• امروز : چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳
کلیاتی که از والفجر دو یادمه

عملیات والفجر دو به روایت حاج مهدی قدیمی

  • کد خبر : 3436
عملیات والفجر دو به روایت حاج مهدی قدیمی

ما بچه های گردان تخریب ، زمان عملیات والفجر دو ، در منطقه ی حاج عمران بودیم . من فقط یادمه که توی منطقه ی حاج عمران بودیم که یه دفعه ما رو برداشتن بردن یه منطقه ی کوهستانی که ما هیچ اطلاعاتی ازش نداشتیم و به ما گفتن که باید اینجا برید عملیات . […]

ما بچه های گردان تخریب ، زمان عملیات والفجر دو ، در منطقه ی حاج عمران بودیم . من فقط یادمه که توی منطقه ی حاج عمران بودیم که یه دفعه ما رو برداشتن بردن یه منطقه ی کوهستانی که ما هیچ اطلاعاتی ازش نداشتیم و به ما گفتن که باید اینجا برید عملیات .

ما رفتیم بالای کوهستان منطقه ی حاج عمران که یادمه که خیلی مسیر صعب العبوری بود . زمستون بود و همه ی مسیر هم گل و شل بود . یادم نمیاد ما رو با ماشین بردن بالا یا پیاده رفتیم . منطقه ای که ما رفتیم قبلا فتح شده بود ، یعنی زمانی که ما که رفتیم منطقه کوهستانی وکوه ها رو گرفته بودن و ما درگیری خاصی با عراقی ها نداشتیم و بیشتر تدافعی عمل می کردیم.

اونجا یک سری کارهای مین گذاری داشتیم که برای جلوگیری از تک عراقی ها بود . عراقی ها چون اونجا شیار زیاد بود ، همش از توی شیار ها میومدن بالا . ما هم نمیتونستینم همه جا رو مین گذاری کنیم چون تجهیزاتش رو نداشتیم .

ما بعنوان مثال میرفتیم توی اون شیار ها یه دونه مین تلویزیونی میذاشتیم یا مثلا یک مین ضد تانک m16 میذاشتیم . یا مثلا یدونه مین والمر تله میکردیم ولی این کار ها جواب گوی کار نبود .

من یادمه توی یکی از اون تک هایی که عراق انجام داد ، شهید سید محمد زینال حسینی اومد و گفت باید یه کاری کنیم که دشمن اصلا نتونه بیاد بالا . چون وقتی نیروی دشمن با این حجم بالا از تجهیزات نسبت به تجهیزاتی که ما داریم میاد ، امکانات ما جواب این کار رو نمیده که بخواهیم جلوی دشمن رو بگیریم .

چند خاطره از فرماندهی شهید سید محمد زینال حسینی به روایت حاج مسعود میسوری

ایشون اومد یه تعدادی از لاستیک های خودرو های مختلف رو آورد . توی این لاستیک ها رو مواد منفجره پر کرده بودن و چاشنی گذاشته بودند . به چاشنی فیتیله وصل کرده بودن و اماده بود تا وقتی که عراقی های تک کردند ، فیتیله رو روشن کنیم و لاستیک رو قل بدیم سمت پایین . با قل دادن لاستیک ، لاستیک میرفت پایین . با توجه به فاصله ای که تخمین میزدیم فیتیله های ۴۵ سانت ، ۳۰ سانت و ۱۰ سانت میذاشتیم . فیتیله ها رو روشن میکردیم و لاستیک ها رو رها میکردیم و می رفت پایین و بالاخره یه جا منفجر می شد . گاهی هم بین نیرو های عراقی منفجر میشد که در حال اومدن به سمت بالا بودند و تعدادشون هم کم نبود . انفجار لاستیک ها بهشون صدمه میزد یا حداقل هراس خیلی زیادی ایجاد می کرد و باعث میشد یک مقداری حرکتشون کند تر بشه . کلیاتی که از والفجر دو یادمه این بود .

لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=3436
  • نویسنده : حاج مهدی قدیمی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

01اسفند
عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی
محور جزایر مجنون در عملیات والفجر هشت

عملیات والفجر هشت به روایت حاج حسن نسیمی

29بهمن
رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند
روایتی از اعتقادات فرماندهان شهید گردان تخریب

رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند

29بهمن
ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان
هدایا و نامه هایی که از پشت جبهه می آمد

ماجرای قرآن جیبی شهید حاج عبدالله نوریان

ثبت دیدگاه