• امروز : شنبه, ۵ خرداد , ۱۴۰۳
یهو عباس کنترل ماشین را از دست داد و ماشین چپ کرد

عباس یک ماشین چپی گردنِ گردان گذاشت

  • کد خبر : 2630
عباس یک ماشین چپی گردنِ گردان گذاشت

شهید عباس بیات در مقر گردان ، در موقعیت قلاجه بود . ما هم که از مرخصی برگشتیم به قلاجه رفتیم . من و شهید رضا صمدیان منتظر بودیم تا ماشین غذا برسد و ما را به مقر تخریب ببرد. عباس راننده ماشین تدارکات بود. در آشپرخانه ایستاده بودیم که بالاخره ماشین آمد و ما […]

شهید عباس بیات در مقر گردان ، در موقعیت قلاجه بود . ما هم که از مرخصی برگشتیم به قلاجه رفتیم .

من و شهید رضا صمدیان منتظر بودیم تا ماشین غذا برسد و ما را به مقر تخریب ببرد. عباس راننده ماشین تدارکات بود. در آشپرخانه ایستاده بودیم که بالاخره ماشین آمد و ما دیدیم که عباس است. روبوسی و احوالپرسی کردیم و مقداری یخ و خربزه و غذا را بار زدیم و حرکت کردیم که به سمت مقر برویم.

جاده خیلی پیچ و خم داشت. یهو عباس کنترل ماشین را از دست داد و ماشین چپ کرد. عباس پشت فرمان بود و رضا صمدیان وسط و من هم کنار در نشسته بودم. بچه ها هم پشت وانت بودند.

در همان حال نگاه کردم دیدم یک دستی در بغلم است. نگران شدم و فکر کردم دست کسی قطع شده است. جا به جا شدم و دیدم که رضا صمدیان است . گفتم فکر کردم دستت قطع شده است.

یک اتوبوس که نیرو می برد ما را دید و ایستاد. آن ها ماشین را صاف کردند ولی هر چه داشتیم بردند از جمله یخ و خربزه و غذاها را بردند.

بالاخره با هر زحمتی بود عباس را هم از ماشین کشیدیم بیرون و به مقر برگشتیم. خلاصه عباس یک ماشین چپی در گردان ما گذاشت.

گروه سه نفره ی شهید پیام پوررازقی و شهید محمد مرادی و من
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=2630
  • نویسنده : حاج ناصر اسماعیل یزدی
  • منبع : خالدین

خاطرات مشابه

22شهریور
گروه سه نفره ی شهید پیام پوررازقی و شهید محمد مرادی و من
23مرداد
لطف شهید سید محمد زینال حسینی فقط شامل برادرش شد
17فروردین
عملیات کربلای پنج به روایت حاج اسماعیل گوهری
دست شفاعت و اخوت با شهید سید محمد زینال حسینی

عملیات کربلای پنج به روایت حاج اسماعیل گوهری

ثبت دیدگاه