• امروز : چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳
روایتی از اصرار شهید صیاد شیرازی به نماز اول وقت

هر موفقیتی در زندگی به دست آوردم از نماز اول وقتم بود

  • کد خبر : 5362
هر موفقیتی در زندگی به دست آوردم از نماز اول وقتم بود

از صیاد شیرازی سوال کردم : رمز موفقیت شما در زندگی چه بود؟ گفت: من هر موفقیتی در زندگی به دست آوردم از نماز اول وقتم بود . در یکی از سفرهای دانشجویان به مناطق جنگی جنوب که شهید صیاد راه انداخته بود همراه او بودم. قطار به راه افتاد. شهید صیاد به من گفت […]

از صیاد شیرازی سوال کردم : رمز موفقیت شما در زندگی چه بود؟ گفت: من هر موفقیتی در زندگی به دست آوردم از نماز اول وقتم بود .

در یکی از سفرهای دانشجویان به مناطق جنگی جنوب که شهید صیاد راه انداخته بود همراه او بودم. قطار به راه افتاد. شهید صیاد به من گفت برو با مسئولین صحبت کن . بگو حرکت قطار را جوری تنظیم کنند که موقع اذان در یکی از ایستگاه‌های بین راهی باشیم و نماز را بتوانیم اول وقت بخوانیم. در قطار هم به همه پیج کرد که موقع اذان همه وضو گرفته آماده نماز باشند.
شهید صیاد در سفرها هم معمولا چند نفر از آقایان روحانی را همراه گروه می‌آورد که هم سوال‌ها را پاسخ دهند و هم زمان‌هایی که مکان گنجایش همه افراد را برای برگزاری یک نماز جماعت نداشت بتوانیم به کمک آن‌ها دو یا سه نماز برگزار کنیم و به این طریق همه نمازشان را اول وقت به جماعت بخوانند.
برای اطاعت از حرف شهید صیاد من رفتم رئیس قطار را پیدا کردم و به او گفتم که تیمسار صیاد شیرازی گفته‌اند موقع اذان برای نماز بایستیم. او گفت این قطار مثل اتوبوس نیست. من باید با همه هماهنگ باشم تا در حین حرکت مشکلی پیش نیاید. نمی‌توانم تضمین کنم که موقع اذان ایستگاه باشیم. وقتی پاسخ مسئول قطار را به شهید صیاد دادم گفت: “پس برو بگو موقع اذان که شد، هرجایی که بودیم حتی وسط بیایان، قطار را نگه دارد ما پیاده شده نماز را اول وقت بخوانیم و بعد به حرکت ادامه دهیم.” وقتی به مسئول قطار گفتم گفت: “اگر دستور اینقدر جدی است من همه تلاش خودم را می‌کنم.
” وقت اذان که شد ، ما چراغ‌های ایستگاه را از دور می‌دیدیم. من به سرعت پیش شهید صیاد رفتم که خبر خوشحال کننده را به ایشان بدهم. دیدم ایشان برافروخته شده و قبل از آنکه من حرفی بزنم ، با لحنی جدی و ناراحت گفتند پس چه شد؟ گفتم آن‌ها چراغ‌های ایستگاه است و ما ۱۰ دقیقه دیگر می‌رسیم. شهید صیاد گفت: “۱۰ دقیقه فضیلت اول وقت را از دست بدهیم؟”
دیدم ایشان خیلی ناراحت است. گفتم کاری کنم که ایشان از این حالت ناراحتی بیرون بیاید. به ایشان گفتم بروم در سیستم قطار پیج کنم که همه بیایند در قطار و اذان را بگویند؟ گفت: “این خوب است حداقل به فضیلت اذان برسیم.

با دست خالی سیم خاردار ها را جمع میکرد و انگار درد را نمیفهمید

” قبل از اینکه من بروم و اذان را اعلام بکنم، خودش به عنوان اولین نفر بی‌توجه به جایگاه و مقام نظامی که داشت ، دستش را روی گوشش گذاشت و شروع کرد به اذان گفتن. انگار نه انگار که ایشان جانشین ستاد کل نیروهای مسلح است .
حقیقتا هم هر موفقیتی که در زندگی داشت به خاطر اهمیت به همین نماز اول وقت بود.

به روایت امیر سرتیپ غلامحسین دربندی از دوستان و همرزمان شهید سپهبد علی صیاد شیرازی

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=5362
  • نویسنده : امیر سرتیپ غلامحسین دربندی

خاطرات مشابه

17آبان
یک سال ابتدای جنگ و ممانعت بنی صدر از اقدامات سپاه و بسیج

ثبت دیدگاه