وقتی به تاریخ برگردیم و به زمانی که نفت ملی میشود، دشمنی انگلیسی ها با ما بهتر دیده میشود. پالایشگاه آبادان را تعطیل کرده و به بصره میروند. هندی هایی که به عنوان کارگر داشتند و خودشان به عنوان کارفرما بودند، همگی به عراق رفتند تا شکست ما را در این نقطه ببینند.
ما مجبور میشویم سه نفتکش را از ایتالیا اجاره کنیم. نفت خام را که از مسجد سلیمان به پالایشگاه آورده و تبدیل به زر فرآورده میشد را به صورت خام در این سه کشتی ریخته تا بفروشیم، قیمت ارزانی هم داشته است.
در اقیانوس هند انگلیس ها آن را توقیف میکنند. به شاه اطلاع میدهند که انگلیسی ها سه نفتکشی که ما اجاره کرده بودیم را گرفتند. گفته بود باهم مذاکره کنید و یکی از نفت کش ها را بدهید تااز دو نفت کش استفاده کنیم.گفت قربان قبول نمیکنند.
اما اکنون ، ما وقتی آمریکایی ها کشتی ما را در یک نقطه از دنیا میگیرند به ازای آن کشتی میگیریم!
انگلیسی ها در جبل الطارق کشتی ما را میگیرند، ما کشتی انگلیسی را در خلیج فارس گرفتیم، مجبور شدند در کمتر از ده روز کشتی ما را آزاد کنند.
اگر ما فراتر از خلیج فارس اتفاقی برای شناورهایمان بیافتد وما فراتر از خلیج فارس و دریای عمان این دست بلند را داشته باشیم، آیا این بد است یا یک قدرت است؟
وقتی حضرت آقا میفرمایند ایجاد قدرت بکنید، اگر دیدند قدرت دارید، موشک دارید، تجهیزات دارید، برای حمله به شما آب دهنشان را مزه مزه میکنند!
اگر دیدند چیزی ندارید، میشوید غزه، اینجاست که ما به حرف حضرت آقا میرسیم.
علم دریایی نیز علمی است که قطعا خواسته حضرت آقاست.





























































































