی به حضرت آقا گفتم حال مناسبی ندارم

یک اتفاقی برای من افتاد. بنده چند سالی اصلا حال روحی خوبی نداشتم و این موضوع طولانی شده بود . رفتم پیش حضرت آقا و پایین صندلی ایشان نشستم، عکس آن هم موجود هست. به ایشان گفتم حالم خوب نیست و به همین گونه صحبتم را شروع کردم. گفتم در قبض هستم و حال مناسبی […]

یک اتفاقی برای من افتاد. بنده چند سالی اصلا حال روحی خوبی نداشتم و این موضوع طولانی شده بود .

رفتم پیش حضرت آقا و پایین صندلی ایشان نشستم، عکس آن هم موجود هست.

به ایشان گفتم حالم خوب نیست و به همین گونه صحبتم را شروع کردم. گفتم در قبض هستم و حال مناسبی ندارم.

آقا گفتند حیف است شما شاعری باید ذهنت باز و آزاد باشد من را ببین چقدر آرام هستم، با این همه مشکلات و داستان، سنگینی و وظیفه، نگاه کن چگونه آرام هستم.

اول اینکه این موضوع برای من یک شگفتی بود که مثلاً من چه کاری انجام میدهم ؟

گفتم آقا چیزی به من بگویید تا آرام شوم. وقتی میرفتم ایشان من را صدا کردند و گفتند ذکری به تو می‌گویم، مدام بگو:

لا حول و لا قوّة الاّ باللّه ، لا ملجأ و لا منجى من اللّه الاّ اليه

ایشان معمولا به هیچکس ذکری نمی‌گفتند.

این روزها شنیدم که به نقل از آقای بهجت گفته می‌شود که این ذکر را زیاد بگوید و برای جالب بود که آن موقع آقا این ذکر را به من گفتند.

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=7827
  • نویسنده : سید حمیدرضا برقعی
  • منبع : مصاحبه از شبکه نسیم
  • بدون دیدگاه

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.