• امروز : چهارشنبه, ۹ خرداد , ۱۴۰۳
شهید عبدالرسول زرین

شهیدی که آرامش را از چشمان دشمن ربوده بود

  • کد خبر : 1971
شهیدی که آرامش را از چشمان دشمن ربوده بود

بسم الله الرحمن الرحیم بنده یوسف کشفی هستم  در زمان جنگ اعزامی از بندر عباس بودم و مسیرمان به دارخوین خورد که  نیروهای اصفهان آنجا مستقر بودند. یک پاسگاهی بود که ژاندارمری آنجا را تخلیه کرده بود و بچه های اصفهان به فرماندهی و سرپرستی آقا رحیم صفوی مستقر بودند و ما هم به عنوان […]

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده یوسف کشفی هستم  در زمان جنگ اعزامی از بندر عباس بودم و مسیرمان به دارخوین خورد که  نیروهای اصفهان آنجا مستقر بودند. یک پاسگاهی بود که ژاندارمری آنجا را تخلیه کرده بود و بچه های اصفهان به فرماندهی و سرپرستی آقا رحیم صفوی مستقر بودند و ما هم به عنوان نیروهای پزشکی و امدادی در کنار دوستان اصفهانی تا پایان جنگ ماندیم. سردار شهید عبدالرسول زرین از نیروهای تک تیرانداز و شکارچی و کوهنورد بودند. و در طول جنگ تا زمانی که در حیات بودند نیروی پرثمر و تک تیراندازی ایشان باعث به هلاکت نشستن نیروهای عراقی به خصوص نیروهای گشت  در کمین دشمن بود. آقا رسول کوهنورد و شکارچی بودند از نظر سن و سال نیبت به نیروهای دیگر بزرگتر بودند . آن موقع ایشان چهار فرزند داشت . که با همه ی مشکلات آنها را گذاشته بود و به منطقه آمده بود. تک تیراندازی بود که نیروهای مؤثر عراقی را به هلاکت می رساند. روزهای اول جنگ تجهیزات ما کم بود و اسلحه های ما  بعداً کلاش شد و هر کی هر چی در دسترس داشت آورده بود. ایشان هم یک تفنگ تک تیراندازی خودش که به شکار می رفت را آورده بود و با آن همیشه پیشانی دشمن را هدف می گرفت و دقیقاً وسط پیشانی نیروهای گشت و دیدبانی عراقی ها را  نشانه می گرفت و عراقی ها طوری وحشت کرده بودند که به سختی برای گشت و دیده بانی می آمدند. این مرد شکارچی جبهه ها  روزها به نزدیک ترین نقطه دشمن مستقر می شد و شب در تاریکی برمی گشت و دم صبح به تریکی می رفت . کارش شکار نیروهای مؤثر عراقی ها بود. سردار شهید عبدالرسول زرین مرد بسیار مهربان ،رئوف برای خود و خانواده و بچه های خط و همه بود هرگز لبخند از لب این مرد بزرگوار قطع نشد. هیچوقت به روی خود نمی آورد که من مجروح شدم . خیلی خصوصی به ما که فرمانده بهداری بودیم می گفت  که مجروح شده است و من هم  ایشان را یواشکی به درمانگاه می بردم و پانسمان شان  می کردم. و ایشان اصرار داشتند که کسی متوجه نشود. ضمن اینکه ایشان خودش شکارچی نیروهای دشمن بود در خلال کارش  آموزش هم می داد. نیروهایی برای آینده آموزش می داد. به افراد زیادی آموزش تک تیراندازی داد و تحویل لشکرهای مختلف می داد. ایشان معروف بود به استا د رسول. ایشان واقعا زرین بودند . افراد های زیاد نترسی در خط بودند ولی شاخص و در رأس همه اینها شهید رسول بود که فقط هدفش این بود که دشمن را زمین گیر کند . روحش شاد و نامش گرامی باد و راهش مستدام باشد انشااله .

هیچ وقت نگفت که نمی شود و نمی توانم
لینک کوتاه : https://khaledin.com/?p=1971
  • نویسنده : حاج یوسف کشفی
  • منبع : کانال اصفهان در دفاع مقدس

خاطرات مشابه

06خرداد
پای پیاده تا منزل یار (عج)
هرچه داشت نتیجه ی ارتباط با امام زمان عج بود

پای پیاده تا منزل یار (عج)

05خرداد
نمیدانم الان بروم به حوزه یا بعد از دیپلم
رویای عجیب شهید مصطفی ردانی پور

نمیدانم الان بروم به حوزه یا بعد از دیپلم

23دی
اگر برای خدا کار میکنید ، گفتن ندارد
روایتی از شهید حاج حسین خرازی فرمانده لشگر امام حسین علیه السلام

اگر برای خدا کار میکنید ، گفتن ندارد

ثبت دیدگاه