• امروز : پنجشنبه, ۳۰ فروردین , ۱۴۰۳
تقسیم مسئولیت ها

مسئول مستحبات ، شهید جعفرصادق نصرتخواه

  • کد خبر : 2422
مسئول مستحبات ، شهید جعفرصادق نصرتخواه

در مقرّ الوارثین چند تا دسته بودیم که هر دسته به نام چادرها معروف بود . ما برای خودمان برنامه ریزی کردیم که بیکار نباشیم یکی مسئول جارو و یکی مسئول شستن ظرف ها و یکی مسئول غذا شد . بعد از تقسیم کار ها یک نفر اضافه آوردیم که آن هم آقای جعفرصادق نصرتخواه […]

در مقرّ الوارثین چند تا دسته بودیم که هر دسته به نام چادرها معروف بود . ما برای خودمان برنامه ریزی کردیم که بیکار نباشیم یکی مسئول جارو و یکی مسئول شستن ظرف ها و یکی مسئول غذا شد . بعد از تقسیم کار ها یک نفر اضافه آوردیم که آن هم آقای جعفرصادق نصرتخواه بود و ما گفتیم شما مسئول مستحبات چادر شوید. گفت یعنی چیکار کنم؟ گفتم بعدا می گویم. به شهر رفتیم یک حوله و یک لگن و یک آفتابه گرفتیم. گفتیم : وقتی همه می خواهند غذا بخورند شما لگن را می اوری و آفتابه را پر از آب می کنی و حوله را روی دستت می اندازی و روی دست بچه ها آب میریزی و حوله می دهی تا دستشان را خشک کنند. ایشان هم قبول کرد و انجام داد. صبح ها انجام نمی داد اما برای ناهار حتما این کار را می کرد. ما صبح ها برای معبر می رفتیم و مین می کاشتیم و خیلی کار می کردیم. وقتی برمی گشتیم بچه ها همه خسته بودند. ناهار هم ایشان چادر به چادر می گشت و آب روی دست بچه ها می ریخت. در چادر های دیگر هم رسم شد که مسئول مستحبات داشته باشند.

یه تعداد افراد بودیم که بهمون میگفتن : حمّله و قطّره
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2422
  • نویسنده : حاج ناصر اسماعیل یزدی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه